ده فیلم برتر وودی آلن؛ از آنی هال تا نیمه شب در پاریس
.jpg?w=1200&q=75)
ترجمه اختصاصی سلام سینما - نگار رعنایی: از «خوابآلود» با شوخیهای اسلپاستیک تا «منهتن» با تصویری شاعرانه از نیویورک، علاقهمندان سینما ده فیلم بهیادماندنی وودی آلن را برگزیدهاند. این فهرست تنوع کارنامهی آلن را یادآور میشود: از طنزهای اولیه تا آثار جدیتر و فلسفیتر او. به مناسبت 90 سالگی وودی آلن نگاهی به این آثار انداختهایم.
۱۰. «خوابآلود» (Sleeper)

فیلم «خوابآلود» یکی از کمدیهای دوران ابتدایی کارنامه وودی آلن است که در آن سبک اسلپاستیک و شوخیهای بصری، محور اصلی روایت را تشکیل میدهد. داستان درباره مردی است که پس از یک حادثه، ۲۰۰ سال در حالت انجماد میماند و در آیندهای دیستوپیایی بیدار میشود؛ آیندهای که با فناوریهای عجیب، مناسبات اجتماعی غریب و حکومتی تمامیتخواه اداره میشود.
آلن در این فیلم با ادای احترام به کمدینهای دوران صامت مانند باستر کیتون، از اشیای غولپیکر، حرکات اغراقشده و گجتهای عجیب برای خلق لحظههای خندهدار استفاده میکند. اگرچه «خوابآلود» در مقام یک اثر سیاسی چندان جدی نیست، اما بهواسطه ریتم تند، شوخیهای مکرر و ایدههای خلاقانه، به یکی از آثار ماندگار و محبوب دوران نخست فیلمسازی آلن تبدیل شده است.
۹. «نیمهشب در پاریس» (Midnight in Paris)

گیل، نویسندهای آمریکایی که در آستانه ازدواج است، همراه نامزدش به پاریس سفر میکند؛ شهری که همیشه رؤیای زندگی در آن را داشته. او شبها هنگام قدمزدن در خیابانهای شهر، ناگهان به طرز عجیبی با خودرویی قدیمی روبهرو میشود که او را به پاریس دهه ۱۹۲۰ میبرد؛ زمانی که با نویسندگان و هنرمندان مشهور مانند همینگوی و فیتزجرالد آشنا میشود. این سفر میان گذشته و حال، گیل را در برابر پرسشی اساسی قرار میدهد: آیا نوستالژی میتواند جای واقعیت زندگی را بگیرد؟
طرح قصه خلاقانه است، شوخیهای هوشمندانه فراوانی در دل دیالوگهاست و بازیگران بهخوبی از محدوده معمول خود فراتر میروند. فیلمبرداری داریوش خنجی نیز چشمنواز است و نتیجهی کار، اثری سرگرمکننده و تماشایی از آب درآمده.
۸. «خاطرات استارداست» (Stardust Memories)

فیلم داستان یک کارگردان مشهور بهنام سندی بیتس را روایت میکند که از موفقیتهای گذشتهاش خسته شده و در بحران خلاقیت فرو رفته است. او به جشنوارهای دعوت میشود که در آن باید با هواداران، خبرنگاران و منتقدانی روبهرو شود که هرکدام انتظاری متفاوت از او دارند. در همین حال، خاطرات و رابطههای عاشقانه گذشتهاش—بهویژه با زنی آسیبپذیر و بیثبات—در ذهنش مرور میشود. فیلم با ترکیب واقعیت، خیال و خاطره، تصویری تلخوشیرین از هنرمندی ارائه میدهد که میان هنر، شهرت و زندگی شخصی خود سرگردان است.
این فیلم که هنگام اکران با انتقادهای فراوان مواجه شد، امروز یک شاهکار تمامعیار به شمار میآید. آلن در اوج تواناییهایش، نوعی فیلمسازی شبهاروپایی ارائه داده است. این اثر همچون «ستاره مشهور» (Celebrity) سالها بعد، نگاه آلن به ستایش عجیب مردم از چهرههای مشهور را بازتاب میدهد. و آن نمای بلند با شارلوت رمپلینگ در پایان... بسیار هوشمندانه است.
۷. «عشق و مرگ» (Love and Death)

