معرفی 15 سریال تماشایی برای طرفداران «تد لاسو»؛ از Shrinking تا Sports Night

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| «تد لاسو» (Ted Lasso) در نگاه اول ایدهای عجیب برای یک کمدی محیط کار دارد: یک مربی فوتبال آمریکایی به انگلستان میرود تا هدایت یک تیم فوتبال را بر عهده بگیرد؛ ورزشی که تقریباً هیچ شناختی از آن ندارد. بااینحال، بیل لارنس و گروه سازندگان سریال از همین ایده، یکی از دلنشینترین و امیدبخشترین سریالهای سالهای اخیر را ساختند.

جیسون سودیکیس در نقش تد لاسو، مربی بیش از حد مثبتاندیشی را بازی میکند که وارد باشگاه فوتبال ایافسی ریچموند میشود و با خوشبینی و مهربانی خود، کمکم حتی آدمهای بدبین و عبوس اطرافش را تحت تأثیر قرار میدهد.
اما هرچه داستان جلو میرود، مشخص میشود این شخصیت شاد و همیشه امیدوار، در واقع پوششی برای پنهان کردن دردهای شخصی و مشکلات حلنشده تد است. چیزی که با یک داستان ساده درباره مردی غریبه در سرزمینی ناآشنا آغاز میشود، به روایتی عمیق درباره رهبری، سلامت روان و اهمیت مهربان ماندن در دنیایی بدبین تبدیل میشود.
به همین دلیل، اگر به دنبال سریالهایی با همان حالوهوای امیدوارکننده «تد لاسو» هستید، این ۱۵ گزینه میتوانند انتخابهای مناسبی باشند.
۱. «رواندرمانی» (Shrinking)

امتیاز: 8.2 از 10
ردپای بیل لارنس، یکی از خالقان «تد لاسو»، در سریال «رواندرمانی» نیز بهوضوح دیده میشود؛ کمدی-درام صمیمانهای درباره آدمهای آسیبدیدهای که تلاش میکنند با مشکلاتشان کنار بیایند.
جیسون سیگل در نقش جیمی لرد، رواندرمانگری را بازی میکند که بهتازگی همسرش را از دست داده و برای کنار آمدن با این فقدان به روشهای خطرناکی مانند الکل، روابط بیهدف و فرار از احساسات روی آورده است.
جیمی ناگهان تصمیم میگیرد با بیمارانش کاملاً صادق باشد و به آنها توصیههایی بدهد که شاید هیچ رواندرمانگر دیگری جرئت بیانشان را نداشته باشد. این روش عجیب، دستکم در ابتدا، نتیجه میدهد.
با حضور هریسون فورد و لوکیتا مکسول، «رواندرمانی» ترکیبی از کمدی، درام و احساسات قدرتمند است. درست مانند «تد لاسو»، این سریال نیز احساساتش را پنهان نمیکند و حتی زمانی که وارد موضوعات تاریکتر و بزرگسالانهتر میشود، قلب تپنده خود را از دست نمیدهد.
اگرچه نبود فضای ورزشی ممکن است برای طرفداران «تد لاسو» کمی ناامیدکننده باشد، صداقت بیرحمانه سریال و شخصیتهای فرعی جذاب آن، تجربهای ارزشمند و عاطفی میسازند.
۲. «تلاش کردن» (Trying)

