جستجو در سایت

1404/11/13 15:59

منوچهر هادی هر چه باشد، معترض نیست | در این شرایط، سینما یا مطیع است یا بی‌ربط

منوچهر هادی هر چه باشد، معترض نیست | در این شرایط، سینما یا مطیع است یا بی‌ربط
اظهارات منوچهر هادی در نشست خبری فیلم «خیابان جمهوری»، بیش از آن‌که تلاشی برای توضیح یک موضع هنری باشد، تکرار کامل منطق سینمایی است که می‌خواهد «معترض» باشد، اما حاضر نیست حتی یک گام از محدوده‌ی امن قدرت خارج شود.

اختصاصی سلام سینما؛ محمد کفیلی| اظهارات منوچهر هادی در نشست خبری فیلم «خیابان جمهوری»، بیش از آن‌که تلاشی برای توضیح یک موضع هنری باشد، تکرار کامل منطق سینمایی است که می‌خواهد «معترض» باشد، اما حاضر نیست حتی یک گام از محدوده‌ی امن قدرت خارج شود.


بیشتر بخوانید:

ادعای منوچهر هادی، کارگردان خیابان جمهوری: ترجیح می‌دهم اعتراضم را به جای خیابان، در آثارم نشان بدهم


این‌که منوچهر هادی در حاشیه نشست خبری بگوید: «حالا که یه تعداد جوون کشته شدن، نمی‌تونیم زندگی رو تعطیل کنیم»، نه فقط یک جمله‌ی غیرحساس، بلکه تقلیل فاجعه‌ی اجتماعی به یک مزاحمت روزمره است. در این جمله، مرگ سیاسی حذف می‌شود و جای آن را «ادامه‌ی زندگی» می‌گیرد؛ همان کلیدواژه‌ای که قدرت برای بی‌اثر کردن اعتراض به کار می‌برد. این نگاه، نگاه یک فیلم‌ساز اجتماعی نیست؛ نگاه مدیریتی به بحران است.

سینمایی که دو دهه از جامعه عقب است

«خیابان جمهوری» اگر قرار است فیلمی اجتماعی تلقی شود، دست‌کم باید به جامعه‌ی حال حاضر نزدیک باشد؛ اما فیلم با سوژه‌ها، تیپ‌ها و بحران‌هایی سروکار دارد که در بهترین حالت به سینمای اجتماعی دهه‌ هشتاد تعلق دارند و یک عصاره تلخ درجه چندم از فیلم «چهارشنبه سوری» اصغر فرهادی است که هادی در این اثر دستیار اول کارگردان بود. این فیلم در دو دهه قبل سیر می‌کند و از زمانه خود عقب است، این فیلم در دورانی مانده که هنوز می‌شد بدون نام بردن از قدرت، درباره‌ی «رنج» حرف زد. در سال ۱۴۰۴، این نوع روایت دیگر نه جسورانه است و نه حتی مرتبط و صرفا اصراف سرمایه است.

سینمای اجتماعی، بدون نشان دادن ریشه‌ رنج، صرفاً بازنمایی تزئینی درد است. فیلمی که فقر، بحران یا خشونت را نشان می‌دهد اما عامدانه از ساختار سیاسی، نهاد سرکوب و نسبت قدرت با زندگی روزمره فاصله می‌گیرد، سینمای اجتماعی نیست؛ سینمای بی‌خطر است. چنین اثری نمی‌تواند معیار اعتراض باشد، چون اساساً برای حذف خطر طراحی شده است.

اعتراض بدون هزینه؛ ژستی که آشناست

منوچهر هادی می‌گوید: «من می‌خوام اعتراضم رو به جای خیابان در آثارم نشان بدهم.»، این جمله اگر از دهان یک فیلم‌ساز مستقل می‌آمد که بهایش را پرداخته، قابل بررسی بود؛ اما از کارگردانی که سال‌ها در امن‌ترین بخش صنعت تصویر فعالیت کرده، بیشتر شبیه توجیهی برای ماندن در حاشیه‌ی امن است. اعتراض، وقتی به هنر منتقل می‌شود، باید رادیکال‌تر شود، نه محافظه‌کارتر. هنری که هیچ هزینه‌ای ندارد، اعتراض نیست؛ مدیریت نارضایتی است.

سابقه‌ای که همه‌چیز را روشن می‌کند

نگاهی به کارنامه‌ی منوچهر هادی از سریال‌هایی مانند «دل»، «عاشقانه»، «نیسان آبی» تا فیلم‌هایی چون «من سالوادور نیستم»، «رحمان ۱۴۰۰» و حالا «خیابان جمهوری» نشان می‌دهد با فیلم‌سازی طرف هستیم که نه دغدغه‌ی سیاست دارد، نه جسارت نقد ساختار. جهان آثار او، جهانی فردی، ملودراماتیک و کاملاً بی‌مسئله است؛ جهانی که در آن، هیچ‌گاه قدرت دیده نمی‌شود و هیچ‌گاه پرسش اصلی مطرح نمی‌شود.

چنین کارنامه‌ای را نمی‌توان ناگهان «معترض» نامید، فقط چون کارگردان در نشست خبری از واژه‌ی اعتراض استفاده کرده است. اعتراض، سابقه می‌خواهد؛ تداوم می‌خواهد؛ و مهم‌تر از همه، ریسک می‌خواهد.

چرا نقد صریح در جشنواره فیلم فجر ممکن نیست؟

در ساختارهای تمامیت‌خواه، مسئله فقط سانسور رسمی نیست، بلکه درونی‌شدن ترس است. فیلم‌سازی که پیشاپیش می‌داند چه نگوید، کجا نایستد و چگونه «امن» حرف بزند، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، اثرش به واقعیت نزدیک نمی‌شود. محافظه‌کاری دقیقاً همان نقطه‌ای است که سینما از حقیقت فاصله می‌گیرد.

به همین دلیل، ادعای نقد صریح در چنین بستری بیشتر یک تناقض است تا موضع. نمی‌توان هم در ساختار ماند، هم از امکاناتش بهره برد، هم حذف نشد و هم مدعی اعتراض بود.

«خیابان جمهوری» و اظهارات کارگردانش، نه نشانه‌ی جسارت که سندی از ناتوانی سینمای رسمی در مواجهه با واقعیت است. سینمایی که از جامعه عقب است، محافظه‌کار است و هزینه‌ای نمی‌دهد، نه اجتماعی است و نه معترض. نام این وضعیت هرچه باشد، اعتراض نیست.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image