جستجو در سایت

1404/11/11 15:36

ویترین خودخواسته جشنواره فیلم فجر؛ از بهار سینمای ایران تا دورهمی ارگان‌ها

ویترین خودخواسته جشنواره فیلم فجر؛ از بهار سینمای ایران تا دورهمی ارگان‌ها
چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر در حالی به میزبانی لشکری از فیلم‌های ارگانی و کارگردانان نوظهورِ گلخانه‌ای می‌رود که غیبت معنادار بزرگان سینما و کوچِ نام‌هایی چون مجید مجیدی به سمت فستیوال‌های جهانی، از احتضار اعتبار این رویداد خبر می‌دهد.

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران: این روزها اتمسفر چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، بیش از آنکه یادآور یک جشن ملی باشد، تداعی‌گر یک انزوای خودخواسته و محفلی است. فجر که تا همین ۸ یا ۹ سال پیش، قلب تپنده سینمای ایران و محل تلاقی دیدگاه‌های متکثر بود، حالا در سراشیبی سقوط اعتباری قرار گرفته که به نظر می‌رسد نه یک تصادف، بلکه حاصل یک مهندسی حساب‌شده برای تبدیل کردن این رویداد به یک «دورهمی ارگانی» است.


بیشتر بخوانید:

آیا برگزاری فجر 44، یک روند عادی‌سازی است یا مظهر فرهنگی سینمای ایران؟


غایبان بزرگ و سینمایی که «دیگر اینجا نیست»

وقتی به فهرست غایبان امسال می‌نگریم، با یک حفره‌ی بزرگ در «زیباشناسی سینمایی» مواجه می‌شویم. حذف یا غیبت برخی از آثار در جشنواره پیام روشنی دارد، آن هم این است که جشنواره دیگر تاب تحمل  فرم‌های جسورانه و روایت‌های مستقل همچون «بت» (حمید نعمت‌الله)، «غذای نیمروز» (مجید مجیدی)، «بن‌سای» (علی بهراد) و «زوزه» (امید شمس)، به همراه آثاری از محمد کارت، ابراهیم ابراهیمیان و محسن قرایی را ندارد.

از سوی دیگر، رویگردانی فیلمسازان تراز اول از این رویداد، تیر خلاصی بر پیکره‌ی نیمه‌جان اعتبار فجر است. نمونه بارز این مدعا، فیلم «غذای نیمروز»، تازه‌ترین ساخته‌ی مجید مجیدی است؛ کارگردانی که روزگاری رکورددار دریافت سیمرغ بود، اما اکنون ترجیح می‌دهد اثر خود را از ویترین فجر دور نگه دارد. غیبت مجیدی برخلاف گمانه‌زنی‌های اولیه، نه یک جا ماندنِ فنی، بلکه یک انتخاب استراتژیک است؛ او قصد دارد فیلمش را مستقیماً به جشنواره فیلم «کن» ارائه دهد. این تصمیم نشان‌دهنده یک شکاف عمیق است: فیلمسازان شاخص و مستقل، دیگر فجر را بستری مناسب برای دیده‌شدن و قضاوت اصولی نمی‌دانند. وقتی معتبرترین چهره‌های سینمایی کشور، اعتبارِ فرش قرمز «کن» را به سیمرغ‌های سفارشی فجر ترجیح می‌دهند، روشن است که فجر دیگر جایگاهی در نقشه راه حرفه‌ایِ سینماگران جدی ندارد و تنها به پناهگاهی برای تولیدات ارگانی بدل شده است در حالی که تا چند سال پیش شرایط به نحوی بود که فیلمسازان سعی می‌کردند جشنواره فجر و جشنواره های خارجی را با هم نگه دارند. مانند «خورشید»، یا حتی «جدایی نادر از سیمین» که در فجر نمایش داده شد و چند روز بعد در برلین هم جایزه گرفت.

این غیبت‌ها، جشنواره را از حالت یک «میزانسن» فراگیر خارج کرده و آن را به یک دورهمی تقلیل داده است. گویی برگزارکنندگان آگاهانه از مواجهه با «سینمای بدنه هنری» اجتناب می‌کنند تا در فضایی کاملاً ایزوله، به ستایش از آثاری بپردازند که کمترین چالش را برای نظم موجود ایجاد می‌کنند.

ویترین‌های متفاوت با قلبی واحد؛ استیلای ارگان‌ها بر «سودای سیمرغ»

اعلام فهرست ۳۱ فیلم بخش سودای سیمرغ و ۲ اثر خارج از مسابقه، فجر را به نمایشگاه محصولات ارگانی تبدیل کرده است، چند مدل تنوع در نام فیلم ها و حضور برخی از فیلمسازان هم برای خالی نبودن عریضه است که در ظاهر جشنواره متنوع و پر بار دیده شود اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است! این فیلم ها به ویترینی بدل شده که ادعا کنند نظرات مختلف در جشنواره هستند.