امتیاز: 8 از 10
«تلاش کردن» داستان جیسون و نیکی، زوجی بدون فرزند، است که وارد مسیر دشوار، فرساینده و گاهی تحقیرآمیز فرزندخواندگی میشوند.
نیکی نمیتواند بچهدار شود و فرزندخواندگی تنها راهی است که این زوج برای تشکیل خانواده پیش روی خود میبینند. بااینحال، سریال بیش از آنکه صرفاً درباره فرایند فرزندخواندگی باشد، درباره تغییراتی است که جیسون و نیکی در مواجهه با این سیستم سرد و بیروح تجربه میکنند.
«تلاش کردن» از «تد لاسو» کوچکتر و درونگراتر است، اما همان طنز ملایم را در خود دارد. هر دو سریال گرم، صمیمی و امیدوارکنندهاند، بدون اینکه بیش از حد احساساتی یا شعاری شوند.
هر دو اثر بر این باور تأکید میکنند که انسانها حتی وقتی زندگی بارها آنها را غافلگیر و ناامید میکند، همچنان میتوانند آدمهای خوبی باشند.
۳. «چراغهای جمعهشب» (Friday Night Lights)

امتیاز: 8.7 از 10
اگر «تد لاسو» را یکی از نوادگان معنوی این فهرست بدانیم، «چراغهای جمعهشب» را میتوان یکی از اجداد آن دانست.
این درام ورزشی داستان اریک تیلور، مربی فوتبال دبیرستانی در تگزاس، را دنبال میکند. تیلور همراه با همسر وفادارش، تمی، تلاش میکند بهترین تیم ممکن را بسازد؛ درحالیکه باید همزمان با مشکلات شخصی خودش و زندگی پیچیده بازیکنانش خارج از زمین نیز دستوپنجه نرم کند.
این سریال به معرفی بازیگرانی مانند زک گیلفورد، تیلور کیچ، جسی پلمونز، مینکا کلی، آدریان پالیکی و مایکل بی. جردن کمک کرد.
«چراغهای جمعهشب» البته کمدی سرخوشانه و عجیبوغریب «تد لاسو» نیست. سریال به سراغ موضوعات سنگین میرود و شخصیتهایش را بارها در شرایط دشوار قرار میدهد. اما در نهایت، تقریباً هر فصل مخاطب را با احساس امید و رضایت از تماشای داستانی درباره یک مربی بااصالت به پایان میرساند؛ مردی که ارزشهایش در ورزش، زندگی بسیاری از شاگردانش را تغییر میدهد.
این سریال بدون شک یکی از بهترین آثار تلویزیونی تاریخ درباره ورزش است.
۴. «به رکسهام خوش آمدید» (Welcome to Wrexham)

امتیاز: 8.3 از 10
اگر میخواهید نسخهای واقعی از «تد لاسو» ببینید، مستند «به رکسهام خوش آمدید» را از دست ندهید.
این مجموعه مستند درباره باشگاه فوتبال رکسهام است؛ تیمی که به مرکز عاطفی زندگی یک شهر تبدیل شده است.
در سال ۲۰۲۰، دو چهره هالیوودی، رایان رینولدز و راب مکالهنی، این باشگاه را خریدند. هیچکدام تجربهای در اداره یک تیم فوتبال نداشتند و تقریباً به اندازه کسی که بخواهد با موشک به ماه سفر کند، از مدیریت یک باشگاه فوتبال سررشته داشتند!
اما هرچه داستان پیش میرود، این دو متوجه میشوند باشگاه چه معنای عمیقی برای مردم رکسهام دارد. آنها تلاش میکنند تیمی موفق بسازند و در این مسیر، اشتباهات، تردیدها و ترسهایشان را پنهان نمیکنند.
درست مانند «تد لاسو»، فوتبال در «به رکسهام خوش آمدید» بیشتر از آنکه هدف اصلی باشد، دریچهای برای روایت داستانهای واقعی انسانهاست. وقتی هواداران گریه میکنند، وقتی چیزی طبق برنامه پیش نمیرود یا زمانی که سریال بیش از همیشه احساساتی میشود، این احساسات واقعیاند.
نتیجه، مستندی الهامبخش و بهشدت گرم و انسانی است.
۵. «پارکها و تفریحات» (Parks and Recreation)

