جستجو در سایت

1405/02/02 16:42

پارادوکسِ ثروت و لذت؛ زندگی ارزشش را دارد؟

پارادوکسِ ثروت و لذت؛ زندگی ارزشش را دارد؟
پس از حدود یک ماه توقیف سرانجام قسمت دوم «بدنام» از توقیف خارج و در فیلیمو منتشر شد.
به گزارش سلام سینما

حامد عنقا نویسنده این اثر است و اگر بخواهیم نخی نامرئی میان آثار او متصور شویم، آن نخ موضوع فلسفه زیستن است. او در اکثر آثارش از جمله «بدنام»، شخصیت‌ها را در میان انبوهی از پول، قدرت و فساد محصور می‌کند، اما درست در لحظه‌ای که مخاطب غرق در زرق‌وبرق ثروت است، نویسنده زیر میز می‌زند.

امضای شخصی عنقا در این اثر، بیش از هر چیز در تقابل میان مادی‌گرایی و معنای زیستن تجلی پیدا می‌کند. او شخصیت‌هایش را در اقیانوسی از ثروت و قدرت غرق می‌کند، اما درست در لحظه‌ای که بوی مرگ و خودکشی به مشام می‌رسد، «ستایش زندگی» را از آستین بیرون می‌آورد.

عنقا می‌خواهد بگوید هرقدر هم که مناسبات مالی، جهان ما را به محاصره درآورده باشند، باز هم زندگی لذت‌های کوچک و کشف‌نشده‌ای دارد که قیمت‌ناپذیرند. در جهان او، پول اغلب یک «پوشش» فریبنده است، اما حقیقت در جزئیاتی مثل طعم یک لبوی داغ پس از نجات از سقوط نهفته است. او مرگ را به تصویر می‌کشد تا ضرورتِ بازگشت به این لذت‌های مینیاتوری را یادآوری کند.

در لایه‌های عمیق‌تر «بدنام»، ما با یک پرسش اگزیستانسیال مواجهیم: «آیا پول می‌تواند خلأ معنا را پر کند؟». پاسخِ درام یک «نه» قاطع است. نمایش بن‌بست روانی شخصیت‌هایی که به ظاهر همه چیز دارند، هشداری است به جامعه‌ای که خوشبختی را تنها در انباشت ثروت می‌بیند. سریال با نمایشِ میل به نیستی، در واقع راهِ رسیدن به هستی را نشان می‌دهد. اینجاست که آن «لذت‌های کوچکِ کشف‌نشده» مثل عشق به عنوان تنها پادزهر در برابر سمِ خودکشی و ناامیدی معرفی می‌شوند.

وقتی ساختار روایت، انتهای داستان را فاش کرده است، یعنی همان نگاه تقدیرگرایانه‌ای که در قسمت اول دیدیم، تمرکز بر «اهمیت زندگی» دوچندان می‌شود. وقتی می‌دانیم زندگی تمام شخصیت‌ها در نهایت محکوم به فروپاشی است، هر لبخند، هر لحظه عاشقانه و هر کشف کوچک شخصیت‌ها در مسیر زندگی را، برای مخاطب قیمتی‌ می‌دانیم. اینجا ستایش زندگی نه در «بقای ابدی»، بلکه در «کیفیت لحظه» معنا پیدا می‌کند. فیلم به ما می‌گوید: «حتی اگر بدانی ته این راه تاریک است، باز هم ارزشش را دارد که برای آن زیبایی‌های کوچک و کشف‌نشده، تا انتها بروی.»

در نهایت، «بدنام» با همان امضای همیشگی سازندگانش، ما را با این پرسش تنها می‌گذارد: چقدر از آن چیزی که «زندگی» می‌نامیم، واقعاً متعلق به خودمان است و چقدر از آن، قربانی تقدیر و انتخاب‌های اشتباه ما، در میانه میدان پول و قدرت شده است.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image