حضور پررنگ ۱۲ فیلم‌ اول در میان آثار بلند سینمایی، بیش از آنکه نویدبخش کشف استعدادهای نوظهور باشد، نشان‌دهنده یک «کادرسازی گلخانه‌ای» است؛ آثاری که خیلی از آن‌ها تنها بخشی از لشکری هستند که با بودجه‌های مستقیم نهادی وارد میدان شده‌اند تا جای خالی سینمای مستقل را پر کنند. نکته عجیب اینجاست که در این ماراتن ارگانی، حتی تنوع سوژه هم فدای بخشنامه‌ها شده؛ حضور همزمان چند فیلم با یک سوژه و محوریت نشان از یک ترافیک موضوعی سفارشی دارد که خلاقیت دراماتیک را به مسلخ «تولید انبوه ایدئولوژیک» برده است.

سوپاپ‌های اطمینان؛ سلبریتی‌ها در نقش ویترین

مدیریت جشنواره برای فرار از برچسب «تک‌صدایی»، از الگوی هوشمندانه‌ای استفاده کرده است. حضور نام‌هایی چون رسول صدرعاملی، سروش صحت و محمدحسین مهدویان در قامت کارگردان، و بازیگرانی نظیر رضا عطاران، حامد بهداد، الناز شاکردوست و امین حیایی، صرفاً برای حفظ ظاهر است.

این اسامی به عنوان «ویترین» عمل می‌کنند تا ادایِ وجودِ رویکردهای مختلف را درآورند؛ فیلم‌هایی که معمولاً نه سیخی را می‌سوزانند و نه کبابی را، اما حضورشان برای مشروعیت‌بخشی به یک جشنواره ارگانی حیاتی است. این در حالی است که امسال در یک عقب‌گرد آشکار، نام هیچ فیلمساز زنی در میان کارگردانان دیده نمی‌شود تا کلکسیون حذفیات جشنواره کامل‌تر شود.

زوال حافظه جمعی و پایان عصر تاثیرگذاری

دنبال کردن واکنش‌ها در فضای مجازی و محافل تخصصی نشان می‌دهد که جشنواره فجر دیگر مسئله مردم و حتی سینمادوستان نیست. وقتی معیار اهدای سیمرغ‌ها از ارزش‌های فرمی و زیباشناختی به مصلحت‌های نهادی تغییر می‌کند، خروجی کار فاقد ماندگاری در ذهن مخاطب خواهد بود.

واقعیت این است که اکنون کمتر کسی به یاد می‌آورد برندگان سیمرغ در سه سال اخیر چه کسانی بوده‌اند. این زوال حافظه جمعی، نشانه‌ی پایانِ مرجعیتِ فجر است. سیاست «سکوت خبری» امسال و کاهش معنادار تعداد اصحاب رسانه، گویای این است که خودِ برگزارکنندگان نیز بدشان نمی‌آید در سکوت و با کمترین نقد، این مراسمِ محفلی را به پایان برسانند.

ایزولاسیون در عصر قطع ارتباط؛ جشنواره‌ای که دیگر «جهانی» نیست

جدا شدن بخش بین المللی از چهل‌وچهارمین دوره جشنواره هم موفق نبوده، آن هم در حالی که فضای عمومی کشور با انسداد ارتباطی و قطعی اینترنت بین‌المللی دست‌وپنجه نرم می‌کند. این هم‌زمانی، نمادی آشکار از وضعیت کنونی سینمای رسمی ایران است؛ سینمایی که همگام با قطع پیوند با دهکده جهانی، درهای خود را نیز به روی تضارب آرا بسته است. نبود اینترنت بین‌المللی نه تنها تبادل فرهنگی و پوشش خبری لحظه‌ای را برای معدود رسانه‌های باقی‌مانده ناممکن کرده، بلکه جشنواره را به یک جزیره متروک تبدیل کرده است که در آن، مفاهیمی چون بازاریابی جهانی یا دیپلماسی سینمایی به واژه‌هایی مضحک و بی‌معنا بدل شده‌اند. هر چند که تا کنون هم بخش بین الملل جشنواره فجر آورده‌ی شگرفی نداشته، امسال حتی کسی به خاطر ندارد چه فیلم‌هایی در بخش بین‌الملل حضور داشته است. البته ناگفته نماند که بمب بزرگ خبری برای بخش بین‌الملل جشنواره امسال فیلم فجر حضور نوری بیلگه‌ جیلان فیلمساز مطرح ترکیه و برنده نخل طلای کن در جمع داوران بود که با عدم حضور بیلگه جیلان در اختتامیه جشنواره، آنچه مدیران جشنواره رشته کرده بودند، پنبه شد!

فستیوالی برای «خودمان»

چهل‌وچهارمین جشنواره فجر، تصویر روشنِ سینمایی است که از مردم و نبض جامعه فاصله گرفته است. وقتی جشنواره‌ای از انعکاس واقعیت‌های زیرپوستی واهمه دارد و ترجیح می‌دهد با فیلم‌های اولِ سفارشی و موضوعات تکراری ویترینش را پر کند، عملاً به یک گتوی فرهنگی تبدیل می‌شود. فجر دیگر آن «بهار سینمای ایران» نیست؛ بلکه تقویمی است که تنها برای عده‌ای خاص، با بودجه‌های کلان و در فضایی کاملاً ایزوله ورق می‌خورد.

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image