امتیاز: 8.6 از 10
«پارکها و تفریحات» یکی دیگر از خویشاوندان دور «تد لاسو» است؛ سریالی که با طنز عجیبوغریب و مجموعهای از شخصیتهای بهیادماندنی، شباهتهای زیادی به آن دارد.
کافی است لزلی نوپ با بازی ایمی پولر را ببینید؛ زنی بهشدت خوشبین و پرانرژی که مدیریت اداره پارکها و تفریحات شهر خیالی پاونی را بر عهده دارد.
درحالیکه تد لاسو تلاش میکند یک تیم فوتبال برنده بسازد، نبردهای لزلی بسیار سادهتر به نظر میرسند: او میخواهد یک پارک بسازد؛ آن هم در میان انبوهی از کاغذبازیهای اداری، بروکراسی و سیاستهای شهری.
با حضور بازیگرانی مانند نیک آفرمن، کریس پرت، آبری پلازا، عزیز انصاری، رتا، آدام اسکات و راب لو، این کمدی شبهمستند از همان تیم خلاق سازنده «اداره» (The Office) میآید و در بسیاری از لحظات حتی از آن نیز بهتر عمل میکند.
اگرچه فصل اول سریال چندان قدرتمند نیست، «پارکها و تفریحات» بهتدریج به یکی از دوستداشتنیترین کمدیهای تلویزیونی تبدیل میشود؛ سریالی که حتی در میان شوخیهای سیاسی و داستانهای عجیب شهر پاونی، هیچوقت انسانیت شخصیتهایش را فراموش نمیکند.
۶. «شیتز کریک» (Schitt's Creek)

امتیاز: 8.5 از 10
«شیتز کریک» در ابتدا یک کمدی عجیبوغریب پر از شخصیتهای غیرعادی به نظر میرسد، اما بهتدریج به داستانی عمیق و احساسی درباره تغییر و پیدا کردن خوشبختی در غیرمنتظرهترین مکانها تبدیل میشود.
داستان درباره خانواده ثروتمند رز است که یکشبه همه داراییهایشان را از دست میدهند و تنها چیزی که برایشان باقی میماند، شهر کوچک و تقریباً متروکه شیتز کریک است.
جانی، موآرا، دیوید و الکسیس رز مجبور میشوند در متل محلی و محقر شهر ساکن شوند و با زندگی جدیدشان کنار بیایند؛ درحالیکه باید کمکم به همسایههای عجیبوغریب خود نیز عادت کنند.
ممکن است در نگاه اول شباهت زیادی میان این سریال و «تد لاسو» پیدا نکنید، اما هر دو در نهایت به یک نتیجه میرسند: آدمها میتوانند تغییر کنند و حتی در غیرمنتظرهترین شرایط، خوشبختی را پیدا کنند.
«شیتز کریک» برای رسیدن به این نقطه کمی بیشتر زمان میخواهد، اما نتیجه همان است: سریالی که حتی بدبینترین مخاطبان را نیز در نهایت با لبخند بدرقه میکند.
۷. «چد پاورز» (Chad Powers)

امتیاز: 7.5 از 10
«چد پاورز» شاید در ایده اولیه کمی عجیب و حتی حقهبازانه به نظر برسد، اما در عمل یک کمدی سرگرمکننده است که از فرمول «تد لاسو» استفاده میکند: شخصیتی مغرور را وارد موقعیتی دشوار میکند تا او از طریق فروتنی تغییر کند.
گلن پاول نقش راس هالیدی را بازی میکند؛ یک کوارتربک جوان و آیندهدار که پس از چند تصمیم اشتباه، حرفه ورزشیاش را نابود کرده است.
راس که برای تأمین مخارج زندگی با مشکل مواجه شده، دست به آخرین تلاش خود میزند و با تغییر چهره و هویت، خودش را به نام چد پاورز معرفی میکند تا شاید بتواند دوباره به فوتبال حرفهای برگردد.
او با کلاهگیس مسخره، بینی مصنوعی و لهجهای مضحک، باید احترام همتیمیهایش را به دست آورد، کار گروهی را یاد بگیرد و با کسانی که در گذشته به آنها آسیب زده روبهرو شود.
این داستان کلاسیک «قهرمان شکستخورده» بیش از هر چیز به کاریزمای گلن پاول متکی است. پاول موفق میشود راس را از آدمی واقعاً منفور به شخصیتی تبدیل کند که مخاطب دوست دارد موفقیتش را ببیند.
اگر از ترکیب کمدی و احساسات «تد لاسو» لذت بردهاید، «چد پاورز» انتخاب مناسبی برای شماست.
۸. «جای خوب» (The Good Place)

