جستجو در سایت

1405/03/06 16:15

رتبه‌بندی فصل‌های سریال How I Met Your Mother از بدترین تا بهترین

رتبه‌بندی فصل‌های سریال How I Met Your Mother از بدترین تا بهترین
چرا جست‌وجوی «مادر» مهم نبود؛ این دوستی پنج‌نفره بود که سریال را ماندگار کرد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| در یک مرور جامع بر فراز و فرودهای یکی از خلاقانه‌ترین سیتکام‌های قرن، نویسندگان Screen Rant فصل‌های «آشنایی با مادر» (How I Met Your Mother) را از ضعیف‌ترین تا بهترین رتبه‌بندی کرده‌اند؛ مجموعه‌ای که در اوج، با شوخی‌های درخشان و پیچش‌های داستانی غافلگیرکننده می‌درخشید و در سال‌های پایانی، زیر سایه انتظارات سنگین و تصمیم‌های بحث‌برانگیز سازندگان، از کیفیت اولیه فاصله گرفت.

فصل‌های برتر How I Met Your Mother سرشار از شوخی‌های خلاقانه و پیچش‌های داستانی شوکه‌کننده بودند، در حالی که فصل‌های پایانی با افت کیفیت مواجه شدند. جست‌وجوی «مادر» هرگز دلیل اصلی موفقیت سریال نبود؛ این دوستی میان شخصیت‌ها بود که فصل‌های درخشان را رقم زد. فصل نهم نیز به دلیل واکنش منفی گسترده طرفداران نسبت به جدایی رابین و بارنی و پایان‌بندی مربوط به تد و رابین، نتوانست فرود موفقی داشته باشد.

رتبه‌بندی فصل‌های How I Met Your Mother ترکیبی از بهترین و ضعیف‌ترین لحظات یکی از محبوب‌ترین و خلاقانه‌ترین سیتکام‌های این قرن است. سریال این جایگاه را مدیون ثبات قابل‌توجه خود در فصل‌های ابتدایی است؛ فصل‌هایی که پر بودند از شوخی‌های به‌یادماندنی و پیچش‌های داستانی غافلگیرکننده. با این حال، مانند بسیاری از سریال‌های طولانی، کیفیت در سال‌های پایانی کاهش یافت. این به معنای بد شدن سریال نبود، بلکه نشان می‌داد که دیگر به استانداردهای بالای اولیه نمی‌رسد.

How I met your Mother داستان تد موزبی (جاش ردنر) را روایت می‌کند؛ مردی مجرد در نیویورک که به دنبال عشق است اما در یافتن آن ناکام می‌ماند. روایت از آینده انجام می‌شود؛ جایی که تد برای فرزندانش توضیح می‌دهد چگونه با مادرشان آشنا شد. این راز تا قسمت پایانی فصل نهم پنهان ماند، اما همه طرفداران از پایان‌بندی راضی نبودند. با این حال، جست‌وجوی «مادر» دلیل اصلی جذابیت سریال نبود؛ بلکه دوستی پنج شخصیت اصلی بود که فصل‌های درخشانی را رقم زد.

در ادامه هر 9 فصل این سریال جذاب و دوست‌داشتنی را از بد به خوب رتبه‌ندی کرده‌ایم. با سلام سینما همراه باشید. 


فصل ۹ — بدترین فصل

تد بالاخره مادر را معرفی می‌کند


در یک سریال طولانی، فصل پایانی باید فرودی بی‌نقص داشته باشد؛ اما حتی طرفداران دوآتشهٔ سریال نیز معتقدند که HIMYM در این زمینه موفق نبود. تصمیم سازندگان برای روایت کل فصل در طول یک آخر هفته (مراسم عروسی رابین و بارنی) به ریتمی عجیب و ناهماهنگ منجر شد. اما دلیل اصلی قرار گرفتن این فصل در رتبه آخر، پایان‌بندی بحث‌برانگیز آن است.

