۸ فیلم قرن بیستویکم که اگر عاشق «ایندیانا جونز» هستید، باید ببینید

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| بخشی از جذابیت «ایندیانا جونز» در این است که فیلمها هرگز صرفاً به نمایشهای پرزرقوبرق متکی نیستند. ایندی مرتب کتک میخورد، اشتباه میکند و با ترکیبی از هوش، اراده و البته کمی شانس جان سالم به در میبرد. تکرار موفقیت این ترکیب از ماجراجویی مهیج و طنز کار دشواری است، اما چند فیلم مدرن توانستهاند به شکل شگفتانگیزی به آن نزدیک شوند.
فیلمهای معاصر زیادی بهشدت به گنجیابی و معماهای تاریخی میپردازند، اما همچنان همان حس ماجراجویی در نقاط مختلف جهان را منتقل میکنند یا قهرمانانی بعید را در موقعیتهایی قرار میدهند که بسیار فراتر از محدوده تواناییهایشان است. برخی از این آثار حتی عناصر فراطبیعی را نیز در خود جای دادهاند؛ عناصری که یکی از دلایل ماندگاری «ایندیانا جونز» بودهاند.
از جستوجوی آثار باستانی گمشده و ورود به مقبرههای باستانی گرفته تا فرار از تلههای مرگبار و ردوبدل کردن طعنه و کنایه هنگام فرار از خطر، این فیلمها بسیاری از هیجانهایی را ارائه میکنند که مخاطبان را دههها به سوی مجموعه «ایندیانا جونز» کشانده است. اگر به دنبال ماجراجویی باستانشناسانه بعدی خود هستید، یا دستکم فیلمی که در آن کسی هنگام فرار از یک موجود ترسناک در جنگل تعقیب شود، این هشت فیلم گزینههای بسیار خوبی برای شروع هستند. فیلمها در این فهرست رتبهبندی نشده و ترتیب خاصی ندارند.
۸. «جومانجی: به جنگل خوش آمدید» (Jumanji: Welcome to the Jungle) — ۲۰۱۷

اگرچه «جومانجی: به جنگل خوش آمدید» باستانشناسی را با یک بازی ویدیویی جادویی جایگزین میکند، اما روحیه ماجراجویانهای را به تصویر میکشد که «ایندیانا جونز» را تا این اندازه سرگرمکننده کرده است. دواین جانسون، کوین هارت، کارن گیلن و جک بلک در نقش آواتارهای یک بازی ویدیویی ظاهر میشوند که چهار نوجوان معمولی در آنها گرفتار شدهاند و خود را در دل یک ماجراجویی جنگلی مییابند؛ بازآفرینی مدرنی از فیلم محبوب دهه ۱۹۹۰.
قهرمانان، درست مانند ایندی، باید معماها را حل کنند، از موانع مرگبار جان سالم به در ببرند و رازهای یک شیء اسرارآمیز به نام «چشم جگوار» (Jaguar's Eye) را کشف کنند. صحنههای اکشن «به جنگل خوش آمدید» خلاقانه از کار درآمدهاند، بهویژه تعقیبوگریزهای مفصل در جنگل و محیطهایی که مملو از تلههای مرگبار هستند.
مهمتر از همه، «به جنگل خوش آمدید» میداند که یک ماجراجویی باید سرگرمکننده باشد. شیمی میان بازیگران و شوخیهای مداوم آنها مانع میشود فیلم خودش را بیش از حد جدی بگیرد؛ درست مانند بهترین قسمتهای «ایندیانا جونز».
۷. «گنجینه ملی» (National Treasure) — ۲۰۰۴

اگر ایندیانا جونز زمان بیشتری را صرف رمزگشایی از سرنخها و زمان کمتری را صرف فرار از دارتهای سمی میکرد، نتیجه احتمالاً چیزی شبیه «گنجینه ملی» میشد. نیکلاس کیج در این فیلم نقش تاریخدان و گنجیابی به نام بنجامین فرانکلین گیتس را بازی میکند که به توطئهای درباره گنجینهای پنهان و مرتبط با بنیانگذاری ایالات متحده پی میبرد.
«گنجینه ملی» بناهای تاریخی آمریکا را به قطعات یک پازل تبدیل میکند؛ سرنخهایی در اعلامیه استقلال، تالار استقلال و کلیسای ترینیتی پنهان شدهاند. بازی پرشور کیج نیز بهخوبی گنجیابیای را که هر لحظه عجیبتر میشود، باورپذیر میکند.
گیتس، مانند ایندی، دانش تاریخی خود را با آمادگی برای زیر پا گذاشتن چند قانون در مسیر کشف حقیقت ترکیب میکند. این مسئله حس ماجراجویی مشابهی ایجاد میکند، هرچند سفر ایندی به جهان باستان در اینجا جای خود را به ایالات متحده داده است. نتیجه یکی از سرگرمکنندهترین فیلمهای ماجراجویانه دهه ۲۰۰۰ است که همان تعادل میان حماقت و شگفتی را ارائه میدهد.
۶. «آنچارتد» (Uncharted) — ۲۰۲۲

