جستجو در سایت

1404/11/15 12:37

مروری بر سریال «مو به مو» (پرویز شهبازی)، قسمت‌های 4 تا 7 | روایت قابل حدس یا آغاز غافلگیری‌ها؟

مروری بر سریال «مو به مو» (پرویز شهبازی)، قسمت‌های 4 تا 7 | روایت قابل حدس یا آغاز غافلگیری‌ها؟
منصور در قسمت‌های چهارم تا هفتم در دل تنش‌هایی جدی قرار می‌گیرد و همین موضوع از او کاراکتر جالبی ساخته است که مخاطب مشتاق است ادامه‌ی ماجرا را نیز دنبال کند.

اختصاصی سلام سینما؛ تهمینه منصوری روشن: سریال مو به مو که با محوریت شخصیت منصور روایت خود را آغاز کرده بود، اکنون مابین قسمت‌ چهارم تا هفتم این شخصیت را در دل تنش‌های جدی قرار می‌دهد و همین موضوع از او کاراکتر جالبی ساخته است که مخاطب مشتاق است ادامه‌ی ماجرا را نیز دنبال کند.


بیشتر بخوانید:

نقد و بررسی سریال مو به مو | دوربینی که سمت مردم عادی برگشت

نقد و بررسی سریال مو به مو | سریالی که آن را با حساب بانکی‌ات می‌فهمی


 

نگاهی به قسمت چهارم سریال مو به مو

سریال «مو به مو» در قسمت چهارم باردیگر منصور را که تصور میکرد بالاخره میتواند نفس راحتی بابت مشکلات مالی بکشد، در تنگنای جدیدی قرار می‌دهد. پدر او مریض و بد حال است، در همین حین منصور می‌بایست به هر زحمتی که شده از او وکالتی بابت معامله زمین بگیرد. در این مسیر او به هر دری که میزند فایده نمیکند و در نهایت پدرش خیلی زود در خانه فوت میکند. شخصیت منصور پس از این اتفاق باید تصمیمی مهم بگیرد و او شاید کمی بر خلاف انتظار او با دادن وعده پول به دوست محضر دارش او را وادار میکند تا از سمت پدر مرده‌اش وکالتنامه‌ای به نام او تنظیم کند. همین تصمیم زمینه‌ساز اتفاقات بعدی در قسمت‌های پیش روی سریال می‌شود. در پایان قسمت چهارم با نشان دادن مرگ پدر تعلیق خوبی را برای مخاطب ایجاد می‌شود، تا برای دیدن قسمت بعدی آن چشم انتظار باشد.

نگاهی به قسمت پنجم سریال مو به مو

در قسمت پنجم شخصیت منصور باید برای خاکسپاری پدرش کاری بکند و همچین تا دیر نشده برای فروش زمین و گرفتن پول آن از خریدار اقدام کند. قرارگیری او در چنین موقعیتی ابعاد گسترده‌تری از کاراکترش را به ما نشان میدهد. او تصمیم می‌گیرد پدرش را مخفیانه در حیاط خانه دفن کند، از مرگ او به کسی خبر ندهد و به سرعت برای نقد کردن پول زمین راهی شهرستان می‌شود. هرکدام از این لحظات که می‌بایست لحظات سختی برای منصور بوده باشند، به خوبی به ما نشان می‌دهد او تا چه حد به پول اهمیت می‌دهد و برای رسیدن به ثروت (یا شاید هم تعبیر خوابش) حاضر است روی مرزهای اخلاقی پا بگذارد. در پایان این قسمت منصور طلبکارهای خودش را در دفترش جمع می‌کند و این بار از موضع قدرت در برابر آنها قرار می‌گیرد و مانند تاجر موفقی همه را نصیحت می‌کند و به یکباره از شخصیت ضعیف و شکست‌خورده‌ای که تا به اینجا از او دیدیم، فاصله می‌گیرد. در پایان این قسمت منصور دیگر برای مخاطب شخصیتی از طبقه متوسط جامعه که مجبور است با مشکلات مالی دست و پنجه نرم کند نیست، او حالا میلیاردری به حساب می‌آید که برای رسیدن به پولش حتی از پدر خودش نیز گذشته است. 