این فیلم کمدیای فلسفی و پارودیک است که در روسیه قرن نوزدهم میگذرد و داستان بوریس، جوانی ترسو و محافظهکار را دنبال میکند که برخلاف میلش وارد ارتش میشود. او در پیچوخم جنگ، مباحثات اخلاقی، عشق یکطرفهاش به سونیا و طرحی عجیب برای ترور ناپلئون گرفتار میشود. آلن با طنزی هوشمندانه، گفتوگوهایی آمیخته به فلسفه و موقعیتهای کمیک اغراقشده، رقابت ذهنی بوریس با مفهوم مرگ و معنای زندگی را در قالب روایتی بامزه و باشکوه به تصویر میکشد.
یکی از کارهای بامزهی اولیه آلن که در آن دایان کیتون درخشانترین نقش کمدی خود را ارائه میکند. فیلم نشان میدهد آلن چطور پیش از گرایش جدی به سینمای برگمان و داستایوفسکی، با عناصر آثار آنها بازیگوشی میکرد. پنج دقیقه آغازین فیلم شاید خندهدارترین بخشهایی باشد که آلن نوشته است و دیالوگها نیز بهشدت نقلشدنیاند.
۶. «پول را بردار و فرار کن» (Take the Money and Run)

فیلم «پول را بردار و فرار کن» یکی از نخستین تجربههای وودی آلن در مقام کارگردان است؛ کمدیای شبهمستند درباره زندگی ورلین میلر، تبهکاری بیعرضه که هر تلاشی برای ارتکاب جرم، به شکلی مضحک و پیشبینیناپذیر با شکست مواجه میشود. آلن با بهرهگیری از سبک مستندنما، روایت زندگی این خلافکار بدشانس را به مجموعهای از موقعیتهای طنزآلود تبدیل میکند؛ از سرقت بانک با یادداشتهایی که کارکنان را سردرگم میکند تا فرارهای بیثمر و تلاشهای مضحک برای کسب اعتبار در دنیای جرم.
این فیلم، که یکی از بامزهترین آثار اولیه آلن به شمار میآید، ترکیبی از شوخیهای رفتاری، دیالوگهای تند و ضرباهنگ سریع است و بهخوبی نشان میدهد او از همان آغاز مسیر فیلمسازیاش در خلق کمدیهای موقعیتمحور توانایی ویژهای داشته است.
۵. «برادوی دنی رز» (Broadway Danny Rose)

دنی رز، مدیر برنامهای خوشقلب ولی بدشانس در برادوی، تلاش میکند استعدادهای نهچندان موفقش را به صحنههای بزرگ برساند. او برای کمک به یکی از خوانندگانش وارد ماجرایی عجیب میشود که پای گانگسترها، سوءتفاهمهای عاشقانه و تعقیبوگریزهای خندهدار را به میان میکشد. داستان از زاویه دید گروهی از کمدینهای قدیمی روایت میشود و تصویری شیرین، طنزآلود و انسانی از مردی ارائه میدهد که با وجود شکستهای پیدرپی، دست از ایمان به کارش برنمیدارد.
شاهکاری بیمانند؛ آلن و میا فارو هیچگاه اینگونه هماهنگ نبودهاند. صحنه رستوران، که در آن دنی میان از دستدادن باقیمانده پولش و گرفتارشدن توسط خلافکارها مردد میماند، در ذهن مخاطب هک میشود.
شخصیت دنی دوست داشتنی است؛ ایمان بیپایانش به هنرجویانش، مهربانی و نوعدوستیاش… اما آنچه فیلم را برای بیننده جاودانه میکند، نگاه دنی وقتی میشنود یکی از هنرمندانش مدیر برنامهی جدیدی پیدا کرده است. شاید آلن بهترین بازیگر فیلمهای خودش نباشد، اما این لحظه بهترین بازی اوست.
۴. «هانا و خواهرانش» (Hannah and Her Sisters)

غیر از «منهتن»، این فیلم بیش از هر اثر دیگری نیویورکی رمانتیک را در ذهن زنده میکند؛ نیویورکی که دیگر وجود ندارد—سوهوی بوهمی بدون فروشگاههای زنجیرهای، کتابفروشیهای قدیمی، و سینماهایی که هنوز در آنها میشد فیلمهای برادران مارکس دید. سه خواهر فیلم، پیچیده اما دوستداشتنیاند و انتخاب بازیگران بینقص بوده است. نقش آلن نیز پس از شخصیت آلوی سینگر، بهترین نقش اوست. فیلم همچون تابلویی پاییزی، سرشار از حسرت، دانایی و جذابیت بصری است؛ ثبت واپسین نفسهای نیویورک هنری و رمانتیک پیش از دورهای تلختر در آثار آلن.
داستان فیلم در سه سال و میان سه خواهر در نیویورک میگذرد. هانا، خواهر بزرگتر، ستون خانواده است اما زندگی آرام او در برابر بحرانهای احساسی خواهرانش قرار میگیرد. لی درگیر رابطهای پیچیده با شوهر هاناست و هالی نیز در تلاش برای یافتن مسیر شغلی و عشقی خود است. روایت فیلم با رفتوآمد میان نگاه این سه زن و مردانی که در زندگیشان حضور دارند، شبکهای از روابط خانوادگی، خیانت، بخشش و جستوجوی معنا را به تصویر میکشد.
۳. «جنایتها و بزهکاریها » (Crimes and Misdemeanours)

