نقد و بررسی «ادیسه»: کریستوفر نولان با حماسهای خیرهکننده به اوج تازهای از فیلمسازی رسیده است

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلم «ادیسه» (The Odyssey) به کارگردانی کریستوفر نولان با استقبال گسترده منتقدان آغاز کرده است. پیتر بردشاو، منتقد سرشناس روزنامه گاردین، در نقد خود این فیلم را اثری «نفسگیر، جاهطلب و باشکوه» توصیف کرده که با بازآفرینی اسطوره هومر، تصویری متفاوت از پیامدهای جنگ، آسیبهای روانی سربازان و معنای بازگشت به خانه ارائه میدهد.

کریستوفر نولان در «ادیسه» صرفاً داستان کلاسیک هومر را بازگو نمیکند؛ او این روایت کهن را به افسانهای درباره سرخوردگی پس از جنگ و زخمهای ماندگار آن تبدیل کرده است. در این نسخه، سفر طولانی اودیسئوس بیش از آنکه ماجرایی ماجراجویانه باشد، سفری درونی برای کنار آمدن با آسیبهای روحی ناشی از جنگ است.
به اعتقاد پیتر بردشاو، فیلم به شکلی تأثیرگذار نشان میدهد که بسیاری از سربازان شاید از نظر فیزیکی به خانه بازگردند، اما بازگشت روح و روان آنها به زندگی عادی گاهی سالها یا حتی تا پایان عمر طول میکشد. نولان نیز این رنج را با استفاده از فلشبکها، توهمها و حضور خدایان اساطیری به تصویر میکشد؛ خدایانی که در این روایت تقریباً همسطح انسانها در سرنوشت شخصیتها نقش دارند.
فیلمی با جاهطلبی و شکوهی کمنظیر

بردشاو «ادیسه» را فیلمی سرشار از جاهطلبی، جسارت، شکوه و خلاقیت میداند. هرچند او معتقد است برخی دیالوگها گاهی بیش از حد مستقیم و شعاری به نظر میرسند، اما این ضعف در برابر مقیاس عظیم فیلم اهمیت چندانی ندارد.
او بهطور ویژه از فیلمبرداری هویته فن هویتما تمجید میکند؛ تصاویری عظیم و مناسب نمایش روی پردههای IMAX که تنهایی و عظمت سفر اودیسئوس را به شکلی خیرهکننده به تصویر میکشند. همچنین برخلاف بسیاری از فیلمهای دریایی، رنگبندی اقیانوس در این اثر کلیشهای نیست و نبردهای عظیم فیلم نیز با موسیقی کوبنده و ریتم پرتنش طبلها همراه شدهاند.
مت دیمون در نقش اودیسئوس؛ فرماندهای که دیگر همان انسان سابق نیست

در این فیلم، مت دیمون نقش اودیسئوس را ایفا میکند؛ فرماندهای از سرزمین ایتاکا که پیش از عزیمت به جنگ تروا، به همسرش پنلوپه با بازی آن هاتاوی میگوید اگر در جنگ کشته شد، زندگیاش را ادامه دهد و دوباره ازدواج کند.
نولان در همان ابتدای فیلم، انگیزه واقعی آغاز جنگ تروا را نیز زیر سؤال میبرد. برخلاف روایتهای اسطورهای، ربوده شدن هلن تنها بهانهای برای آغاز نبرد معرفی میشود و دلیل اصلی جنگ، رقابت بر سر مسیرهای تجاری و منافع اقتصادی است.
بردشاو این تغییر را یکی از مهمترین تفاوتهای فیلم با روایت کلاسیک هومر میداند؛ تغییری که نگاه نولان به جنگ را آشکار میکند.
اسب تروا؛ پیروزیای که بهای سنگینی دارد

فیلم بازآفرینی باشکوهی از ماجرای اسب تروا ارائه میدهد. در این نسخه، یونانیها مجسمه غولپیکر اسب را همچون هدیهای مقدس در ساحل رها میکنند و مردم تروا خود آن را به داخل شهر میکشند.
اما نولان روی جنبه دیگری از این پیروزی تمرکز میکند؛ اینکه اودیسئوس برای اجرای این نقشه مجبور میشود حتی یکی از نزدیکترین یارانش، سینون، را قربانی کند؛ تصمیمی که تا پایان عمر احساس گناهش را به همراه دارد.
بردشاو طراحی اسب تروا را ترکیبی از مجسمه آزادی در فیلم «سیاره میمونها» و تندیس مشهور «رامسس دوم» یا همان «اوزیماندیاس» توصیف میکند.
بخش اصلی داستان، پس از پایان جنگ آغاز میشود

به باور گاردین، نقطه قوت اصلی «ادیسه» این است که پایان جنگ را آغاز روایت واقعی خود میداند.
در حالیکه آگاممنون پس از بازگشت به خانه کشته میشود و منلائوس بار دیگر با هلن روبهرو میشود، اودیسئوس و همراهانش سفری طولانی و کابوسوار را آغاز میکنند؛ سفری که در آن با سیکلوپ، لایستریگونیها، سیرسه، کالیپسو، پریان دریایی و آتنا روبهرو میشوند.
این موجودات افسانهای تنها دشمنان آنها نیستند؛ گرسنگی، ناامیدی و زخمهای روحی نیز به همان اندازه خطرناک هستند.
پنلوپه و تلهماخوس؛ قهرمانان خاموش داستان

در ایتاکا نیز اوضاع چندان بهتر نیست. پنلوپه سالها مجبور است خواستگارانی را که تصور میکنند اودیسئوس مرده است، تحمل کند تا از فروپاشی حکومت جلوگیری کند.
در این میان، رابرت پتینسون نقش آنتینوس، خطرناکترین خواستگار پنلوپه، را بازی میکند؛ شخصیتی جاهطلب و بیرحم که یکی از بهترین نقشآفرینیهای مکمل فیلم را رقم میزند.
از سوی دیگر، تام هالند در نقش تلهماخوس، پسر اودیسئوس، سفری مستقل را آغاز میکند تا شاید بتواند پدرش یا دستکم جسد او را پیدا کند.
یکی از فراموشنشدنیترین صحنههای فیلم

بردشاو، سکانس ورود اودیسئوس به جهان مردگان را یکی از عجیبترین و تأثیرگذارترین صحنههای کارنامه نولان میداند.
در این بخش، ارواح مردگان همچون جادوگران نمایشنامه «مکبث» از دل زمین سر برمیآورند و با قهرمان داستان سخن میگویند؛ صحنهای که به گفته منتقد گاردین، مرز میان اسطوره، مذهب و روانشناسی را از بین میبرد.
او همچنین معتقد است نولان در پایان فیلم، با نمایش بازگشت اودیسئوس در هیئت گدایی ناشناس، مسیر تبدیل تدریجی این شخصیت به موجودی اسطورهای و حتی خدایی را ترسیم میکند.
پیتر بردشاو در پایان نقد خود، «ادیسه» را «سرابی عظیم و درخشان» توصیف میکند؛ فیلمی سهساعته که بهجای ارائه پاسخهای ساده یا پایانی آرامشبخش، مخاطب را با واقعیتی تلخ روبهرو میکند: جنگ هرگز با پایان نبرد به اتمام نمیرسد و بازگشت واقعی، دشوارترین بخش هر سفر است.
به اعتقاد او، تازهترین ساخته کریستوفر نولان نهتنها اقتباسی وفادارانه از یکی از مهمترین آثار ادبیات جهان است، بلکه حماسهای مدرن درباره سوگ، فقدان و تلاش انسان برای ساختن دوباره زندگی پس از ویرانی محسوب میشود.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.