یک نقد منفی بر فیلم «زندهشور» (کاظم دانشی)؛ چالش مستندسازی و روایت قصه

اختصاصی سلام سینما؛ علی کریمی: انتخاب این تم هیچگاه برای کاظم دانشی آسیب نخواهد داشت. او سال ها پرونده های قضایی و جنایی را کنکاش کرده؛ مستند های متعدد ساخته و در میان قصه های پرماجرایی که شاید هر کدامشان قابلیت تبدیل شدن به یک درام جذاب را داشته باشد، زیست کرده است. چه چیز بهتر از این برای یک فیلمساز که فیلمی بسازد از آنچه که زیست کرده.
بیشتر بخوانید:
نقد و بررسی فیلم «زندهشور» به کارگردانی کاظم دانشی | پخته در فرم، محافظهکار در بیان مواضع
پخودش می گوید، از نزدیک شاهد 200 اعدام بوده و هیچگاه از پرونده های جنایی دور نبوده است. بنابراین هیچگاه ساخت یک فیلم در تم قضایی و جنایی نمی تواند برای او ایراد داشته باشد. ضمن اینکه دانشی تعهدش به سینمای مستند را زیر پا نمی گذارد و سعی دارد مثلِ آثار قبلیش، «بیبدن» و «علفزار»، روایتگر قصه هایی باشد که برگرفته از پرونده های واقعی است.
شاید از همین جا مشکل آغاز می شود. فیلمساز برای تعهد به حقیقت در دراماتیزه کردن قصه دچار مشکل می شود. پای شخصیت پردازی که وسط می آید، اتفاقات، جایگزین کنش های شخصیت ها می شود و شخصیت پردازی به مشکل می خورد.
بیایید بیشتر به قصه «زنده شور» نزدیک شویم. قصه ای که روایتگر شب اعدام 5 محکوم به قصاص است. شخصیت های متعددی که به دلایل مختلف، نسبتی با این محکومان به اعدام دارند، آرام آرام به قصه اضافه می شوند. اضافه شدن شخصیت ها همراه با کنشگری آن ها نیست. شخصیت دختری که برای اعدام شوهر خواهر قاتلش، به محل اجرای حکم آمده، ابتدا با درخواست بخشش برای یک متهم دیگر آغاز می شود. بی آنکه ما از روحیات این دختر شناخت داشته باشیم. شناختی که با عمل اتفاق می افتد نه با دیالوگ و البته رویداد های فیلم.
مشکل بعدی، از دل همین نقصان در شخصیت پردازی به وجود می آید. دیالوگ ها به دلیل نداشتن زیرساخت شخصیتی، با تناقض هایی در روند کلی فیلم همراه می شود. در تعدادی از سکانس ها، دیالوگ گفتن با نماینده دادستانی، غیر معقول به نظر می رسد. البته شخصیت اصلی قصه که نماینده دادستانی است، بیشتر در کانون توجه فیلمنامه نویس قرار دارد اما کنار شخصیت های جانبی در حد تیپ باقی می ماند. حتی تغییرات رفتاری او در روند قصه، به نوعی ناگهانی اتفاق می افتد و خبری از تعلیقی که این تغییر را آرام آرام نشان دهد، نیست.
درست است که فیلمنامه نویس با قرار دادن گره ها متعدد و ایجاد عطف ها، سعی در ایجاد کشش در قصه را دارد، اما برای تماشای این فیلم 2 ساعت و 14 دقیقه، به چیزی فراتر از هیجان نیاز است. لحظه درخواست عفو از اولیای دم، اشک های مادر یک قاتل برای نجات فرزندش و بی قراری محکومان به اعدام برای ایجاد کشش جایگزین روایت یک قصه ای شدند. درست است که فیلم ساز سعی در ایجاد پیرنگ هایی در خلال قصه را دارد و لایه های متعددی از اتفاقات را در زندگی هر شخصیت ایجاد می کند اما هیچ کدام در خدمت روند کلی قصه نیست.
کاظم دانشی بعد از اکران فیلمش گفت برای اکران عمومی بعد از جشنواره، فیلم را کوتاه تر می کند. این کار شاید بخشی از ایرادات فیلم را برطرف کند اما برطرف کننده بسیاری از اشکالات آن نخواهد بود.