از «جنگ ستارگان» تا «ارباب حلقهها»؛ ۱۰ فیلم برتر درباره سفر قهرمان که طرفداران «اودیسه» باید ببینند

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| اصطلاح «سفر قهرمان» (The Hero's Journey) که با نام «تکاسطوره» (Monomyth) نیز شناخته میشود، به الگویی روایی اشاره دارد که جوزف کمبل، اسطورهشناس آمریکایی، در میانه قرن بیستم آن را مطرح و فراگیر کرد. کمبل با بررسی اسطورههای گوناگون متوجه شد که قهرمانان بسیاری از این روایتها مراحل مشترکی را پشت سر میگذارند؛ از دریافت دعوتی برای ترک دنیای آشنای خود گرفته تا مواجهه با آزمونهای دشوار و دستیابی به آزادی و شناختی تازه در پایان مسیر.

این الگوی داستانی الهامبخش آثار سینمایی متعددی بوده است. فیلمهایی که اگرچه لزوماً تمام ۱۷ مرحله موردنظر کمبل را دنبال نمیکنند، اما از ساختار اصلی آن بهره میبرند و مخاطب را با مسیر تحول شخصیت اصلی همراه میکنند.
در ادامه 10 فیلم برتر با محوریت سفر قهرمان را بایکدیگر مرور میکنیم.
۱۰. «جادوگر شهر اُز» (The Wizard of Oz – 1939)

فیلم «جادوگر شهر اُز» یکی از ماجراجوییهای کلاسیک و فراموشنشدنی تاریخ سینما است که با ترکیب تصاویر سیاهوسفید و رنگی، مخاطبان را به سرزمینی خیالانگیز میبرد. داستان درباره دوروتی (با بازی جودی گارلند) است که در جریان سفری غیرمنتظره به سرزمین جادویی اُز میرسد و برای یافتن جادوگری مرموز و بازگشت به خانه، راهی ماجراجویی بزرگی میشود.
این فیلم هنگام اکران به موفقیتی چشمگیر دست یافت و پس از گذشت بیش از ۷۵ سال همچنان یکی از بزرگترین آثار کلاسیک سینمای آمریکا محسوب میشود. ساختار روایی آن نیز نمونهای روشن از الگوی سفر قهرمان است: کانزاس دنیای عادی دوروتی است، ورود او به سرزمین اُز عبور از آستانه دنیایی ناشناخته محسوب میشود و در طول مسیر با شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود که برخی به یاریاش میآیند و برخی دیگر تهدیدی برای او هستند.
۹. ای برادر، کجایی؟ (O Brother, Where Art Thou? – 2000)

فیلم برادران کوئن برداشتی آزاد و طنزآمیز از حماسه «اودیسه» هومر است که داستان آن در دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا میگذرد. اولیس اورت مکگیل و دو همراهش پس از فرار از زندان، سفری پرماجرا را برای بازگشت به خانه آغاز میکنند؛ سفری که در جریان آن با شخصیتها و موقعیتهایی روبهرو میشوند که یادآور ماجراهای ادیسه در مسیر بازگشت به ایتاکا هستند. فیلم با انتقال اسطورهای باستانی به آمریکای قرن بیستم، نشان میدهد که الگوی سفر قهرمان و اشتیاق برای بازگشت به خانه تا چه اندازه در روایتهای مختلف تکرار شده است.
۸. مجموعه فیلمهای «هری پاتر» (Harry Potter – 2001 تا 2011)

مجموعه «هری پاتر» نه فقط یک فیلم، بلکه شامل هشت اثر سینمایی است که بهخوبی از الگوی سفر قهرمان پیروی میکنند. این مجموعه از «هری پاتر و سنگ جادو» به کارگردانی کریس کلمبوس تا «هری پاتر و یادگاران مرگ – قسمت دوم» ساخته دیوید ییتس، داستان بلوغ شخصیت هری پاتر (با بازی دنیل ردکلیف) و دو دوست صمیمیاش را دنبال میکند؛ سه شخصیتی که بهتدریج به مهرههایی کلیدی در جنگ علیه یک جادوگر شرور تبدیل میشوند.
اگرچه هر مخاطبی ممکن است قسمت محبوب متفاوتی داشته باشد، اما تمام فیلمهای این مجموعه در پیشبرد روایت کلی نقش مهمی ایفا میکنند؛ روایتی که بهشدت از الگوی تکاسطوره تأثیر گرفته است. نکته جالب اینجاست که هر فیلم، علاوه بر پیروی از ساختار کلی داستان، نسخه کوچکتری از همین الگو را نیز در دل روایت خود جای داده است. همین وفاداری به مراحل سفر قهرمان یکی از دلایلی است که تماشای این مجموعه را برای مخاطبان در سنین مختلف لذتبخش میکند.
۷. «ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی» (Indiana Jones and the Last Crusade – 1989)

