سقوط Verity؛ ستارگان پرآوازه هالیوود حریف فیلمنامه ضعیف نشدند

داستان درباره نویسندهای جوان به نام لوئن اشلی است که در شرایط بحرانی شغلی، پیشنهادی وسوسهانگیز دریافت میکند تا نگارش مجموعه کتابهای یک نویسنده مشهور را بر عهده بگیرد. اما کشف دستنوشتههایی مرموز درباره زندگی خصوصی این نویسنده، او را به مارپیچی از رازهای خانوادگی و مرزهای مبهم واقعیت میکشاند. با وجود این پتانسیل داستانی، نتیجه نهایی نتوانسته رضایت جامعه منتقدان را جلب کند.
وضعیت امتیازهای فیلم در وبسایتهای مرجع گویای حالوهوای نقدهای منتشر شده است؛ «وریتی» در وبسایت راتن تومیتوز از ۸۸ نقد، امتیاز ۴۱ درصد را کسب کرده و در متاکریتیک نیز با ۲۸ نقد، به نمره ۴۵ از ۱۰۰ رسیده است.

نقدها چه میگویند؟
بسیاری از منتقدان بر این باورند که فیلم نه آنقدر عمیق و هوشمندانه است که مخاطب را درگیر کند و نه آنقدر سرگرمکننده که بتوان ضعفهای ساختاریاش را نادیده گرفت. منتقد «ورایتی» فیلم را اثری ناموفق خوانده که ستارگانش در آن سردرگم یا نسبت به نقش خود بیتفاوت به نظر میرسند. در سوی دیگر، منتقد «اسلشفیلم» با لحنی تند، این اثر را مجموعهای از مونتاژهای بیمعنا دانسته که فقط با هیاهو و خشم پیش میرود.
با این حال، همه آرا سیاه مطلق نیست. برخی منتقدان مانند نویسنده «اسکرینرنت» نگاهی ملایمتر دارند و فیلم را اثری «سرگرمکننده» میدانند که اگرچه شاهکار نیست، اما از تبدیل شدن به یک کابوس تمامعیار فاصله گرفته است. در مقابل، نشریاتی همچون «گاردین» و «امپایر» از افت کیفیت فیلمنامه در پرده سوم و پیچشهای داستانی نامتقاعدکننده شکایت دارند و معتقدند بازی درخشان بازیگران زن فیلم نیز نتوانسته بارِ ضعفِ روایت را به دوش بکشد.
در مجموع، «وریتی» نشان داد که حتی ترکیب ستارگان درجهیک هالیوود و پشتوانه یک رمان پرفروش هم نمیتواند مانع از شکست پروژهای شود که از نظر انسجام و دقت در فیلمنامه، دچار لغزشهای اساسی شده است. فیلمی که در تلاش بود اثری مهیج و جسورانه باشد، حالا در نگاه منتقدان به عنوان تمرینی ساده و تا حدی محافظهکارانه شناخته میشود که نتوانسته پتانسیلهای خود را به سرانجام برساند.