امتیاز: 8.2 از 10
«جای خوب» یکی از آن سریالهایی است که بهنظر میرسد هر کسی باید دستکم یک بار آن را تماشا کند.
این کمدی خلاقانه و عمیق داستان النور شلستروپ با بازی کریستن بل را دنبال میکند؛ زنی که پس از مرگ از خواب بیدار میشود و خودش را در «جای خوب» میبیند؛ دنیایی شبیه به بهشت که در آن ارواح انسانهای اخلاقمدار زندگی میکنند.
اما یک مشکل وجود دارد: النور در زندگی قبلیاش آدم خودخواه و چندان خوبی نبوده و بهاشتباه وارد این مکان شده است.
او تلاش میکند راز خود را پنهان کند و پیش از آنکه دیگران متوجه شوند، خودش را اصلاح کند. در این مسیر، شخصیتهای جذابی مانند یک استاد مضطرب فلسفه اخلاق، یک اشرافزاده وسواسی درباره ظاهر، یک دیجی کمهوش و یک معمار مرموز به او کمک میکنند.
درست مانند «تد لاسو»، «جای خوب» نیز این سؤال را مطرح میکند که آیا انسانها وقتی با محبت و راهنمایی روبهرو شوند، میتوانند تغییر کنند؟
اما این سریال یک قدم جلوتر میرود و رشد اخلاقی را نه یک ویژگی ذاتی، بلکه فرایندی مستمر میداند. النور یاد میگیرد که حتی تصمیمهای خیرخواهانه نیز ممکن است ناخواسته به دیگران آسیب بزنند و شکست میتواند یکی از مهمترین ابزارهای رشد انسان باشد.
خوب بودن فقط به معنای پیروی از قوانین نیست؛ بلکه یعنی تلاش کردن، شکست خوردن، یاد گرفتن و کمک به دیگران برای انجام همین کار.
۹. «شرق و پایین» (Eastbound & Down)

امتیاز: 8.2 از 10
در این مورد شاید کمی از شباهتها فاصله گرفته باشیم!
«شرق و پایین» کمدیای بهشدت بیپرده، خشن و رکیک است. کنی پاورز با بازی دنی مکبراید احتمالاً اگر روزی با تد لاسو روبهرو شود، میتواند حتی او را نیز از کوره در ببرد.
بااینحال، این دو شخصیت شباهتهای جالبی دارند.
داستان درباره کنی پاورز، بازیکن سابق و مشهور لیگ برتر بیسبال است که پس از سقوط حرفهای، به زادگاهش بازمیگردد و بهعنوان معلم ورزش در یک مدرسه راهنمایی مشغول به کار میشود.
کنی تحقیر شده، اما حاضر نیست رفتارهای سمیای را که زندگیاش را نابود کردهاند کنار بگذارد. او بارها خودفریبی را به رشد ترجیح میدهد و در مسیر خود، رابطههای مختلفی را نابود میکند.
«شرق و پایین» بیشتر یک هجویه است تا داستانی امیدبخش. اگر «تد لاسو» درباره مردی است که شکست میخورد و خودش را از نو میسازد، «شرق و پایین» درباره کسی است که حاضر نیست اشتباهاتش را ببیند.
کنی پاورز را میتوان ضد تد لاسو دانست؛ بااینحال، مخاطب حتی وقتی او بارها به اطرافیانش آسیب میزند و زندگی خودش را نابود میکند، باز هم دوست دارد موفق شود.
۱۰. «کله گنده» (Big Shot)

