جستجو در سایت

1405/02/28 16:15
نقد فیلم‌های جشنواره کن 2026

نقد فیلم Hope| اکشن علمی‌–تخیلی ناهونگ‌جین که از همان لحظه اول بوی «کالت کلاسیک» می‌دهد

نقد فیلم Hope| اکشن علمی‌–تخیلی ناهونگ‌جین که از همان لحظه اول بوی «کالت کلاسیک» می‌دهد
ناهونگ‌جین پس از یک دهه غیبت با «امید» بازگشته؛ اثری عظیم، پرشتاب و سرشار از هیجان که با ترکیب اکشن روز روشن، وحشت علمی‌–تخیلی، شوخ‌طبعی کره‌ای و بازیگران بین‌المللی، تجربه‌ای نفس‌گیر می‌سازد؛ فیلمی که از همان دقایق نخست نشان می‌دهد با یک استاد ژانر طرفیم.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| در ابتدای فیلم «امید» (Hope)، بلاک‌باستر تازه ناهونگ‌جین، یک شوخی بصری ظریف دیده می‌شود: دوربین روی ویرانه‌های یک روستای نزدیک منطقه غیرنظامی کره می‌چرخد و لحظه‌ای روی تابلوی تبلیغاتی «از نفوذ دشمن محافظت کنید» مکث می‌کند. اما برای چنین هشداری خیلی دیر شده؛ هرچند در آن لحظه هنوز تصور می‌شود تهدید فقط یک مهاجم است. همان یک موجود اما چنان ویرانی و آشوبی به پا می‌کند که گویی ارتشی کامل حمله کرده: خودروها و کامیون‌ها را مثل اسباب‌بازی به هوا پرتاب می‌کند، ساختمان‌ها را مثل مقوا می‌درد و خیابان‌ها را پر از اجساد خون‌آلود می‌گذارد.

«امید» از همان فریم‌های نخست نشان می‌دهد که در دستان یک مؤلف مسلط ژانر هستیم. این اکشن‌تریلر کم‌نظیر که تقریباً تماماً در روشنایی روز می‌گذرد، با فیلم‌برداری خیره‌کننده، موسیقی تپنده، ریتم آدرنالینی و شخصیت‌پردازی دقیق، تماشاگر را بی‌درنگ درگیر می‌کند.


بازگشت ناهونگ‌جین با اثری عظیم‌تر از آثار پیشین
ناهونگ‌جین که با سه فیلم «تعقیب‌کننده»، «دریای زرد» و «تسخیر» نامش را تثبیت کرد، پس از ده سال غیبت با فیلمی بازمی‌گردد که آثار قبلی‌اش در برابر آن شبیه تمرین گرم‌کردن به نظر می‌رسند. «امید» تجربه‌ای پرقدرت و بی‌وقفه است؛ نشستن دو ساعت و چهل دقیقه‌ای‌اش طولانی است اما هرگز اجازه نمی‌دهد توجه تماشاگر منحرف شود. حتی لحظات آرام‌تر نیز با طنز نامتعارف و انرژی تازه همراه‌اند.


آغاز خونین ماجرا
فیلم با ورود بوم‌سوک، رئیس پلیس بندر امید (با بازی هوانگ جونگ‌مین)، به صحنه قتل وحشیانه‌ای آغاز می‌شود: لاشه یک گاو با چنگال‌های عظیم و زخم‌های عمیق وسط جاده افتاده است. این حیوان را پنج شکارچی پیدا کرده‌اند؛ گروهی که رهبری‌شان با سونگ‌کی (زو این‌سونگ) است، باهوش‌ترین عضو جمع.

شکارچیان از ردپای ببر در کوهستان می‌گویند و حدس می‌زنند حیوان از سیبری سر درآورده، اما بوم‌سوک این فرضیه را نمی‌پذیرد؛ منطقه با سیم‌خاردار و مین محاصره شده و عبور چنین موجودی تقریباً ناممکن است. او بیشتر نگران ثبت‌نشده بودن اسلحه‌های شکارچیان است تا حضور یک شکارچی راس هرم غذایی.


وحشت در روز روشن
وقتی سونگ‌کی و دوستانش برای شکار ببر راهی جنگل می‌شوند، بوم‌سوک به شهر برمی‌گردد و درمی‌یابد وحشت از «ببر» در حال گسترش است و نیروهای کمکی به دلیل آتش‌سوزی جنگلی در دسترس نیستند. او وارد منطقه تجاری روستا می‌شود و آن را نیمه‌ویران می‌بیند؛ جایی که مردم تلاش می‌کنند «یک هیولای لعنتی» را هدف بگیرند.

حدود ۴۵ دقیقه از فیلم گذشته که نخستین نگاه واقعی‌مان به هیولا را می‌بینیم: دستی چنگال‌دار از تاریکی تونلی که زمانی فروشگاه بوده بیرون می‌آید و مرد زخمی را مثل عروسک به دیوار می‌کوبد. خیلی زود مشخص می‌شود که این موجود هیچ شباهتی به ببر ندارد.