نگاهی به قسمت ششم سریال مو به مو

در قسمت ششم همانطور که همه‌ی مخاطبین انتظار دارند، منصور شروع به خریدهای گران‌قیمت عجیب‌و‌غریب برای خودش و اطرافیانش می‌کند. همچنین در این قسمت بخش مورد توجه آن است که این شخصیت به طور صریح وضعیت عاطفی خود را مشخص کرده و به آناهیتا که تا قبل از این به عنوان منشی او در شرکتش مشغول به کار بوده پیشنهاد ازدواج می‌دهد و از طرف دیگر در مورد صدف همسر فعلی‌اش تصمیم به جدایی می‌گیرد. با وجود آنکه تا پیش از این از سمت منصور نسبت به صدف مهر و عاطفه دیده بودیم، اما حالا با رسیدن این پول بادآورده، گویا نگاهش به زندگی زناشویی‌اش به کل تغییر کرده است. از سوی دیگر اما او علت این تصمیم را ترک شدنش از سوی صدف در زمان گرفتاری بیان می‌کند، که جلوتر با مشخص‌شدن رفتارهایی که او با همسرش داشته قضاوت مخاطب را نسبت به این مسئله عوض می‌کند.

به طور کلی می‌توان گفت در هر قسمت سریال با هر قدم منصور نه تنها خود او مجبور می‌شود درباره‌ی اطرافیان و اتفاقات تصمیم تازه‌ای بگیرد، مخاطب نیز قضاوتش نسبت به او تغییر خواهد کرد. این موضوع از یکسو می‌تواند بر جذابیت شخصیت او بیافزاید و مخاطب را کنجکاو نگه دارد تا ابعاد تازه‌ای از او را کشف کند، اما از سوی دیگر مخاطب ممکن است همدلی و همراهی‌اش را با شخصیت منصور از دست بدهد و دیگر تصمیمات او برایش قابل درک و فهم نباشد و این موضوع به سادگی از جذابیت سریال می‌کاهد. 

نگاهی به قسمت هفتم سریال مو به مو

در قسمت هفتم زن منصور باردیگر وارد ماجرا می‌شود و سعی دارد به زندگی او بازگردد. صدف که از قصد و علاقه‌ی منصور نسبت به آناهیتا آگاه است نمی‌خواهد اجازه دهد این اتفاق بیافتد، اما پیش از آنکه صدف بخواهد کاری کند شک‌های منصور نسبت به آناهیتا منجر به نصب ردیاب در ماشین او شده که سرانجام ماجرای شخصیت رها برملا می‌شود و منصور متوجه رابطه‌ی پنهانی آناهیتا با او می‌شود. در اینجا علاوه بر برملا شدن این رابطه بعد دیگری از منصور یعنی شکاک بودن و همچنین اینکه او به خودش اجازه می‌دهد در حریم شخصی دیگران دخالت کند، مشخص می‌شود. نقطه‌ی اوج دیگر این قسمت ورود دو برادر دوقلوی منصور است که نقش هر دو را حسن معجونی بازی می‌کند. با حضور آنها فضایی جالب میان این سه برادر شکل میگیرد و رازهای تازه‌ای را درباره‌ی زندگی خانوادگی او برای ما روشن می‌کند. 

روایت قابل حدس یا آغاز غافلگیری؟

مهمترین موضوع مورد توجه آن است که سریال در قسمت‌های بعدی قدرت این را خواهد داشت تا مخاطب را با خود همراه کند یا خیر؟ چون در چنین خط روایی تا حد زیادی مخاطب حدس خواهد زد که بزودی با شکایت و ورود برادرهای ناتنی به داستان منصور گیر خواهد افتاد و ماجرا تمام می‌شود، مگر آنکه خط روایی با غافلگیری جالبی بتواند این الگوی قابل حدس را بر هم بزند. 

از سوی دیگر نمایش دادن موضوع خواب‌های منصور به شکلی پررنگ به عنوان رکن اصلی‌ای که در این سریال از قسمت اول بر آن تاکید شد در جایی ناگهان رها شدند و تنها با اشارات کوچکی به عقاب و یا تصویر آن در داستان باقی مانده است. اگر جلوتر تکلیف آن کاشت‌هایی که در داستان تا به اینجا انجام شده است معلوم نشود احتمال اینکه سریال جذابیت خود را برای مخاطب از دست داده و دیگر کسی کنجکاو دانستن ادامه داستان نباشد وجود دارد. 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image