امتیاز: 7.4 از 10
«کله گنده» محصول دیزنی+ شاید کلیشهای و قابلپیشبینی باشد، اما قلب بزرگی دارد و میتواند طرفداران «تد لاسو» را سرگرم کند.
جان استاموس در نقش ماروین کورن، مربی سابق بسکتبال NCAA، ظاهر میشود که پس از رسوایی، هدایت تیم بسکتبال دختران یک دبیرستان خصوصی و نخبه را بر عهده میگیرد.
ماروین که به کار با ورزشکاران بزرگسال عادت دارد، حالا باید با نوجوانانی احساساتی، والدین دردسرساز و مدیرانی روبهرو شود که رشد شخصی را مهمتر از پیروزی میدانند.
آیا ماروین یاد میگیرد بازیکنانش را دوست داشته باشد و نگاه تازهای به ورزش پیدا کند؟ پاسخ تقریباً از همان ابتدا مشخص است، اما «کله گنده» بهخوبی روی اهمیت رهبری، گوش دادن و حمایت از دیگران تمرکز میکند.
همانطور که تد لاسو با همدلی و آسیبپذیری تیمش را هدایت میکند، ماروین نیز باید ابتدا خودش را تغییر دهد تا بتواند مربی بهتری برای شاگردانش باشد.
حیف که این سریال تنها دو فصل دوام آورد.
۱۱. «آرلیس» (Arliss)

امتیاز: 7.1 از 10
حالا کمی به گذشته برمیگردیم و سراغ کمدی-درام دهه ۱۹۹۰ یعنی «آرلیس» میرویم.
رابرت وول نقش آرلیس مایکلز، یک مدیر برنامههای ورزشی بدبین و تندزبان را بازی میکند که بیش از هر چیز به پول و منافع شخصی خودش اهمیت میدهد.
آرلیس بارها دیوار چهارم را میشکند و مخاطب را با داستانهای پشت پرده دنیای ورزش و تجربههای تجاری خودش همراه میکند. سریال در واقع تصویری تاریکتر از ورزش حرفهای ارائه میدهد؛ جهانی که در آن پول گاهی انسانیت را کنار میزند.
اگر «جری مگوایر» هیچوقت وجدان پیدا نمیکرد، احتمالاً چیزی شبیه «آرلیس» به وجود میآمد.
البته این سریال شباهت چندانی به «تد لاسو» ندارد، اما هر دو تلاش میکنند مخاطب را پشت پرده دنیای سخت ورزش حرفهای ببرند. همچنین هر دو حول شخصیت مردی کاریزماتیک و مسلط میچرخند که جهانبینی او فضای کلی سریال را شکل میدهد.
تفاوت اصلی اینجاست که آرلیس بسیار بدبینتر و خودخواهتر است. او گاهی لحظاتی از خودشناسی را تجربه میکند و ترکهایی در ظاهر پرغرورش دیده میشود، اما هرگز بهطور کامل تغییر نمیکند.
۱۲. «زمان پیروزی: ظهور سلسله لیکرز» (Winning Time: The Rise of the Lakers Dynasty)

