آیا سلسلهسازی در اسکار به نفع سینماست؟ از جذابیت رقابتهای تکراری تا ماهیت سرگرمیمحور جوایز

ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: فصل جوایز سینمایی همیشه فراتر از خود فیلمهاست. پس از پایان نمایشها و نقدهای اولیه، ماهها بحث درباره کمپینها، استراتژیها، روایتسازیها و «مومنتوم» آغاز میشود؛ موضوعاتی که شاید ارتباط مستقیمی با هنر نداشته باشند، اما بخش جداییناپذیر اکوسیستم اسکار هستند.
این بار، با پیروزی شان پن در بفتا برای فیلم (One Battle After Another) و احتمال رسیدن او به سومین اسکار، بحثی تازه شکل گرفته: آیا دیدن یک برنده تکراری جذابتر است یا تماشای پیروزی چهرهای تازه؟
اسکار و مقایسه با دنیای ورزش
نویسنده یادداشت با مقایسه این وضعیت با لیگهای ورزشی مانند NFL و NBA توضیح میدهد که همانطور که دنبال کردن تلاش تیمهایی مثل کانزاسسیتی چیفز برای ساختن یک «سلسله» جذاب است، رقابت بازیگران برای کسب اسکارهای دوم و سوم نیز میتواند هیجانانگیز باشد.
در ورزش، قوانین مانند سقف بودجه و سیستم درفت عمداً موفقیت پایدار را دشوار میکنند؛ بنابراین تماشای تیمی که با وجود این محدودیتها چندین بار قهرمان میشود، به یک روایت پرکشش تبدیل میشود.
به باور نویسنده، رأیگیری اسکار نیز چنین کارکردی دارد: وقتی بازیگری با وجود فشارها و انتظارات دوباره برنده میشود، داستانی جذابتر شکل میگیرد.
چرا پیروزیهای تکراری جذاباند؟
نویسنده با اشاره به سالها مطالعه آرای ناشناس اسکار میگوید همیشه رأیدهندگانی هستند که به گزینه دوم خود رأی میدهند، چون معتقدند گزینه اول «بهتازگی» برنده شده و باید فرصت را تقسیم کرد.
اما همین موضوع باعث میشود وقتی کسی چندین بار برنده میشود، ارزش آن بیشتر به چشم بیاید.
بهعنوان مثال:
- رقابت امسال میان تیموتی شالامی و مایکل بی. جردن برای کسب اولین اسکارشان جذاب است،
- اما پرسش درباره اینکه آیا لئوناردو دیکاپریو میتواند اسکار دومش را بگیرد یا نه، بهمراتب کنجکاوی بیشتری ایجاد میکند.
سلسلههای اسکاری؛ از مریل استریپ تا دنیل دیلوئیس
تاریخ اسکار چند «سلسله» مهم دارد:
- مریل استریپ
- جک نیکلسون
- دنیل دیلوئیس
هر سه سهبار برنده شدهاند و نامهایی مانند پن، دنزل واشینگتن و رابرت دنیرو نیز میتوانند به این فهرست اضافه شوند.
به باور نویسنده، مسیر دشوار رسیدن به این جایگاه و جشن گرفتن آن، خود بهاندازه یک فیلم ورزشی جذاب است.
اما آیا این نگاه با هنر در تضاد نیست؟
این رویکرد شاید «غیرهنری» به نظر برسد. اما یادآوری میکند که جوایز هیچگاه معیار واقعی ارزش هنری نبودهاند.
اسکارها بیشتر یک محصول سرگرمی هستند که:
- فیلمها را ماهها در مرکز توجه نگه میدارند،
- روایتهای جذاب و بحثبرانگیز میسازند،
- و یک رویداد مشترک فرهنگی خلق میکنند که حتی مخاطبان کمتماشاگر را هم پای تلویزیون میکشاند.
از نگاه او، همین ویژگیها باعث میشود «سلسلهسازی» نهتنها مضر نباشد، بلکه به جذابیت فصل جوایز کمک کند.
حتی اگر پن یا دیکاپریو انتخاب اول نویسنده نباشند، او معتقد است که پیروزی چهرههای افسانهای همیشه داستانی دیدنی میسازد؛ درست مانند تماشای تلاش پاتریک ماهومز برای سهگانه قهرمانی در NFL.
به همین دلیل، او نتیجه میگیرد:
سلسلههای اسکاری برای جذابیت مراسم، فرهنگ عامه و ادامه گفتوگو درباره سینما مفیدند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.