جستجو در سایت

1404/11/12 11:33

نگاهی به کارنامه بازیگری جواد عزتی به بهانه درخشش در سریال «وحشی» | هوش و استعداد

نگاهی به کارنامه بازیگری جواد عزتی به بهانه درخشش در سریال «وحشی» | هوش و استعداد
عزتی باهوش است و خوب می‌داند از میان پیشنهادهای متعددی که دارد کدام را انتخاب کند. مثلاً خوب می‌فهمد که چه زمانی وقت بازی در یک کمدی سبک است تا آن وجه عامه پسندی که از او به یادگار مانده را حفظ کند و بعد سراغ نقش‌های پیچیده‌ای مانند داوود اشرف برود.

اختصاصی سلام سینما؛ مازیار وکیلی | بازیگری فقط داشتن استعداد و توانایی نیست. بخشی از بازیگری به انتخاب درست نقش‌ها برمی‌گردد. این که در زمان درست در جای درست باشی. اگر چنین اتفاقی بی‌اُفتد یک بازیگر بااستعداد می‌تواند توانایی‌های خود را در عرصه بازیگری نشان دهد. جیمز کان بازیگر بی استعدادی نبود، در «پدرخوانده»، «دزد» و «میزری» شاهکار بود اما کلی انتخاب غلط داشت که او را تبدیل به ستاره بزرگی مانند آل پاچینو و رابرت دنیرو نکرد. حضور در فیلم‌های بد زیاد باعث شد از چرخه انتخاب بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان حذف شود. انتخاب‌هایش به شکلی بود که انگار به شکل عامدانه‌ای از ستاره شدن پرهیز می‌کند. برای همین هم هست که امروز وقتی از بازیگران بزرگ دهه هفتاد حرف می‌زنیم اسمی از جیمز کان بااستعداد وجود ندارد.

نقطه مقابل جیمز کان اما جین هکمن بود که نه ظاهر زمخت و ورزشکاری‌اش و نه جنس و شکل بازی‌هایش به ستاره شدن راه نمی‌داد. اما او آنقدر هوشمند بود که پروژه‌هایی را انتخاب کند که از او یک بازیگر درجه یک بسازد. نقش پاپای در «ارتباط فرانسوی» یک آیکون پاپ است و مکس میلان «مترسک» بازتابی است از دهه پرجوش و خروش هفتاد. در «بانی و کلاید» طبق گفته پالین کیل کبیر منسجم ترین بازی فیلم را ارائه داد و وقتی پا به سن گذاشت کلینت ایستوود در «نابخشوده» خشونت بازی‌اش را تبدیل کرد به یکی از محورهای اصلی فیلم. یا وس اندرسون در «خانواده رویال تننبام» طنز و فانتزی از درون این بازیگر بزرگ بیرون کشید. یازی هکمن در این فیلم چنان درخشان بود که کسی باور نمی‌کرد رویال تننبام فیلم اندرسون همان پاپای خشن «ارتباط فرانسوی» است. همه این مثال‌ها برای این بود که بگوییم انتخاب‌های درست و تعیین دقیق مسیر کارنامه حرفه‌ای چقدر می‌تواند در ماندگاری یک بازیگر تاثیرگذار باشد.

آیا در سینمای ایران بازیگری داریم که با تکیه بر انتخاب‌های هوشمندانه توانسته باشد تبدیل به بازیگر بزرگی شود؟ پاسخ مثبت است و آن بازیگر جواد عزتی است.

جواد عزتی کارش را با تئاتر و حضور در نقش‌های فرعی سریال‌های طنز آغاز کرد. توانایی‌اش در تیپ سازی او را به نقطه اوجی مانند «قهوه تلخ» رساند که با خلق بابا اتی تبدیل شد به مهم ترین عامل جذابیت سریال مهران مدیری. اما حضور در این سریال‌ها می‌توانست او را در دایره بسته نقش‌های طنزی که احتیاج به تیپ سازی داشتند اسیر کند. او البته از این استعداد خدادادی به خوبی استفاده کرد و با حضور در تعداد زیادی از فیلم‌های سینمایی کمدی و ملودرام‌های آبکی تلویزیونی مانند «دردسرهای عظیم» توانست جایگاه خودش را در بازار حفظ کند اما مسئله این‌جا است که چنین فیلم‌هایی برای ماندگاری گزینه‌های خوبی نیستند.