جورج لوکاس و استیون اسپیلبرگ با ساخت «مهاجمان صندوق گمشده» (Raiders of the Lost Ark)، شخصیت ایندیانا جونز را خلق کردند؛ قهرمانی که خیلی زود به یکی از نمادهای ژانر ماجراجویی تبدیل شد. با این حال، قسمت سوم این مجموعه یعنی «ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی» را میتوان یکی از بهترین فیلمهای این مجموعه دانست.
داستان درباره باستانشناسی است که برای یافتن پدر گمشدهاش و جلوگیری از دستیابی نازیها به قدرت افسانهای جام مقدس، وارد ماجراجویی خطرناکی میشود. این فیلم با بازیهای درخشان، بهویژه حضور تأثیرگذار شان کانری در نقش مکمل، صحنههای اکشن هیجانانگیز و شخصیتپردازی قوی، یکی از نمونههای برجسته سینمای ماجراجویی است.
مانند بسیاری از آثار اسپیلبرگ، روایت فیلم نیز از الگوی سفر قهرمان پیروی میکند و مسیر ایندیانا جونز را از لحظه دریافت دعوت به ماجراجویی تا بازگشت پیروزمندانهاش به خانه به تصویر میکشد.
۶. «شهر اشباح» (Spirited Away – 2001)

هایاو میازاکی نهتنها یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ انیمه، بلکه از برجستهترین فیلمسازان ژاپنی و جهان محسوب میشود. او از اواخر دهه ۱۹۷۰ آثار درخشانی ساخته است، اما بسیاری معتقدند شاهکار هنری او در آغاز قرن بیستویکم با «شهر اشباح» رقم خورد؛ انیمیشنی که یکی از معدود آثار غیرآمریکایی برنده جایزه اسکار بهترین انیمیشن بلند است.
این اثر نیز مانند بسیاری از داستانهای فانتزی درباره بلوغ و خودشناسی، از الگوی سفر قهرمان پیروی میکند. شخصیت اصلی در جریان مواجهه با دنیایی ناشناخته و عبور از آزمونهای متعدد، مسیر رشد و تحول را طی میکند. نتیجه، یکی از جذابترین و تأملبرانگیزترین روایتهای انیمیشنی قرن بیستویکم است.
یکی از مهمترین ویژگیهای سفر اودیسئوس، مواجهه با جهانی است که قوانین و موجودات آن با دنیای عادی تفاوت دارند. در «شهر اشباح» نیز شخصیت اصلی وارد دنیایی اسرارآمیز میشود که برای بقا در آن باید شجاعت، هوش و هویت خود را بازشناسد.
۵. «هفت سامورایی» (Seven Samurai – 1954)

آکیرا کوروساوا، فیلمساز برجسته ژاپنی، یکی از تأثیرگذارترین کارگردانان تاریخ سینما است که آثارش الهامبخش نسلهای متعددی از فیلمسازان بودهاند. او در طول دوران حرفهای خود فیلمهای ماندگاری ساخت، اما «هفت سامورایی» معمولاً بهعنوان یکی از تحسینشدهترین آثارش شناخته میشود.
این فیلم حماسی و اکشن که حدود سه ساعت و نیم زمان دارد، داستان هفت سامورایی را روایت میکند که برای محافظت از روستایی در برابر راهزنان، به استخدام گروهی از کشاورزان درمیآیند؛ کشاورزانی که بارها مورد ظلم و غارت این راهزنان قرار گرفتهاند.
کوروساوا با ساخت «هفت سامورایی» عملاً یکی از تأثیرگذارترین نمونههای سینمایی الگوی سفر قهرمان را خلق کرد؛ الگویی که بعدها فیلمسازان بسیاری از آن الهام گرفتند. این اثر نهتنها یکی از بهترین و تأثیرگذارترین فیلمهای سامورایی تاریخ سینما است، بلکه نشان میدهد ساختار اسطورهای سفر قهرمان تا چه اندازه میتواند زمینهساز روایت داستانهایی جذاب و متفاوت باشد.
۴. سهگانه «ارباب حلقهها» (The Lord of the Rings – 2001 تا 2003)

