فصل نهم «ریک و مورتی»؛ تجربهای متفاوت اما بحثبرانگیز

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| هر بار که «ریک و مورتی» روی آنتن میرود، مخاطبان انتظار مجموعهای از ماجراجوییهای پوچ، نیهیلیستی و گاه تأثیرگذار را دارند. اگرچه در فصلهای اخیر خط داستانی انتقامجویی ریک بهعنوان روایت اصلی در پسزمینه حضور داشته، اما بیشتر قسمتها همچنان داستانهایی مستقل و آشفته را دنبال میکردند. با این حال، فصل نهم این سریال محبوب شبکه Adult Swim رویکردی متفاوت در پیش گرفته و تمام ۱۰ قسمت آن به شکلی به واکاوی شخصیت و وضعیت روانی ریک بازمیگردند؛ موضوعی که این فصل را منسجمتر از هر فصل دیگری کرده است.

انسجام مفهومی معمولاً واژهای نیست که برای توصیف «ریک و مورتی» به کار رود، اما فصل نهم میان قسمتهای ظاهراً پراکنده خود نوعی ارتباط درونی ایجاد کرده است. با این حال، مشخص نیست این تغییر الزاماً به سود سریال بوده باشد؛ چرا که یکی از مهمترین دلایل محبوبیت آن، همین آشفتگی خلاقانه و فرار از ساختارهای مرسوم داستانگویی است.
از فصل هفتم به بعد، سریال تا حدی به سمت روایتهای دنبالهدار حرکت کرد و گذشته تلخ ریک و ماجرای همسرش نقش پررنگتری یافت. پایان فصل هشتم نیز تلاشی برای جمعبندی این مسیر بود؛ جایی که ریک سعی کرد خاطره «دایان» را از ذهن خود پاک کند. فصل نهم به جای ادامه مستقیم این روایت، بیشتر به پیامدهای روانی آن میپردازد و نشان میدهد ریک چگونه با این زخمهای روحی کنار میآید.
البته این بدان معنا نیست که فصل جدید از تنوع داستانی محروم است. هر قسمت از زاویهای متفاوت به وضعیت روانی ریک میپردازد. برخی اپیزودها مستقیماً اعتیاد او به الکل و نفرتش از خود را بررسی میکنند و برخی دیگر تنها در حاشیه به مکانیسمهای ناسالم مقابله او با مشکلات اشاره دارند. از تعطیلاتی که به فاجعه ختم میشود تا نمایشهای پرهرجومرج هنرهای رزمی، هر قسمت همچنان همان لحن و سبک آشنای «ریک و مورتی» را حفظ کرده است؛ با این تفاوت که همه آنها به نوعی به آشفتگی درونی ریک سانچز گره میخورند.
تمرکز بیش از حد بر ریک؛ نقطه قوت یا ضعف؟

از یک سو، پرداخت جدیتر به شخصیت ریک اتفاقی ضروری به نظر میرسد. اگرچه سریال پیشتر نیز گاهی به لایههای ذهنی این شخصیت پرداخته بود، اما هرگز یک فصل کامل را به این موضوع اختصاص نداده بود. با این حال، برخی از این واکاویها تکراری به نظر میرسند؛ زیرا بار دیگر همان ویژگیهای شناختهشده ریک، مانند خودویرانگری و تناقضهای شخصیتیاش را بازگو میکنند، بدون آنکه تحول چشمگیری در شخصیت او ایجاد شود.
از سوی دیگر، گره زدن تقریباً تمام داستانها به ریک باعث شده سایر شخصیتها کمتر فرصت درخشش پیدا کنند. مورتی، با صداپیشگی هری بلدن، اگرچه در چند قسمت نقش محوری دارد، اما در بیشتر فصل صرفاً درگیر جمع کردن خرابکاریهای ریک است. این وضعیت یادآور فصلهای ابتدایی سریال است؛ با این تفاوت که این بار مورتی نه دستیار یک نابغه، بلکه همراه بحرانهای روانی اوست.
شخصیت سامر نیز عمدتاً از دریچه رابطهاش با پدربزرگش تعریف میشود و به ابزاری برای نمایش آشفتگیهای ریک تبدیل شده است. در همین حال، جری همچنان نقش سوژه شوخیهای سریال را بر عهده دارد و بث نیز حضوری کمرنگتر از انتظار دارد؛ موضوعی که پس از نقش پررنگ او در فصل قبل، تا حدی ناامیدکننده به نظر میرسد.
همچنان سرگرمکننده و خلاق

با وجود این انتقادها، فصل نهم «ریک و مورتی» همچنان اثری سرگرمکننده، خندهدار و جذاب است. اگرچه تلاش برای ایجاد انسجام مضمونی میان قسمتها کاملاً موفق از آب درنیامده و به برخی شخصیتها آسیب زده است، اما کیفیت کلی اپیزودها همچنان در سطح بالایی قرار دارد.
هر قسمت مخاطب را به سفری دیوانهوار، بینکهکشانی و عمدتاً نیهیلیستی میبرد؛ سفری که با هوشمندی، طنز دقیق و پیچشهای داستانی تأثیرگذار همراه است. همچنین چند قسمت آرامتر در طول فصل قرار گرفتهاند که ریتم پرشتاب سریال را متعادل میکنند و فرصت بیشتری برای تأمل در دنیای ذهنی ریک فراهم میآورند.
در مجموع، اگرچه آزمایش جدید فصل نهم بهطور کامل با هویت سنتی «ریک و مورتی» هماهنگ نشده است، اما قسمتهای مستقل آن همچنان به اندازه کافی جذاب، خلاقانه و خندهدار هستند تا حس یک ماجراجویی کلاسیک در زمان و فضا را برای طرفداران این مجموعه حفظ کنند. این فصل تلاشی قابل احترام برای نمایش فروپاشی روانی ریک و مواجهه او با پیامدهای تصمیماتش است؛ تلاشی که هرچند هزینههایی برای سایر شخصیتها داشته، اما همچنان میراث این زوج مشهور پدربزرگ و نوه را ادامه میدهد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.