جستجو در سایت

1405/02/31 13:15
نقد فیلم‌های جشنواره کن 2026

نقد فیلم A Man of His Time| پرتره‌ای تکان‌دهنده از یک همدست خودفریب در فرانسهٔ ویشی

نقد فیلم A Man of His Time| پرتره‌ای تکان‌دهنده از یک همدست خودفریب در فرانسهٔ ویشی
سوان آرلو در فیلم «مرد زمانهٔ خود» تصویری دردناک، بی‌پروا و عمیقاً انسانی از ذهنیت یک همکار رژیم ویشی ارائه می‌دهد؛ درامی تاریخی و تجربی که بر اساس زندگی پدربزرگِ کارگردان امانوئل مار ساخته شده است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| در روزگاری که جهان زخمی و آشفته است و پیامدهای سیاسی و نظامی تا آستانهٔ خانه‌های مردم رسیده، فیلم «مرد زمانهٔ خود» (A Man of His Time) ارزش هشیارکننده‌ای دارد. این فیلم به‌جای تمرکز بر قهرمانان یا جنایتکاران استثنایی، سراغ یکی از «مردمان عادی» می‌رود؛ مردی که با سکوت‌ها، توجیه‌ها و خودفریبی‌هایش از ایدئولوژی شرور زمانه‌اش سود می‌برد، بی‌آنکه خود را هم‌مسیر آن بداند.

هنری مار (سوان آرلو)، مردی جاه‌طلب و میان‌مایه، تازه وارد ویشی شده تا در ساختار بوروکراتیک دولت دست‌نشاندهٔ مارشال پتن جایگاهی برای خود دست‌وپا کند. در مهمانی‌ای که برای نزدیک‌شدن به حلقه‌های قدرت ترتیب داده شده، مست و پرخاشگر می‌شود و با ادعاهای ناشیانهٔ میهن‌پرستانه و تبلیغ کتاب خودچاپ‌کرده‌اش با عنوان «رستگاری ما» (Notre Salut) دیگران را دلزده می‌کند.

*دولت فرانسه ویشی به حکومت فرانسه بین 1940 (شکست از آلمان نازی) تا 1944 (آزادسازی فرانسه توسط متفقین و نیروهای مقاوت) به رهبری مارشال پتن گفته می‌شود. 

فیلم از همان ابتدا رویکرد تجربی خود را آشکار می‌سازد: فیلم‌برداری دانه‌دار و لرزان الیویه بونژینگ، همراه با آشفتگی ذهنی هنری، هرچه بیشتر تکه‌تکه و ناپایدار می‌شود. نورپردازی‌ها به فلاش‌های دوربین‌های یک‌بارمصرف شباهت پیدا می‌کنند؛ چهره‌ها تار، سرخ و آشفته. بدون تغییر در لباس‌ها یا مکان‌های تاریخی، فیلم حال‌وهوای یک دیسکوی دههٔ ۸۰ نیویورک را تداعی می‌کند؛ نشانه‌ای بصری از بی‌اعتنایی و ابتذال.

اما فردای آن شب، هنری آراسته و آرام، در حال نوشتن نامه‌ای محبت‌آمیز به همسرش پولت (ساندرین بلانک) دیده می‌شود؛ زنی که او را «خانم کوچولوی من» خطاب می‌کند. تازه درمی‌یابیم که او خانواده دارد؛ خانواده‌ای که برایش یا ابزاری برای پیشرفت اجتماعی است یا مانعی بر سر راه جاه‌طلبی‌اش. قرار گذاشته‌اند که پس از تثبیت موقعیتش، نزد او بیایند.

هنری پتن‌گراست، اما بیش از هر چیز یک جاه‌طلبِ کوچک است؛ مردی که همیشه کمی از عمق آب بالاتر است و انرژی عظیمی را صرف مبارزه با معمولی بودن خود می‌کند. آرلو این «کوچک بودن در کفش‌های بزرگ» را با مهارتی خیره‌کننده مجسم می‌کند. با اینکه می‌توان از او به‌خاطر کندذهنی ایدئولوژیک، چاپلوسی و رفتارهای رقت‌بارش متنفر شد، نمی‌توان پشتکارش را انکار کرد. به محض شنیدن بوی فرصت، از هیچ کاری فروگذار نمی‌کند. در صحنه‌ای تلخ و مضحک، آیندهٔ شغلی‌اش به نجات یک بستهٔ «بسیار مهم» از میان گل‌ولای پشت خطوط دشمن بستگی دارد؛ بسته‌ای که در نهایت یک گربهٔ خیس و لجوج از آب درمی‌آید.