عوامل متعددی سهگانه «ارباب حلقهها» ساخته پیتر جکسون را به یکی از بهترین مجموعههای فانتزی تاریخ سینما تبدیل کردهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای این سهگانه، پیوستگی روایی سه قسمت آن است؛ آثاری که در کنار یکدیگر داستان فرودو (با بازی الایجا وود)، یاران حلقه و تلاش آنها برای نابودی قدرتمندترین ابزار یک فرمانروای شرور را روایت میکنند؛ ابزاری که سرزمین میانه را به وحشت انداخته است.
البته ساختار مبتنی بر سفر قهرمان پیش از اقتباس سینمایی جکسون، در آثار ماندگار جی. آر. آر. تالکین شکل گرفته بود. با این حال، نحوه گسترش این الگو و تبدیل آن به روایتی کاملاً سینمایی، از جمله دستاوردهای تحسینبرانگیز این مجموعه است.
در اسطوره اودیسه، بازگشت به خانه صرفاً رسیدن به مقصد نیست؛ اودیسئوس پس از سالها رنج و تجربه، دیگر همان انسانی نیست که سفرش را آغاز کرده بود. این مفهوم در «ارباب حلقهها» نیز دیده میشود؛ فرودو و همراهانش پس از سفری طولانی و طاقتفرسا، با تجربههایی بازمیگردند که زندگی و نگاهشان به جهان را برای همیشه تغییر داده است.
۳. «لورنس عربستان» (Lawrence of Arabia – 1962)

دیوید لین استاد ساخت فیلمهای حماسی بود و «لورنس عربستان» را میتوان برجستهترین اثر او دانست. این فیلم حماسی و جنگی، داستان واقعی تی. ای. لورنس، افسر انگلیسی را روایت میکند که در جریان جنگ جهانی اول، قبایل پراکنده عرب را برای مبارزه با نیروهای عثمانی متحد و رهبری کرد. لورنس شخصیتی بحثبرانگیز بود و لین توانسته است پیچیدگیهای شخصیتی او را در فیلمی به تصویر بکشد که با وجود مقیاس عظیم تولید، روایتی عمیقاً شخصی و انسانی دارد.
«لورنس عربستان» به لطف صحنههای نبرد باشکوه، ریتم روایی استادانه و بازی پیشگامانه پیتر اوتول، یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما درباره جنگ در صحرا محسوب میشود. این فیلم در مدتزمان نزدیک به چهار ساعت، از ساختار سنتی سفر قهرمان بهره میگیرد؛ انتخابی که به فشردهسازی زندگی و فعالیتهای پیچیده شخصیت اصلی کمک کرده و در عین حال، مهمترین ابعاد هویت او را به شکلی تأثیرگذار به مخاطب منتقل میکند.
2. «شیر شاه» (The Lion King – 1994)

«شیر شاه» محصول سال ۱۹۹۴ نیازی به معرفی ندارد. بسیاری این اثر را یکی از بهترین انیمیشنهای تاریخ دیزنی میدانند؛ جایگاهی که به لطف موسیقیهای ماندگار و پرداخت تأثیرگذار آن به مفهوم فقدان و سوگواری کاملاً قابل درک است. داستان درباره سیمبا (با صداپیشگی متیو برودریک)، تولهشیر و وارث تاجوتخت است که عمویش اسکار (با صداپیشگی جرمی آیرونز) او را فریب میدهد و به تبعید میفرستد تا خودش قدرت را به دست بگیرد.
انیمیشن چشمنواز، طراحی شخصیتهای دوستداشتنی و داستانی جذاب از ابتدا تا انتها، از جمله نقاط قوت این اثر هستند. «شیر شاه» همچنین به مفاهیم فلسفی هویت و خودشناسی میپردازد و با بهرهگیری از ساختار کلاسیک سفر قهرمان، مسیر تحول سیمبا را به شکلی تأثیرگذار به تصویر میکشد. این فیلم از برخی جهات اقتباسی آزاد از نمایشنامه «هملت» اثر ویلیام شکسپیر است، اما شباهت آن به الگوی اسطورهای کمبل نیز به همان اندازه قابل بررسی است.
۱. «جنگ ستارگان» (Star Wars – 1977)

شاید هیچ فیلمی به اندازه «جنگ ستارگان» با الگوی سفر قهرمان شناخته نشود. جورج لوکاس هنگام ساخت این اثر مستقیماً از نظریات جوزف کمبل الهام گرفت و داستان لوک اسکایواکر (با بازی مارک همیل)، پسر جوانی را روایت کرد که زندگی معمولیاش با ورود به ماجرایی فراتر از تصورش دگرگون میشود. او در ادامه به شورشیانی میپیوندد که علیه امپراتوری کهکشانی و حکومت دیکتاتوری آن مبارزه میکنند.
در اسطوره هومر، اودیسئوس پس از جنگ تروا سفری طولانی و پرمخاطره را برای بازگشت به ایتاکا آغاز میکند. او در مسیر با موجودات افسانهای، خدایان خشمگین و آزمونهایی روبهرو میشود که اراده و هوشش را به چالش میکشند.
این همان الگویی است که در «جنگ ستارگان» نیز میبینیم؛ لوک اسکایواکر از زندگی معمولی خود فاصله میگیرد، وارد جهانی ناشناخته میشود و در مسیر تبدیل شدن به یک قهرمان، آزمونهای متعددی را پشت سر میگذارد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.