فیلم Mercy؛ هشدار سینمایی درباره عدالت ماشینی و آینده تاریک آمریکا

فیلم (Mercy) محصول امازون امجیام، داستانی علمی–تخیلی و سیاسی را در بستر آمریکا سال ۲۰۲۹ روایت میکند. در این فیلم، کارآگاه لسآنجلس کریس ریون (کریس پرت) به قتل همسرش متهم میشود و تنها ۹۰ دقیقه فرصت دارد تا بیگناهی خود را در برابر دادگاهی اثبات کند که بهطور کامل توسط هوش مصنوعی اداره میشود. قاضی این دادگاه ماشینی، مادوکس (با بازی ربکا فرگوسن)، بیرحمانه و بیطرف به نظر میرسد، اما در عمل سرنوشت ریون را به الگوریتمهایی میسپارد که هیچ انعطاف انسانی ندارند.
فیلم با استفاده از ابزارهای دیجیتال، از دوربینهای مداربسته و شبکههای اجتماعی تا تماسهای مستقیم، نشان میدهد که چگونه فناوری میتواند هم ابزار دفاع و هم ابزار کنترل باشد. ریون باید با این امکانات بیسابقه، بیگناهی خود را ثابت کند؛ در غیر این صورت، حکم اعدام فوری در انتظار اوست. در نهایت، مشخص میشود که قتل توسط راب (کریس سالیوان)، اسپانسر جلسات ترک اعتیاد ریون و همکار همسرش، طراحی شده است؛ انتقامی شخصی بهدلیل محکومیت ناعادلانه برادر راب در همان سیستم قضایی ماشینی.
فیلم بهوضوح فساد انسانی را نیز برجسته میکند؛ زیرا شریک ریون، جَک (کالی ریس)، شواهدی را که میتوانست او را تبرئه کند، پنهان کرده است. این روایت نشان میدهد که حتی پیشرفتهترین سیستمهای هوش مصنوعی نیز در برابر فساد انسانی آسیبپذیرند و میتوانند به ابزاری برای سرکوب بدل شوند.
کارگردان بکمامبتوف، که پیشتر آثاری چون (Searching) و (Unfriended) را در قالب «اسکرینلایف» ساخته بود، این بار نیز با استفاده از فرمت دیجیتال، تصویری از جامعهای تحت نظارت دائمی و فقدان حریم خصوصی ارائه میدهد. منتقدان تأکید کردهاند که فیلم بیش از آنکه تخیلی باشد، بازتابی از نگرانیهای امروز آمریکا است؛ بهویژه در زمینه سیاستهای سختگیرانه دولت ترامپ در حوزه مهاجرت و امنیت داخلی.
پیام اصلی (Mercy) هشدار درباره واگذاری بیش از حد قدرت به الگوریتمهاست. همانطور که فرگوسن در یادداشتهای تولید گفته است: «هوش مصنوعی باید ابزار باشد، نه جایگزین انسان.» این فیلم یادآور میشود که اعتماد بیچونوچرا به فناوری در نظامهای معیوب، میتواند عدالت را به سرعت به بیعدالتی بدل کند.