جواد عزتی می‌توانست تبدیل به پژمان جمشیدی شود که با حضور بی ربط در هر فیلمی که به او پیشنهاد می‌شد خودش را در سطح یک ماشین چاپ اسکناس تهیه کنندگان پایین بیاورد. اما او آن هوش لازم برای ماندگار شدن را داشت. این تمایل به ماندگاری را می‌شد در انتخاب یکی از نقش‌های فرعی فیلم «آفریقا» مشاهده کرد. جوانک پرحرف آن فیلم نشان داد چرا عزتی می‌تواند مهم ترین بازیگر سینمای ایران باشد. اما شاه‌نقش اصلی با «ماجرای نیمروز» محمد حسین مهدویان از راه رسید. مهدویان در انتخابی عجیب عزتی را برای بازی در پیچیده‌ترین نقش فیلم برگزید. یک مامور امنیتی هوشمند که به هیچ چیز جز موفقیت در کارش فکر نمی‌کند حتی اگر این موقعیت به قیمت حذف رفیق قدیمی‌اش باشد. عزتی با آن نگاه‌های ترسناک، خنده‌های رعب آور و سکوتی که به شخصیت صادق حالتی مرموز می‌بخشد جایگاه خودش را به عنوان یکی از بهترین بازیگران دهه نود تثبیت کرد. بعد از این فیلم بود که ما شاهد شکوفایی عزتی بودیم. حضور درخشانش در «آتابای» که ترکی را بسیار دقیق حرف می‌زد، حجت«شنای پروانه» که تجسم درست و دقیقی از یک بچه پایین شهری بود. و معلم دلسوز «خورشید» که درست بازی شد اما در ساختار آشفته فیلمنامه گم شد. عزتی مسیر بعد از «ماجرای نیمروز» را به شکل عجیبی درست مدیریت کرد تا تبدیل به یکی از مهم ترین بازیگران دو دهه اخیر سینمای ایران شود.

عزتی در شبکه نمایش خانگی هم کارنامه قابل دفاعی دارد. مالک مالکی سریال «زخم کاری» جوان در حاشیه مانده‌ای بود که برای انتقام صبر را به خوبی یاد گرفته بود اولین نقش مهم او در این پلتفرم تازه بود. یک زائده بر خاندان بزرگ ریزآبادی که انقدر رشد کرد و بزرگ شد که کل این خاندان را در بر گرفت. مهدویان با ادامه دادن «زخم کاری» کل این پروژه جذاب را نابود کرد تا مالک مالکی در فصل‌های بعدی تبدیل به کپی ضعیف از خودش شود.

عزتی حالا با نقش داوود اشرف یک شخصیت واقعی با سرنوشتی عجیب مهمان شبکه نمایش خانگی شده است. همکاری دوباره عزتی و سیدی در «وحشی» جواب داده و عزتی توانسته بعد از مدت‌ها استیصال را چنان درست و دقیق بازی کند که تماشاگر در هر لحظه از تماشای سریال نگران سرنوشت داوود اشرف باشد با بازی در «وحشی» مشخص شد که چرا عزتی بازیگر موفقی است.

عزتی باهوش است و خوب می‌داند از میان پیشنهادهای متعددی که دارد کدام را انتخاب کند. مثلاً خوب می‌فهمد که چه زمانی وقت بازی در یک کمدی سبک است تا آن وجه عامه پسندی که از او به یادگار مانده را حفظ کند و بعد سراغ نقش‌های پیچیده‌ای مانند داوود اشرف برود. عزتی به خوبی فهمیده برای بقا در سینمای ایران باید چکار کرد. او با یک جور هوش متعالی مسیر گیشه را به هنر پیوند زد. تعادل کارنامه عزتی هم از همین پیوند درست و دقیق می‌آید. پیوند میان پول و هنر. عزتی خوب توانسته این دو مسیر را به هم پیوند بزند و این کار را با هوش سرشاری انجام داده است. به عنوان یک تماشاگر پیگیر سینمای ایران در کمتر بازیگر سینمای ایران چنین هوش سرشاری را سراغ دارم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image