واکنش منفی طرفداران شدید بود؛ زیرا سریال پس از صرف زمان طولانی برای ساخت رابطه رابین و بارنی، آن‌ها را در پایان از هم جدا کرد و سپس مادر را (که بهترین بخش فصل بود) از داستان حذف کرد. بازگشت تد و رابین نیز بسیاری از بینندگان را ناامید کرد، زیرا تمام فصل به سمت ازدواج رابین و بارنی پیش رفته بود.

بهترین قسمت فصل نهم How Your Mother Met Mother اپیزودی بود که داستان را از نگاه مادر روایت می‌کرد. اما این نقطه قوت نیز در نهایت تحت‌الشعاع پایان‌بندی قرار گرفت.


فصل ۸ — اعتراف رابین و بارنی به عشق‌شان


بازگشت ویکتوریا (یکی از محبوب‌ترین عشق‌های تد) در پایان فصل هفتم، در ابتدا جذاب بود، اما رابطه دوباره آن‌ها در فصل هشتم بیشتر شبیه تکرار گذشته به نظر می‌رسید. این فصل همچنین پایین‌ترین امتیاز منتقدان را در Rotten Tomatoes دارد (۵۴٪).

در حالی‌که پرداختن به والد شدن مارشال و لیلی شیرین بود، برخی خطوط داستانی مانند حضور پدر لیلی یا ماجراهای «کاپیتان» چندان مورد استقبال قرار نگرفت. با این حال، اپیزودهای ویژه همچنان درخشان بودند؛ از جمله حضور نسخه‌های آینده شخصیت‌ها یا آخرین موزیک‌ویدئوی «رابین اسپارکلز».

بهترین قسمت فصل (The Final Page: Part Two) بود؛ جایی که رابین و بارنی دوباره به هم می‌رسند و تد بالاخره رابین را رها می‌کند. اما فصل نهم این لحظه زیبا را کاملاً بی‌اثر کرد.


فصل ۷ — فصلی برای زمینه‌سازی آینده


در این فصل، بینندگان احساس کردند سریال درجا می‌زند. همه منتظر معرفی مادر و پاسخ به معماهای قدیمی بودند. تمرکز زیاد روی رابین خوب بود، اما بسیاری از داستان‌های عاشقانه او تکراری یا کم‌اهمیت به نظر می‌رسید.

با این حال، فصل هفتم چند لحظه احساسی قدرتمند داشت؛ از جمله زمانی که رابین متوجه می‌شود نمی‌تواند بچه‌دار شود، در حالی‌که مارشال و لیلی در انتظار فرزندشان هستند. برخی خطوط داستانی مانند «کراوات اردکی» یا رابطه بارنی و کوئین چندان موفق نبودند.

اپیزودهایی مانند (Tick Tick Tick)، (Symphony of Illumination) و (The Magician’s Code: Part 2) از نقاط قوت فصل بودند.


فصل ۵ — فصل «همزادها»


فصل پنجم یکی از بحث‌برانگیزترین فصل‌های سریال است. تمرکز نیمه اول فصل بر رابطه رابین و بارنی بود؛ رابطه‌ای که بسیاری از طرفداران با آن مشکل داشتند. اپیزودهایی مانند تلاش تد برای آموزش بارنی در نحوه قرار گذاشتن با رابین، چندان مورد استقبال قرار نگرفت.

اما پس از جدایی آن‌ها، فصل کیفیت بهتری پیدا کرد و اپیزودهای خلاقانه‌تری ارائه داد.

فصل ۴ — نقطه اوج روابط و شوخی‌های سریال


فصل چهارم یکی از فصل‌هایی است که بسیاری از طرفداران آن را بازگشتی قدرتمند پس از فراز و نشیب‌های فصل سوم می‌دانند. این فصل با تمرکز بر رابطه بارنی و رابین (که هنوز در مرحله پنهانی و پیچیده خود قرار داشت) لحظات احساسی و کمدی قابل‌توجهی خلق کرد. در همین حال، تد نیز وارد رابطه‌ای جدی با استلا شد؛ رابطه‌ای که در نهایت با یکی از تلخ‌ترین لحظات سریال پایان یافت.