امتیاز: 8.3 از 10
دهه ۱۹۸۰ یکی از جذابترین دورههای تاریخ NBA بود و سریال «زمان پیروزی: ظهور سلسله لیکرز» به همین دوران میپردازد.
این مجموعه محصول ۲۰۲۲ به تهیهکنندگی اجرایی آدام مککی، داستان شکلگیری دودمان لسآنجلس لیکرز در دوران حضور مجیک جانسونرا روایت میکند.
جان سی. ریلی نقش جری باس را بازی میکند و کوئینسی آیزایا نیز در نقش مجیک جانسون ظاهر میشود.
سریال درگیریهای قدرت میان بازیکنان، مربیان، مدیران و مالکان باشگاه را به تصویر میکشد و نشان میدهد چگونه غرور، پول و جاهطلبی تقریباً به اندازه استعداد، در موفقیت نقش دارند.
اما «زمان پیروزی» تنها درباره پیروزیهای داخل زمین نیست. سریال به ضعفهای انسانی پشت این رؤیای ورزشی نیز میپردازد؛ مشکلات شخصیای که به مرور روی هم جمع میشوند.
درست مانند «تد لاسو»، این مجموعه نیز به اهمیت رهبری و فرهنگ سازمانی توجه دارد و بر این باور است که اعتماد و باور به یکدیگر از عناصر کلیدی موفقیت هستند.
«زمان پیروزی» برداشت بسیار تاریکتری از فرمول «تد لاسو» ارائه میدهد، اما همچنان اثری جذاب و هیجانانگیز درباره افسانه ورزش حرفهای است.
حیف که فرصت ساخت فصل سوم را پیدا نکرد.
۱۳. «لیگ» (The League)

امتیاز: 8.2 از 10
«لیگ» یکی دیگر از کمدیهای بیپرده و بسیار بامزهای است که در این فهرست جای میگیرد.
نه، این سریال از نظر اخلاقی یا ارزشهای انسانی شباهت چندانی به «تد لاسو» ندارد و تعداد کمی از شخصیتهایش واقعاً تغییر میکنند. اما در هسته اصلی خود، درباره گروهی از آدمهاست که زندگیشان با ورزش گره خورده است؛ البته این بار ورزش موردنظر، فوتبال فانتزی است.
داستان زندگی اعضای یک لیگ فوتبال فانتزی را دنبال میکند: پیتر، آندره، کوین، روکسین، جنی و تاکو؛ دوستان قدیمیای که برای به دست آوردن جایزه نهایی حاضرند تقریباً هر کاری انجام دهند.
در کنار آنها شخصیتهایی مانند رافی، با بازی جیسون مانتزوکاس، نیز حضور دارند و گروه را وارد موقعیتهای کاملاً دیوانهوار میکنند.
در طول سریال، شخصیتها درباره همهچیز از روابط گرفته تا اینکه آیا بردن غذا به داخل حمام کار غیراخلاقیای است یا نه، بحث میکنند!
درحالیکه «تد لاسو» معتقد است مهربانی میتواند آدمها را بهتر کند، «لیگ» نگاه بسیار بدبینانهتری دارد و خودخواهی و بیرحمی را بخشی جداییناپذیر از دوستیهای بزرگسالان میداند.
بااینحال، همین تفاوت یکی از نقاط قوت آن است. «لیگ» شاید قطبنمای اخلاقی مشخصی نداشته باشد، اما بهخوبی نشان میدهد ورزش چگونه میتواند آدمها را کنار یکدیگر قرار دهد.
۱۴. «اسکرابز» (Scrubs)

امتیاز: 8.4 از 10
اگر «تد لاسو» را به یک بیمارستان منتقل کنیم، احتمالاً به «اسکرابز» میرسیم!
این سریال یکی دیگر از ساختههای بیل لارنس است و مانند «تد لاسو»، ترکیبی از کمدی، امید، شکست و رشد شخصی ارائه میدهد.
داستان درباره جان «جیدی» دوریان، کارآموز جوان و ایدهآلگرای بیمارستان ساکرد هارت، است. از طریق تکگوییهای ذهنی و خیالپردازیهای عجیب او، سالهای دشوار ابتدایی فعالیت حرفهایاش را میبینیم؛ سالهایی که جیدی باید یاد بگیرد چگونه در شغلی که اشتباهاتش عواقب واقعی دارند، به انسانی بهتر تبدیل شود.
دونالد فایسون در نقش بهترین دوست جیدی، دکتر کریستوفر ترک، سارا چالک در نقش دکتر الیوت رید، جان سی. مکگینلی در نقش مربی سختگیر اما دلسوز جیدی، دکتر پری کاکس و نیل فلین در نقش سرایدار غیرقابلپیشبینی بیمارستان نیز در سریال حضور دارند.
«اسکرابز» در کنار طنز ابزورد خود، بارها سراغ لحظات احساسی و سنگین میرود و درست مانند «تد لاسو»، بیش از آنکه صرفاً درباره یک شغل باشد، درباره پیدا کردن قدرت ادامه دادن پس از شکست است.
صادقانه بگوییم، تد لاسو احتمالاً در چنین محیط پرفشاری کاملاً احساس راحتی میکرد!
۱۵. «شب ورزشی» (Sports Night)

