نقد فیلم صدای هند رجب (The Voice of Hind Rajab) | صدایی مهم اما تجربهای ناقص

اختصاصی سلام سینما؛ مازیار وکیلی: ماجرای حمله اسرائیل به غزه خیلی زود از ماجرای سیاست فراتر رفت و تبدیل به یک تراژدی انسانی شد. فیلمهایی که همه روزه از وضعیت اسفبار مردم غزه منتشر میشد که قلب هر انسان دغدغه مندی را به درد میآورد. همین موضوع باعث شد تا مردم سراسر جهان بر علیه این اقدامات ضد بشری دست به تظاهرات گسترده بزنند تا فارغ از دلایل سیاسی حملات اسرائیل به نوار غزه صدای مظلومیت مردمی که به واسطه جنگ از امکانات اولیه زندگی محروم شده بودند را به گوش سیاست مداران برساند.
بیشتر بخوانید:
صدای هند رجب و نورنبرگ: وقتی واقعیت از هنر پیشی میگیرد
فیلم The Voice of Hind Rajab؛ اثری در مورد تراژدی انسانی غزه که جایزه شیر نقرهای ونیز را برد
سینما هم به عنوان یکی از ابزار مهم برای بیان هنری مسائل انسانی از جمله تراژادی غزه خیلی زود به این فاجعه انسانی واکنش نشان داد. کوثر بن هنیه به عنوان یکی از سرشناسترین کارگردانان جهان عرب که فیلم بسیار موفق «مردی که پوستش را فروخت» در کارنامه کاری خود دارد خیلی زود دست به کار شد و با استفاده متریال فوقالعادهای که در اختیار داشت (صدای واقعی دختر خردسال یعنی هند رجب که در حال گفتوگو با اعضای صلیب سرخ است) فیلم «صدای هند رجب» را ساخت که بدل به یکی از موفقترین فیلمهای سال سینمای جهان شد. تشویق 22 دقیقهای در جشنواره ونیز، حضور پررنگ در میان کاندیداهای فصل جوایز و در نهایت حضور در لیست نهایی بهترین فیلمهای خارجیزبان اسکار امسال مهمترین دستاوردهای «صدای هند رجب» است.
کوثر بن هنیه در «صدای هند رجب» موفق میشود تعلیق بسازد بدون این که برای ساختن این تعلیق به یک فیلمنامه جنایی با پیچوخمهای دراماتیک تکیه کند. او داستان فیلمش را در ساختمان صلیب سرخ متمرکز کرده و تلاش کرده با استفاده از کشمکش میان چهار شخصیت اصلی فیلم یعنی عمر، مهدی، رعنا و نسرین درام را پیش ببرد. عمر جوانی است احساساتی با روحیه ضد اسرائیلی که هیچ چیز برایش به اندازه نجات هند مهم نیست. مهدی سرپرست ظاهراً خونسرد و آرام صلیب سرخ است که تلاش میکند همه چیز را از راه قانون پیش ببرد و به واسطه همین رویکرد روند کارها را کند میکند. رعنا زن جوانی است با روحیه مادرانه که دختر خردسال گرفتار شده در میدان جنگ بیشتر از همه به او اعتماد دارد. رعنا بیشترین ارتباط عاطفی را با هند برقرار میکند و اکثر صحنههای تکاندهنده فیلم به او تعلق دارد. نسرین هم روان کاوی خونسرد با رفتاری مطمئن است که سعی میکند با استفاده از حرفهای که در آن تخصص دارد در مواقع بحران آرامش را به گروه تزریق کند.

تقابل این چهار شخصیت (خصوصاً عمر و مهدی) که هر کدام دلایل خاص خودشان را برای رفتارها و واکنشهایی که بروز میدهند دارند پایههای اصلی درام «صدای هند رجب» را تشکیل میدهند. این تقابل و کشمکش تا اندازهای توانسته تنش لازم برای دنبال کردن قصه توسط تماشاگر را ایجاد کند. تماشاگر (حداقل تا نیمه فیلم) با لذت ماجرا را دنبال میکند. نگران سرنوشت هند میشود و به دنبال این است که بداند چه بر سر این بچه معصوم میآید. البته تمام این کنجکاویها و نگرانیها فقط تا نیمه فیلم دوام میآورد. جایی که مصالح بن هنیه برای ساخت یک درام پر تنش ته میکشد و فیلم سقوط میکند.
حقیقت امر این است صدای واقعی هند برای ساخت یک درام طولانی به هیچ وجه کافی نیست. بن هنیه هم که متوجه این موضوع شده تلاش کرده، تا با ساخت تنش بین شخصیتها و استفاده از تضاد بین آنها درامش را پیش ببرد اما این تنشها و تضادها از جایی به بعد تکراری میشوند. تکراری که فیلم را از نیمه بی رمق میکند. داد و بیدادهای عمر، استیصال رعنا، بی عملی مهدی و آرامش نسرین زمانی جذاب هستند که داستانی برای روایت وجود داشته باشد و چون این داستان از نیمه فیلم وجود ندارد پس این تقابلها هم دیگر کار نمیکند.

قسمت تلخ دیگر ماجرا هم این جا است که ما پایان فیلم را با توجه به مضمون آن خیلی زود حدس میزنیم و میدانیم چه سرنوشتی در انتظار هند است. همین موضوع باعث شده تا فیلم کشدار و خستهکننده به نظر برسد.«صدای هند رجب» بیشتر از این که فیلم خوب یا تکاندهندهای باشد فیلم تاثیرگذاری است. بن هنیه از ساخت این فیلم هدف خاصی را دنبال میکرده و آن رساندن پیام مردم مظلوم فلسطین به گوش مردم سایر کشورهای جهان بوده است. مسائل دیگر برای بن هنیه و دیگرانی که در تهیه این فیلم نقش داشتند در اولویت دوم قرار داشته است. پس باید «صدای هند رجب» را فیلم موفقی بدانیم. اما اگر قرار باشد درباره وجوه سینمایی فیلم صحبت کنیم، باید گفت فیلم آخر بن هنیه یک تجربه نصفهونیمه است که نتوانسته مضمون تاثیرگذارش را به خوبی سینمایی کند.