این فصل همچنین شامل برخی از به‌یادماندنی‌ترین شوخی‌های سریال است؛ از جمله اپیزود (The Naked Man) که یکی از محبوب‌ترین گگ‌های HIMYM را معرفی کرد. اپیزودهای دیگری مانند (Benefits)، (Little Minnesota) و (Three Days of Snow) نیز از نقاط قوت فصل بودند و نشان دادند که سریال هنوز می‌تواند ترکیبی از طنز، احساس و روایت خلاقانه ارائه دهد.


فصل ۳ — فصلی کوتاه اما پر از لحظات کلیدی


فصل سوم به دلیل اعتصاب نویسندگان کوتاه‌تر از حد معمول بود، اما با وجود این محدودیت، چند اپیزود مهم و تأثیرگذار ارائه کرد. رابطه تد و رابین پس از جدایی‌شان همچنان سایه‌ای بر داستان داشت و ورود استلا به زندگی تد، مسیر تازه‌ای برای او رقم زد.

این فصل همچنین شامل اپیزودهای محبوبی مانند (Slapsgiving) بود که یکی از ماندگارترین شوخی‌های سریال یعنی «سیلی‌زدن» را به سطح تازه‌ای رساند. با این حال، برخی خطوط داستانی مانند رابطه رابین با گائل یا ماجراهای بارنی در این فصل، از نظر برخی طرفداران چندان قوی نبودند.

فصل ۲ — یکی از بهترین فصل‌های سریال


فصل دوم از نظر بسیاری از طرفداران و منتقدان، یکی از کامل‌ترین و بهترین فصل‌های How I Met Your Mother است. رابطه تد و رابین در این فصل به اوج خود رسید و در کنار آن، داستان‌های فرعی جذابی برای مارشال و لیلی، از جدایی تا آشتی، روایت شد.

این فصل همچنین شامل اپیزودهای کلاسیکی مانند (Swarley)، (Slap Bet) و (Stuff) است؛ اپیزودهایی که نه‌تنها شوخی‌های ماندگار خلق کردند، بلکه شخصیت‌ها را نیز عمیق‌تر ساختند. فصل دوم نمونه‌ای از تعادل کامل میان طنز، احساس و روایت خلاقانه است.


فصل ۱ — شروعی قدرتمند برای یک سیتکام متفاوت

فصل نخست سریال با معرفی شخصیت‌ها، لحن و ساختار روایی منحصربه‌فردش، از جمله استفاده از راوی آینده و فلش‌بک‌های پیچیده، توانست توجه مخاطبان را جلب کند. رابطه تد و رابین از همان ابتدا محور اصلی داستان شد و دوستی پنج‌نفره گروه، ستون احساسی سریال را شکل داد.

اپیزودهایی مانند (Pilot)، (Okay Awesome) و (The Pineapple Incident) از همان ابتدا نشان دادند که سریال قرار است فراتر از یک سیتکام معمولی باشد. فصل اول پایه‌های طنز، شخصیت‌پردازی و روایت غیرخطی را بنا کرد؛ عناصری که بعدها به امضای سریال تبدیل شدند.


فصل ۶ — یکی از احساسی‌ترین فصل‌ها


فصل ششم از نظر احساسی یکی از سنگین‌ترین فصل‌های سریال است. داستان پدر بارنی، رابطه تد با زویی و تلاش مارشال برای کنار آمدن با مرگ پدرش، این فصل را به یکی از عمیق‌ترین بخش‌های سریال تبدیل کرد. اپیزود (Bad News)، با پایان‌بندی تکان‌دهنده‌اش، یکی از احساسی‌ترین لحظات کل مجموعه را رقم زد.

در کنار این لحظات تلخ، اپیزودهای خلاقانه‌ای مانند (Subway Wars) و (Blitzgiving) نیز وجود داشتند که تعادل خوبی میان طنز و احساس برقرار کردند.

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image