جستجو در سایت

1404/10/15 13:43

نسبت سینمای ایران با تحولات اجتماعی؛ ترقی معکوس!

نسبت سینمای ایران با تحولات اجتماعی؛ ترقی معکوس!
چه شد که سینمای ایران از جامعه جا ماند؟

اختصاصی سلام سینما - آریا قریشی: اگر به فیلم‌های روی پرده سینمای ایران نگاه کنیم چه می‌بینیم؟ مجموعه‌ای از فیلم‌های کمدی که به نظر نمی‌رسد نسبت چندانی با شرایط روز جامعه داشته باشند و گروهی فیلم غیرکمدی که فروش چندانی ندارند. هر چند امسال معدود فیلم‌هایی همچون «پیرپسر» (اکتای براهنی) روی پرده رفتند که، لااقل از جنبه‌ای استعاری، می‌شد ربطی میان آن‌ها و وضعیت پیرامون پیدا کرد، اما این فیلم‌ها هم بیشتر همچون جرقه به‌نظر می‌رسند و نمی‌توان به کلیت سینمای این روزها تعمیم‌شان داد.

سینمای خنثایی که می‌بینیم، ادامه مسیری است که بیش از 15 سال پیش شروع شد. قبل از آن، با وجود تمام محدودیت‌ها، بخش قابل توجهی از فیلم‌های مهم سینمای ایران بازتابی (ولو ناقص) از شرایط محیطی بودند. حتی اگر از بسیاری از فیلم‌های مهم اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 (که از «زیر پوست شهر» تا «شوکران» و از «دختری با کفش‌های کتانی» تا «متولد ماه مهر» را شامل می‌شدند) بگذریم، در طول دهه هشتاد هم با نمونه‌هایی همچون «نفس عمیق» و «سنتوری» روبه‌رو می‌شویم که خیلی‌ها می‌توانستند خود را در آینه آن‌ها ببینند.

با این وجود اوضاع در اواخر دهه 80 تغییر کرد. پس از التهاب‌های انتخابات سال 88، دیگر وضعیت مثل سابق نبود. فیلمسازان زیادی سعی کردند، مستقیم یا غیرمستقیم، به شرایط ویژه آن روزها بپردازند. با این وجود حتی زمانی که گروهی از فیلمسازان «خودی» مثل کمال تبریزی (در «خیابان‌های آرام») و ابراهیم حاتمی‌کیا (در «گزارش یک جشن») سراغ شرایط پسا 88 رفتند، پشت سد توقیف ماندند و فقط آثاری فرصت اکران عمومی پیدا کردند و حتی حمایت شدند که مستقیما مورد تایید نگاه رسمی بودند.

این استراتژی، پیغام آشکاری برای سینماگران داشت. فضای ساخت آثار انتقادی تنگ‌تر شد و همین، نقطه شروع فاصله گرفتن سینمای ایران از جامعه بود. با این وجود، روند سقوط ارزش پول ملی که از ابتدای دهه 90 به‌شکل آشکاری خودنمایی کرد، فیلمسازان را از دغدغه‌های مدنی به‌سمت حوزه امن‌تر بحران اقتصادی هدایت کرد. اگر جریان‌سازترین فیلم اواخر دهه هشتاد («جدایی نادر از سیمین») با ترکیبی از مسائل اقتصادی و بحران اخلاق فردی پیش می‌رفت، فیلم مهم اواسط دهه 90 («ابد و یک روز») تماما به نمایش تبعات بحران اقتصادی و نقش خود مردم در مدیریت آن اختصاص داشت. این چرخه منجر به تولید فیلم‌هایی شد که در مواردی هم موفقیت تجاری قابل‌قبولی کسب می‌کردند و هم در جلب نظر منتقدان موفق نشان می‌دادند.

با این وجود جامعه با روندی فزاینده در حال تغییر بود و سینمای ایران کماکان روی موج بحران اقتصادی حرکت می‌کرد. دسته‌ای از فیلم‌های ایرانی با رویکردی اگزوتیک سراغ طبقات پایین رفتند و تصویری گاه انتزاعی از آن دسته از مردم به تصویر کشیدند.

این شکاف بعد از وقایع سال 1401 به اوج رسید. معترضان داشتند دغدغه‌هایی را مطرح می‌کردند که سینمای ایران اصلاً نمی‌توانست به آن‌ها نزدیک شود، مگر این‌که گشایشی در شرایط قانونی ایجاد می‌شد. در این دوره بود که جریان سینمای زیرزمینی (که عملا پس از سال 88 جان گرفته بود) به اوج رسید و دوقطبی تازه‌ای در سینمای ایران شکل گرفت. فیلم‌های زیرزمینی نه‌فقط از حیث پوشش بازیگران زن، بلکه از نظر مضامین مطرح‌شده هم وارد حوزه‌هایی شدند که بخش مجوزدار سینمای ایران به‌سختی امکان حرکت در حاشیه‌های آن را داشت. بنابراین به‌تدریج با سینمایی روبه‌رو شدیم که هنوز داشت مضامینی را مطرح می‌کرد که می‌شد حتی در اوایل دهه 70 هم آن‌ها را به بحث گذاشت درحالی‌که جامعه ایران دیگر نسبت چندانی با آن سال‌ها نداشت.

راه‌حل مدیریت سینمای ایران در این سال‌ها، تمرکز دوباره بر فیلم‌های کمدی بود. هر چند سلطه کمدی‌ها در دو دهه اخیر امری تکرارشونده بوده اما حتی تا اواخر دهه 90 هم حضور درام‌های پرفروش اجتماعی مثل «رگ خواب»، «مغزهای کوچک زنگ‌زده»، «فروشنده» و «متری شیش و نیم» تا حدی این روند را متعادل می‌کرد.

با این وجود، همین مدل کمدی‌های کم‌خطر یکی از معدود فضاهایی بود که سینماگران ایرانی توانستند رگه‌هایی از وضعیت روز را به آن وارد کنند. بردن داستان به دهه 50 یا 60 این فرصت را به فیلمسازان می‌داد تا در قالب طنز ایده‌هایی را مطرح کنند که نمایش آن‌ها با داستانی در زمان فعلی می‌توانست حساسیت‌برانگیز باشد. شاید بتوان بخشی از موفقیت چشمگیر فیلم‌هایی مثل «فسیل» را از این دریچه بررسی کرد. با این وجود، همین ارتباط نیم‌بند هم فقط در مورد تعداد انگشت‌شماری از کمدی‌های سینمای ایران صدق می‌کند.

با این وجود چنین ایده‌هایی برای حفظ پیوند معنایی سینما و جامعه کافی نبوده و نیستند. بسیاری از دغدغه‌هایی که در این سال‌ها با آن‌ها مواجه می‌شویم عملا جای چندانی در بخش مجوزدار سینمای ایران ندارند. ادامه این روند، ممکن است شاخه دارای مجوزِ سینمای ایران را به جزیره‌ای منتزع از بخش زیادی از جامعه تبدیل کند (اگر همین الآن چنین اتفاقی نیفتاده باشد).
 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image