تعقیب‌وگریز دیوانه‌وار در شهر، با سرعتی غیرقابل‌باور، یکی از چندین سکانس اکشنی است که در آن خودروها، اجساد و آوار به سلاح‌هایی مرگبار تبدیل می‌شوند. بوم‌سوک تقریباً نابود می‌شود تا اینکه سونگ‌ائه (هویئون) با انبوهی از سلاح‌های سنگین از راه می‌رسد. بوم‌سوک می‌پرسد این همه تجهیزات را از کجا آورده و او با عصبانیت جواب می‌دهد: «الان چه اهمیتی داره؟»


سونگ‌ائه؛ ستاره اکشن و کمدی
سونگ‌ائه شخصیتی فوق‌العاده است: زیبا، جسور، مسلط به انواع سلاح‌ها و بی‌پروا پشت فرمان. هویئون در نخستین نقش سینمایی‌اش ترکیبی از مهارت اکشن و کمدی ارائه می‌دهد؛ از شلیک‌های بی‌وقفه تا فریادهایی مثل «خط قرمز رو رد کردی!» یا «بمیر دیگه، عوضی!» حضور او یکی از نقاط اوج فیلم است.

طنز کره‌ای گاهی اغراق‌آمیز می‌شود، اما ناهونگ‌جین آن را با دقت کنترل می‌کند؛ حتی در صحنه‌ای طولانی که پیرمردی بستری داستان اسهال انفجاری ناشی از گوشت تند را با جزئیات تعریف می‌کند و سونگ‌ائه واکنش‌هایی بامزه نشان می‌دهد.


گسترش تهدید و ورود به قلمرو علمی‌–تخیلی
وقتی مشخص می‌شود مهاجمان متعددند، روایت میان پلیس‌های شهر و شکارچیان در جنگل تقسیم می‌شود و فیلم به قلمرو علمی‌–تخیلی کلاسیک نزدیک‌تر می‌شود. در این میان، صحنه‌هایی طنزآمیز نیز وجود دارد؛ مثل کالبدشکافی موجود توسط دانشمندی که پس از ناکامی اره‌ها و تیغه‌ها، با پوشش پلاستیکی شبیه پاتریک بیتمن، اره‌برقی را روشن می‌کند.

بوم‌سوک نیز وجه انسانی‌اش را نشان می‌دهد؛ وقتی تصور می‌کند هیولا اشک می‌ریزد و درمی‌یابد خشونت آن‌ها نتیجه حماقت یک انسان است. هوانگ جونگ‌مین این شخصیت را میان اقتدار و ترس‌خوردگی متوازن می‌کند.


اوج‌گیری اکشن و حضور بازیگران بین‌المللی
فیلم از یک سکانس مهیج به سکانسی دیگر می‌جهد: بدلکاری‌های با خودرو، صحنه‌های اسب‌سواری برق‌آسا در جنگل و نبردهای طراحی‌شده با دقت بالا. همه شخصیت‌های اصلی سرانجام در جنگل به هم می‌رسند و سپس به بزرگراه کوهستانی کشیده می‌شوند. حضور مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر، تیلور راسل و کامرون بریتون نیز بخشی از غافلگیری‌های فیلم است که احتمالاً زمینه‌ساز دنباله خواهد بود.


درخشش عوامل فنی
فیلم‌برداری هونگ کیونگ‌پیو سرشار از انرژی جنبشی است؛ پر از پن‌های نفس‌گیر و حرکت‌های تعقیبی که از دوربین لرزان معمول در چنین ژانری پرهیز می‌کند. تدوین کیم سون‌مین گفت‌وگو و اکشن را در بسته‌ای روان و منسجم می‌آمیزد. موسیقی مایکل ایبلز ــ همکار جردن پیل در «برو بیرون» و «نه» ــ یکی از بهترین‌های سال است؛ ابتدا آکنده از دلهره و سپس عصبی‌کننده و پرشتاب.

جلوه‌های ویژه نیز چشمگیرند، حتی با وجود برخی لحظات CG نه‌چندان تمیز. طراحی موجودات کاملاً بدیع است. از بازیگران کاریزماتیک تا شوخ‌طبعی زیرپوستی، از نگاه تازه به وحشت علمی‌–تخیلی تا اکشن مهیج، «امید» تجربه‌ای دیوانه‌وار و لذت‌بخش است.

مشخصات کلی
• جشنواره: کن (مسابقه اصلی)
• بازیگران: هوانگ جونگ‌مین، زو این‌سونگ، هویئون، تیلور راسل، کامرون بریتون، مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر، اوم مون‌سوک
• کارگردان و نویسنده: ناهونگ‌جین
• مدت: ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه
• خلاصه نظر: هجوم بی‌وقفه‌ای از هیجان توربوشارژ شده.
 


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image