امتیاز: 8.3 از 10
آخرین گزینه این فهرست، یکی دیگر از آثار دهه ۱۹۹۰ است: «شب ورزشی»، کمدی-درام کمتر دیدهشده آرون سورکین.
داستان در یک برنامه خبری ورزشی تلویزیونی به نام «شب ورزشی» اتفاق میافتد و با ترکیب موقعیتهای کمدی محیط کار، بحثهای جدی درباره روزنامهنگاری، صداقت و افتخار حرفهای و البته کمی روابط عاشقانه، دنیای یک تیم رسانهای را به تصویر میکشد.
همانطور که از آثار سورکین انتظار میرود، شخصیتها دیالوگهایی سریع، هوشمندانه و پر از شوخیهای کلامی ردوبدل میکنند و در عین حال، بهشدت به حرفه خود اهمیت میدهند.
کیسی مککال، دن رایدل، دانا ویتاکر، جرمی گودوین و ناتالی هارلی اعضای این گروه هستند؛ آدمهایی که واقعاً برای کارشان اهمیت قائلاند و تلاش میکنند در صنعتی که بدبینی را تشویق میکند، اصول حرفهای خود را حفظ کنند.
از این نظر، «شب ورزش» شباهت زیادی به «تد لاسو» دارد. هر دو سریال به ایدهآلیسم و شکلگیری یک خانواده انتخابی اهمیت میدهند. اعضای تیم «شب ورزشی» نیز مانند بازیکنان و کارکنان ایافسی ریچموند، به مرور به یک خانواده تبدیل میشوند.
«شب ورزشی» تنها دو فصل دوام آورد؛ احتمالاً چون خوشبینی و نگاه آرمانگرایانهاش کمی جلوتر از زمان خود بود. اگر این سریال امروز ساخته میشد، احتمالاً ترکیب هوشمندانه کمدی و درام آن مخاطبان بسیار بیشتری پیدا میکرد.
کدامیک را بعد از «تد لاسو» تماشا کنیم؟

اگر چیزی که در «تد لاسو» بیشتر از همه دوست داشتید، گرمی، امید و شخصیتهای دوستداشتنی بود، «شیتز کریک»، «تلاش کردن»، «جای خوب» و «پارکها و تفریحات» انتخابهای بسیار خوبی هستند.
اگر بیشتر به بخش ورزشی و داستانهای مربوط به مربیان و تیمها علاقه داشتید، «چراغهای جمعهشب»، «به رکسهام خوش آمدید»، «کله گنده» و «زمان پیروزی» را در اولویت قرار دهید.
و اگر دلیل اصلی علاقهتان به «تد لاسو»، ترکیب کمدی و احساسات جدی بود، «رواندرمانی» و «اسکرابز» احتمالاً بیش از سایر گزینهها شما را راضی خواهند کرد.
در نهایت، هیچکدام دقیقاً «تد لاسو» نیستند؛ اما هر یک بخشی از چیزی را در خود دارند که این سریال را به اثری محبوب تبدیل کرد: باور به آدمها، امکان تغییر و این ایده ساده اما مهم که حتی در دنیایی پر از بدبینی، مهربانی هنوز میتواند تفاوت ایجاد کند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.