فیلم «آنچارتد» که بر اساس مجموعه بازیهای محبوب شرکت ناتیداگ ساخته شده، آشکارا به الهام خود از «ایندیانا جونز» افتخار میکند. تام هالند در نقش نیتن دریک، گنجیابی که در جستوجوی ثروت گمشده فردیناند ماژلان است، ظاهر میشود و در این مسیر با ویکتور «سالی» سالیوان، با بازی مارک والبرگ، همراه میشود؛ مردی که چندان از نظر اخلاقی قابل اعتماد نیست.
«آنچارتد» سرنخهای باستانی، نقشههای پنهان، معماهای پیچیده و صحنههای اکشن در نقاط مختلف جهان را در خود جای داده است. یکی از چشمگیرترین صحنههای اکشن فیلم، زمانی است که دریک از محمولهای که از یک هواپیما به بیرون پرتاب میشود آویزان میماند؛ صحنهای که مستقیماً نوع نمایش پرهیجان و فزاینده «ایندی» را تداعی میکند.
نیتن دریک شاید جوانتر و چابکتر از ایندیانا جونز باشد، اما هر دو قهرمان استعداد عجیبی در پیدا کردن دردسر، هر جا که گنجی مدفون شده باشد، دارند. «آنچارتد» واقعاً شبیه «ایندیانا جونز» برای عصر مدرن است؛ با اکشنی پرزرقوبرقتر، اما با همان حالوهوای گنجیابی.
۵. «لارا کرافت: مهاجم مقبره» (Lara Croft: Tomb Raider) — ۲۰۰۱

نخستین حضور آنجلینا جولی در نقش لارا کرافت در «لارا کرافت: مهاجم مقبره» یکی از آشکارترین ادامهدهندگان فرمول «ایندیانا جونز» است. این فیلم که بر اساس مجموعه بازیهای ویدیویی بسیار موفقی ساخته شده، لارا را دنبال میکند که در رقابت با انجمنهای مخفی، تلاش میکند قطعات یک شیء باستانی قدرتمند را پیدا کند.
جولی با کاریزما و اعتمادبهنفس خود، قهرمانی را خلق میکند که میتواند معماهای باستانی را حل کند و در عین حال از موقعیتهایی که هر لحظه خطرناکتر میشوند جان سالم به در ببرد. مقبرهها، معابد و اتاقهای مخفی فیلم مستقیماً یادآور ماجراهای باستانشناسانهای هستند که «ایندیانا جونز» را مشهور کردند، البته با حالوهوایی کاملاً مدرن و متأثر از بازیهای ویدیویی.
اگرچه سبک اکشن فیلم بسیار متفاوتتر از هر چیزی است که ایندی تجربه کرده، ترکیب گنجیابی، اسطورهشناسی و ماجراجویی در نقاط مختلف جهان، «لارا کرافت: مهاجم مقبره» را به گزینهای آسان برای توصیه به طرفداران «ایندیانا جونز» تبدیل میکند.
۴. «ماجراهای تنتن» (The Adventures of Tintin) — ۲۰۱۱

اینکه استیون اسپیلبرگ فیلمی ماجراجویانه درباره قهرمانی در جستوجوی گنجی پنهان بسازد، طبیعتاً مقایسههایی با «ایندیانا جونز» به همراه داشت. «ماجراهای تنتن» خبرنگار جوانی به نام تنتن و کاپیتان هادوک را دنبال میکند که سرنخهایی مرتبط با یک گنجینه افسانهای و گمشده پیدا میکنند.
انیمیشن موشنکپچر به اسپیلبرگ اجازه میدهد صحنههای اکشنی خلق کند که ساخت آنها در سینمای لایواکشن غیرممکن است. یک تعقیبوگریز تماشایی در شهری در مراکش از خلاقانهترین سکانسهای کارنامه کارگردان است، اما برخی از خیرهکنندهترین لحظات فیلم در انتقال میان صحنهها شکل میگیرند.
کنجکاوی، هوش و اراده تنتن بسیاری از بهترین ویژگیهای ایندیانا جونز را تداعی میکنند و کارگردانی و صحنههای اکشن نیز شباهتهای آشکاری میان دو اثر ایجاد کردهاند. به همین دلیل، «ماجراهای تنتن» یکی از نزدیکترین جانشینان معنوی مجموعه نمادینی است که خود اسپیلبرگ ساخته است.
۳. «گشت و گذار در جنگل» (Jungle Cruise) — ۲۰۲۱