پس از اثبات «کارآمدی»‌اش، هنری استخدام می‌شود و ناگهان بختش رو به صعود می‌گذارد. هرچند ترفیعی را که حق خود می‌داند نمی‌گیرد و باید زیر دست فردی کار کند که به‌زعم او پتن‌گرایی کمتری دارد، اما با پشتکار و نظم خود آن‌قدر پیش می‌رود که بتواند خانواده‌اش را نزد خود بیاورد و از اتاقی تنگ به خانه‌ای بزرگ نقل مکان کند. یکی از مقامات می‌گوید: «به مردان قابل اعتمادی مثل تو نیاز داریم».

با حضور پولت در کنارش، صعود اجتماعی هنری آغاز می‌شود: مهمانی‌های بیشتر، رقص‌های نیمه‌طراحی‌شده، مونتاژهایی با موسیقی سینث‌پاپ دههٔ ۸۰ و حتی نسخه‌ای از آهنگ (Live is Life). فرصت‌های بیشتری برای انتقام‌گیری‌های کوچک از کسانی که تصور می‌کند روزی تحقیرش کرده‌اند. صحنه‌هایی با فلاش‌های دوربین و سکانس‌هایی سیاه‌وسفید که تدوینگر نیکولا رومپل بی‌هیچ جلوه‌گری در بافت فیلم می‌دوزد.

اما آنچه در این فیلم جنگی نیست، صحنه‌های جنگ، تصاویر اردوگاه‌ها یا حتی نشانه‌ای از خشونت فیزیکی است. تمرکز مار بر صعود و سقوط هنری است؛ سقوطی که زمانی رخ می‌دهد که حتی خود او درمی‌یابد ارابه‌اش را به ستاره‌ای اشتباه بسته است. برای هنری، با وجود حضور مکرر افسران نازی در هتل‌های آب‌گرم ویشی، جنگ همچنان «جایی دور» است.

می‌توانستیم تصور کنیم که او تا این لحظه واقعاً از جنایات نازی‌ها بی‌خبر بوده است. اما وقتی با پرسشی دربارهٔ واگن‌های قطاری که آلمانی‌ها درخواست کرده‌اند روبه‌رو می‌شود، مکث کوتاهش همه‌چیز را لو می‌دهد. او می‌داند این محاسبات چه معنایی دارد. و هرچند بعدها برای همکارش که کمی ترحم نشان داده و برای واگن‌ها کاه اضافه سفارش داده، پوشش می‌دهد، هیچ چیز آن مکث لحظه‌ای را توجیه نمی‌کند.

مار در «مرد زمانهٔ خود» (A Man of His Time) قصد تطهیر هنری را ندارد، هرچند وسوسه‌اش قابل درک است: شخصیت فیلم بر اساس پدربزرگ واقعی او ساخته شده و بسیاری از جزئیات از نامه‌های واقعی هنری و پولت گرفته شده است. و هرچند ۱۴۸ دقیقه همراهی با مردی چنین کج‌فهم و خودفریب می‌تواند فرساینده و افسرده‌کننده باشد، فیلم آموزنده و به‌طرزی هولناک، مرتبط با امروز است.

سال‌هاست که در فرانسه با طنزی تلخ گفته می‌شود «همه ادعا می‌کنند پدربزرگ‌شان در مقاومت بوده»، در حالی‌که آمار چنین چیزی را تأیید نمی‌کند. مار با این فیلم محکم و ناآرام، اصلاحیه‌ای بر این کوری تاریخی ارائه می‌دهد؛ با تاباندن نور فلاش دوربین بر مردی که می‌توانست یکی از میلیون‌ها نفر باشد و با گرفتن این دلخوشی از او و شاید از ما که «فقط یک چرخ‌دندهٔ کوچک در ماشین تاریخ» بوده است. حتی یک چرخ‌دنده هم می‌تواند با اراده و اصول، از چرخیدن سر باز بزند.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image