فیلم دو داستان موازی را دنبال میکند: یکی درباره جودا، چشمپزشکی موفق که رابطه پنهانیاش تهدیدی برای زندگی خانوادگیاش میشود و او را به تصمیمی هولناک سوق میدهد؛ دیگری درباره کلیف، مستندساز بدشانس و اخلاقمداری که درگیر ساخت فیلمی درباره یک چهره مشهور میشود که از او متنفر است. این دو خط داستانی در کنار هم پرسشهایی اخلاقی درباره جرم، گناه، قدرت و بیکیفرماندن خطاها را طرح میکنند و تضاد میان وجدان انسانی و واقعیت جامعه را آشکار میسازند.
آلن در این فیلم بسیاری از عادتهای نوجوانانه آثار اولیهاش را کنار میگذارد و نقدی اخلاقی و جدی درباره قدرتی ارائه میکند که میتواند قتل مرتکب شود و در عین حال مورد احترام قرار گیرد. فیلمی تنشآلود، اخلاقمحور و تأثیرگذار که میتوان مضمون آن را به بسیاری از قدرتمندان تاریخ تعمیم داد. شاهکاری آرام و سنگین که سایر آثار آلن را در مقایسه، سبکتر جلوه میدهد.
۲. «آنی هال» (Annie Hall)

فیلم داستان رابطه پر فراز و نشیب آلوی سینگر، کمدینی عصبی و درونگرا، با آنی هال، زنی آزاداندیش و متفاوت است. روایت با نگاهی پسنگرانه و گفتاری طنزآلود، مراحل آغاز، اوج و فروپاشی رابطه این دو را مرور میکند. آلن با شکستن دیوار چهارم، فلشبکهای خلاقانه و تکنیکهای روایی غیرمتعارف، دنیای ذهنی آلوی و پیچیدگیهای روابط عاطفی را به شکلی تازه و صمیمی به تصویر میکشد. این داستان در نهایت تمی تلخوشیرین از عشق، تغییر و ناتوانی انسان در نگهداشتن لحظههای خوش ارائه میدهد.
«آنی هال» نقطه تعادلی کامل میان آثار آشفته اولیه و فیلمهای درونگرای دهه هشتاد است؛ سرشار از موضوعات جدی اما آمیخته با طنز فراوان. از سکانس تخیلات رانندگی کریستوفر واکن گرفته تا زیرنویسهایی که «واقعاً چه فکر میکنند» را آشکار میکند و گفتوگو با رهگذران درباره زندگی خصوصیشان. شیمی بینظیر میان دو نقش اصلی هرگز تکرار نشده است. دایان کیتون در بهترین نقش دوران کاریاش، شخصیتی کاملاً ساختهوپرداخته ارائه میدهد؛ او در تاریخ فیلمهای رمانتیک بیهمتاست.
۱. «منهتن» (Manhattan)

در میان آثار بسیار آلن، «منهتن» همچون نامهای عاشقانه به یکی از بزرگترین شهرها و در عین حال تصویری شخصی از خالق آن است. فیلم میتواند هم تراژدیای کمیک باشد و هم کمدیای تراژیک؛ و بیش از هر فیلم دیگر آلن، دیدگاه واقعی او نسبت به خودش را بازتاب میدهد.
«منهتن» خندهدار، هوشمندانه و رمانتیک است؛ همهچیزی که از یک فیلم وودی آلن انتظار دارید. فیلمبرداری سیاهوسفید فیلم پر از زیبایی خیرهکننده است و همراهی آن با «راپسودی آبی» و آتشبازی، یکی از ماندگارترین افتتاحیههای تاریخ سینما را میسازد. جالب اینکه آلن این فیلم را شکست میدانست و همین، بهنوعی بر کمال آن میافزاید.
در سکانس پایانی، دو شخصیت پایان رابطهشان را در کنار موسیقی ویولن تنها مرور میکنند؛ ارکستر که اوج میگیرد، تصویر شهر نیز آنها را در خود میبلعد. عشق در کلانشهر هرگز چنین شاعرانه به تصویر کشیده نشده است.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.