آن روی سکه؛ چگونه کابوسهای اسپیلبرگ به مهربانترین موجود سینما تبدیل شد؟

ماجرا به پروژهای به نام (Night Skies) بازمیگردد که قرار بود دنبالهای تاریک و هراسانگیز برای «برخورد نزدیک از نوع سوم» باشد. کتاب مکس اوری با استفاده از مصاحبههای اختصاصی با تیم تولید، مسیر تحول این اثر را از یک داستان تهاجم بیگانگان شرور به قصهای لطیف و انسانی واکاوی میکند.
اوری درباره انگیزه خود از نگارش این کتاب میگوید: «همیشه مجذوب “نایتاسکایز” بودم؛ چون طبعی تاریکتر و بدبینانهتر نسبت به این ژانر دارم. برای من جالب بود که روی دیگر سکه ایتی، یعنی یکی از احساسیترین فیلمهای تاریخ، چنین قصهای نهفته است. در واقع روایت رسمی و تبلیغاتی ایتی، داستان یک فیلم جادویی است، اما حقیقت تجاری و پشتصحنه آن کاملاً متفاوت است.»
ریشههای وحشت در واقعیت
ایده «نایتاسکایز» مستقیماً از یک حادثه مشهور در سال ۱۹۵۵ ریشه میگیرد؛ حادثه مزرعه کلی-هاپکینزویل در کنتاکی که ادعا میشد موجوداتی فضایی و شرور به آن حمله کردهاند. اوری معتقد است این واقعه تأثیری زلزلهوار بر فرهنگ عامه داشت و اصطلاح «مردان کوچک سبزپوش» نیز از همینجا متولد شد.
اسپیلبرگ در ابتدا کاملاً مصمم بود. یادداشتهای او بر فیلمنامه جان سیلس نشان میدهد که او به نویسندهاش فشار میآورد تا فضا را ترسناکتر کند و میگفت: «بیایید زهر چشم بگیریم و مردم را بترسانیم.» در آن زمان، قرار بود ران کاب کارگردانی و ریک بیکر جلوههای ویژه را بر عهده بگیرند.
اقتصاد، مادر تغییرات هنری
نقطه عطف این ماجرا حین تولید «مهاجمان صندوقچه گمشده» رخ داد. اسپیلبرگ و ملیسا متیسون تصمیم گرفتند بخش پایانی فیلمنامه یعنی «جاماندن یک فضایی مهربان روی زمین» را به ایدهای مستقل تبدیل کنند. جالب اینجاست که بخشی از این تغییر رویکرد نه صرفاً هنری، که اقتصادی بود. اوری با خنده میگوید: «بخش زیادی از موفقیت ایتی مدیون صرفهجویی مالی است؛ مثلاً با خود گفتند چرا پول ساخت پنج موجود فضایی را بدهیم؟ فقط یکی میسازیم!»
یونیورسال پیکچرز که حقوق این فیلم را در اختیار داشت، ابتدا هیچ باوری به موفقیت آن نداشت و تصور میکرد فیلمی شکستخورده در پیش است. تا جایی که برنامه اکران آن محدود به ۵۰۰ سالن بود و بودجه بازاریابیاش نزدیک به صفر در نظر گرفته شد. اما اکرانهای آزمایشی ورق را برگرداند و استودیو ناگهان متوجه شد با پدیدهای بیسابقه روبهروست.
میراثی که هدر نرفت
کتاب مکس اوری اشاره میکند که ایدههای «نایتاسکایز» هرگز دور ریخته نشدند؛ بخش بزرگی از آن طراحیهای وحشتناک در فیلمهای موفقی مثل «ارواح خبیثه» (Poltergeist) و «گرملینها» (Gremlins) دوباره متولد شدند. این اثر پژوهشی که جزئیاتی دقیق از تاریخ سینما را فاش میکند، قرار است ۲۷ اکتبر به صورت رسمی منتشر شود و پنجرهای تازه به دنیای خلاقانه اسپیلبرگ باز کند.