فیلم دیزنی «گشت و گذار در جنگل» ریشههای ماجراجوییهای سریالی را که در وهله اول الهامبخش «ایندیانا جونز» بودند، در آغوش میگیرد. دواین جانسون در نقش فرانک ولف، ناخدای یک قایق رودخانهای، ظاهر میشود که با اکراه لیلی هوتون، کاوشگری با بازی امیلی بلانت، را در جستوجوی «اشکهای ماه» همراهی میکند.
«گشت و گذار در جنگل» افسانههای باستانی، تهدیدهای فراطبیعی، کاوش در جنگل و مقدار زیادی شوخی و طعنه را با یکدیگر ترکیب میکند. شیمی میان جانسون و بلانت کمک میکند داستان هرچه فانتزیتر فیلم همچنان سرپا بماند و همان حس ماجراجویی و سرگرمی «ایندیانا جونز» را ایجاد کند.
چندین صحنه اکشن فیلم نیز ادای احترامی عاشقانه به «ایندیانا جونز» به نظر میرسند؛ بهخصوص زمانی که قهرمانان در حال عبور از ویرانههای باستانی مملو از خطرات فراموششده هستند. در واقع بعید است «گشت و گذار در جنگل» بدون اینکه «ایندیانا جونز» ابتدا این فرمول را تثبیت کرده باشد، به همین شکل ساخته میشد.
۲. «مومیایی بازمیگردد» (The Mummy Returns) — ۲۰۰۱

اگرچه بسیاری فیلم نخست «مومیایی» را ترجیح میدهند که متأسفانه شرایط لازم برای حضور در این فهرست را ندارد، «مومیایی بازمیگردد» را میتوان فیلمی دانست که حتی بیش از قسمت اول، حالوهوای داستانگویی «ایندیانا جونز» را دارد.
برندان فریزر بار دیگر در نقش ریک اوکانل ظاهر میشود؛ این بار در ماجراجویی دیگری که حول آثار باستانی مصر و احیای نیروهای فراطبیعی ترسناک شکل گرفته است.
قسمت دوم مقیاس داستان را به شکل قابلتوجهی گسترش میدهد و قهرمانان را به بیابانها، معابد و شهرهای باستانی میفرستد و در این مسیر، شخصیت افسانهای شاه عقرب را نیز معرفی میکند. انرژی دوستداشتنی فریزر در نقش یک قهرمان اکشن، شباهت قابلتوجهی به رویکرد هریسون فورد به ایندی دارد؛ حتی لباس او و دوره زمانی مشابهی که این دو شخصیت به آن تعلق دارند، این شباهت را بیشتر میکند.
«مومیایی بازمیگردد» و در واقع کل این مجموعه، شباهت زیادی به نسخهای بریتانیایی از «ایندیانا جونز» دارد. این مجموعه ترسناک، کمدی، اسطورهشناسی و اکشن را به شکلی ترکیب میکند که یادآور ماجراجوییهای فراطبیعی «مهاجمان صندوق گمشده» و «ایندیانا جونز و معبد مرگ» است.
۱. «شهر گمشده» (The Lost City) — ۲۰۲۲

«شهر گمشده» با رویکردی کمدی به سراغ فرمول «ایندیانا جونز» میرود. ساندرا بولاک نقش لورتا سیج، نویسنده رمانهای عاشقانه، را بازی میکند که پس از ربوده شدن توسط یک میلیاردر عجیبوغریب، ناخواسته وارد یک گنجیابی واقعی برای پیدا کردن گنجینهای افسانهای و گمشده میشود.
چنینگ تیتوم در نقش آلن، مدل روی جلد کتابهای لورتا، ظاهر میشود؛ مردی خوشنیت که برای نجات او تلاش میکند، اما مطلقاً هیچکدام از صلاحیتها و تواناییهای ایندیانا جونز را ندارد.
دنیل ردکلیف نیز در نقش شرور فیلم، حضوری درخشان و بهشدت اغراقآمیز دارد. با وجود فضای کمدی، «شهر گمشده» در اصل یک فیلم ماجراجویانه واقعاً سرگرمکننده است که از کاوش در جنگل، سرنخهای باستانی، مقبرههای مخفی و خطراتی که لحظهبهلحظه بیشتر میشوند، بهره میبرد.
«شهر گمشده» با محبت به ژانر ماجراجویی طعنه میزند، اما در عین حال دقیقاً همان هیجان گنجیابی «ایندیانا جونز» را ارائه میکند. اگرچه مطمئناً به بینقصی «مهاجمان صندوق گمشده» نیست، «شهر گمشده» ادامهای سرگرمکننده برای سبک ماجراجویانه و پرهیجان «ایندیانا جونز» به شمار میرود.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.