برادران محمودی با «یل» سقوط آزاد کردند؛ اما چرا؟!

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| مخاطب بعضی از پاسخها را پیش از خود سریال پیدا میکند. از همان قسمت اول، میتوان حدس زد کدام دختران درگیر ماجرا میشوند و با تغییر ژاندارم و آغاز پروندهسازی، بهراحتی میتوان پیشبینی کرد که قرار است اتهام جنایت را به گردن سهراب، با بازی میلاد کیمرام، بیندازند؛ اتفاقی که دقیقاً هم رخ میدهد.
مسئله فقط قابل پیشبینی بودن نیست؛ «یل» برای رسیدن به همین نقطه هم بیش از حد مکث میکند. روایت از خلاصه داستانش عقبتر حرکت میکند و بهجای آنکه با تصویر، میزانسن و جزئیات تعلیق بسازد، بخش زیادی از بار قصه را بر دوش دیالوگها میگذارد. مخاطب بهجای کشف سرنخها، بیشتر شنونده توضیحات است و بهجز هویت قاتل، تقریباً همهچیز قابل پیشبینی پیش میرود.
تلخی موضوع، جای پیچیدگی روایت را نمیگیرد
موضوع «یل» بهشدت تلخ و تکاندهنده است، اما روایت آن بسیار دمدستی به نظر میرسد. سریال بیش از آنکه از پیچیدگی روایتش انرژی بگیرد، بر سنگینی موضوعش حساب کرده است. طبیعی است که چنین حادثهای مخاطب را ناراحت کند، اما ناراحتی تماشاگر لزوماً نشانه موفقیت فیلمنامه نیست؛ گاهی فقط خود موضوع تلخ است.
این سادگی در شخصیتپردازی هم دیده میشود. انگار در دنیای «یل»، آدمها یا باید تمامقد شریف باشند یا تمامقد کثیف؛ درحالیکه جایی برای خاکستری بودن، تناقض و پیچیدگی شخصیتها باقی نمیماند. همین پیچیدگیهاست که میتواند یک درام جنایی را از روایتی دمدستی متمایز کند.
نوید محمدزاده؛ کارآگاه یا شخصیت منفی کارتونها؟
یکی از بزرگترین مشکلات سریال، بازی نوید محمدزاده در نقش ملک است. او بیش از آنکه یک کارآگاه فاسد و مرموز باشد، به شخصیتهای منفی کارتونها شباهت دارد. از لحن و ژست گرفته تا واکنشهایش، همهچیز با اغراق همراه است؛ انگار بازیگر میخواهد در هر صحنه به مخاطب یادآوری کند که با آدم بد قصه طرف است. اجرایی اغراقشده و دور از باور که از پیچیدگی این شخصیت کم میکند.
درحالیکه شرارت، وقتی زیرپوستی و کنترلشده اجرا شود، میتواند بهمراتب ترسناکتر باشد. کافی است نقشآفرینی کامران تفتی و مجتبی پیرزاده در «پوست شیر» را به یاد بیاوریم؛ شخصیتهای منفیای که مخاطب را درگیر خود میکردند، بیآنکه مدام بدجنسیشان را به رخ بکشند.
سقوط آزاد پس از «پوست شیر»
به همین دلیل است که میتوان گفت برادران محمودی با «یل» سقوط آزاد کردهاند؛ دستکم در مقایسه با انتظاری که پس از «پوست شیر» از آنها شکل گرفته بود. «یل» نه در تعلیق و غافلگیری، نه در شخصیتپردازی و نه در ظرافت اجرا، نتوانسته است آن انتظار را برآورده کند.
مشکل سریال این است که هم قصهاش زودتر از موعد لو میرود، هم برای روایتش بیش از حد وقت تلف میکند و هم فرصت چندانی برای کشف و غافلگیری به مخاطب نمیدهد. در یک درام معمایی، قرار نیست فقط قاتل را پنهان کنیم؛ باید کاری کنیم مخاطب در تمام مسیر به آنچه میبیند شک کند.
«یل» فعلاً بیشتر توضیح میدهد تا معما بسازد و بیشتر بر تلخی اتفاقات حساب میکند تا قدرت روایتش. اما تلخ بودن یک داستان، بهتنهایی آن را به یک درام خوب تبدیل نمیکند.

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.