جستجو در سایت

1404/11/14 19:32
اگر قانون زندگی را نبیند، جرم چیست؟

نقد فیلم «اسکورت»؛ وقتی سینما پیش از قضاوت، به شنیدن می‌رسد

نقد فیلم «اسکورت»؛ وقتی سینما پیش از قضاوت، به شنیدن می‌رسد
«اسکورت» فیلمی است که قهرمان و ضدقهرمانش را به شکل سنتی نشان نمی‌دهد و پیش از هر قضاوت، بحران اجتماعی پشت شوتی‌ها را به تصویر می‌کشد.

اختصاصی سلام سینما؛ محمد کفیلی: در میان ده فیلمی که تا سانس اول روز چهارم جشنواره در پردیس ملت برای اهالی رسانه به نمایش درآمده، «اسکورت» بی‌هیاهو اما قاطعانه، بهترین فیلم این بازه بوده است؛ حتی با فاصله بهتر از فیلم پر سروصدای «نیم شب» محمدحسین مهدویان. نه به این دلیل که فیلمی بی‌نقص است، بلکه چون می‌داند چه می‌خواهد بگوید و مهم‌تر از آن، چگونه آن را در قالب سینما روایت کند؛ بدون شعار، بدون بیانیه و بدون تکیه بر سابقه و نام ابراهیم حاتمی کیا.


بیشتر بخوانید:

معرفی فیلم| همه چیز درباره فیلم «اسکورت» یوسف حاتمی‌کیا


«اسکورت» سراغ پدیده‌ای می‌رود که معمولاً یا امنیتی دیده می‌شود یا کلا از روایت آن‌ها امتناع می‌شود: شوتی‌ها. فیلم آگاهانه به این سوژه می‌پردازد. در این اثر شوتی‌ها نه قهرمان‌اند و نه صرفاً مجرم. قرار دادن این سوژه در قالب یک فیلم اکشن–جاده‌ای، انتخابی هوشمندانه است؛ انتخابی که روایت را از گزارش اجتماعی خشک نجات می‌دهد و آن را به تجربه‌ای سینمایی بدل می‌کند. حرکت، تعلیق و ریتم، به جای توضیح، بار معنا را به دوش می‌کشند.
در یکی از دیالوگ‌های مهم فیلم گفته می‌شود کولبرها برای جامعه عزیز هستند، اما شوتی‌ها قاچاق‌چی و مجرم. گزاره‌ای که از منظر حقوقی قابل دفاع است، اما «اسکورت» درست در همین نقطه مکث می‌کند. فیلم نشان می‌دهد شوتی پیش از آن‌که یک عنوان مجرمانه باشد، نتیجه یک وضعیت است؛ وضعیتی که در آن یک شهروند عادی، حتی با شغلی شریف مانند معلمی، به اجبار به شوتی‌گری کشانده می‌شود. فیلم از مخاطب نمی‌خواهد حکم صادر کند؛ از او می‌خواهد بشنود.

قهرمان فیلم با بازی امیر جدیدی، کاملاً باورپذیر از کار درآمده است. نه اسطوره است و نه منجی. تصمیم‌هایش محصول فشار اقتصادی و بن‌بست اجتماعی‌اند. در مقابل، فیلم عمداً از ساختن یک ضدقهرمان کلاسیک پرهیز می‌کند. اینجا شر، چهره انسانی مشخص ندارد. اگر قرار باشد ضدقهرمانی برای «اسکورت» تعریف کنیم، باید به سراغ شرایط اقتصادی و معیشتی برویم که کارگر، کشاورز، معلم و حتی به گفته یوسف حاتمی کیا در نشست خبری، پلیس را به مرز شوتی‌شدن می‌رساند. ضدقهرمان، وضعیت است؛ اقتصاد بحران‌زده و فساد ساختاری، نه یک فرد.

این نگاه، با یکی از مفاهیم بنیادی جامعه‌شناسی کلاسیک هم‌خوان است. امیل دورکیم چنین شرایطی را «آنومی» یا بی‌هنجاری می‌نامد؛ وضعیتی که در آن نظم اقتصادی و اجتماعی فرو می‌ریزد و قواعد رسمی دیگر پاسخ‌گوی زیست واقعی مردم نیستند. از نگاه دورکیم، بزهکاری در چنین وضعیتی نه انحراف فردی، بلکه واکنشی اجتماعی به فروپاشی نظم معیشتی است. «اسکورت» دقیقاً همین ایده را، نه در قالب نظریه، بلکه در دل روایت و موقعیت‌های سینمایی، بازنمایی می‌کند.

با این حال، فیلم بی‌نقص نیست. فیلمنامه در برخی مقاطع، به‌ویژه در دیالوگ‌نویسی، دچار ضعف می‌شود. جایی که تصویر می‌توانست بار معنا را به دوش بکشد، دیالوگ‌ها گاه توضیحی و مستقیم می‌شوند. «اسکورت» هر جا به کنش و تصویر تکیه می‌کند، موفق‌تر است و هر جا به کلام پناه می‌برد، از قدرت سینمایی‌اش فاصله می‌گیرد. این ضعف اما به‌حدی نیست که کلیت فیلم را مخدوش کند، بلکه بیشتر نشانه تجربه‌اندوزی در مسیر فیلم‌سازی است.
نکته مهم دیگر، نسبت فیلم با مخاطب عام است. «اسکورت» برخلاف بسیاری از فیلم‌های اجتماعی سال‌های اخیر، فیلمی نیست که صرفاً برای جشنواره ساخته شده باشد. ریتم، ژانر و شخصیت‌پردازی باعث می‌شود فیلم پتانسیل اکران موفق داشته باشد و بتواند با تماشاگر غیرجشنواره‌ای نیز ارتباط برقرار کند؛ امتیازی که در سینمای اجتماعی امروز کمیاب شده است.

در نهایت، «اسکورت» هویتی مستقل برای خود می‌سازد. خود یوسف حاتمی‌کیا گفته است که این فیلم از دل سال‌ها ناکامی در فیلم‌سازی او متولد شده و به نقطه آغاز جدی ورود او به سینما بدل شده است. همین جمله، کلید فهم فیلم است. با «اسکورت» ما شاهد ظهور فیلم‌سازی هستیم که زبان سینما را می‌فهمد؛ فیلم‌سازی که نه وام‌دار سینمای پدرش ابراهیم حاتمی‌کیاست و نه در پی تکرار یک میراث تثبیت‌شده. «اسکورت» بیش از آن‌که یک بیانیه باشد، یک آغاز است؛ آغازی که می‌شود آن را جدی گرفت.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image