نقد و بررسی فیلم Greenland 2: Migration | اثری بیادعا و تماشایی

آخرالزمان بیشک یکی از محبوبترین موضوعات و ژانری است که فیلمسازان بر روی آن دست میگذارند و با وجود کلیشه، همچنان جذاب و پُر مخاطب است. فیلم (Greenland) که اولین قسمت آن چند سال پیش بر روی پرده رفت، در بازگشت دوباره توانست به اثری سرگرمکننده و بیادعا تبدیل شود. (Greenland 2 Migration) جزو آثاری نیست که سالها در یاد بماند اما فیلمی است که بیشک میتواند مخاطب را سرگرم کرده و کمی هم به او هیجان دهد.

داستان این فیلم دقیقا ادامه اثر قبلی است. خانواده گاریتی که پنج سال پیش از تاثیرات برخورد یک شهاب سنگ با زمین نجات پیدا کرده بود، بار دیگر با چالشهایی روبهرو خواهد شد. جرارد باتلر در این اثر نقش جان گاریتی را بازی میکند، همچنین مورنا باکارین نقش همسرش آلیسون و رومن گریفین دیویس نقش پسرش را برعهده دارند. در این قسمت بخشی از نجات یافتگان در زیر زمین پنهان شده و خود را با پایان دنیا وفق دادهاند. آنها در پناهگاههایی مستحکم زندگی میکنند و جامعه کوچکی برای خود دست و پا کردهاند. اما بعد از نابودی این زیرزمین در اثر زمین لرزههای وحشتناک، این خانواده باری دیگر در جهانِ رها شده، به دنبال آرامش و جایی برای زندگی میگردد.
در این قسمت آنها باید از شهابسنگها، طوفانهای رادیواکتیو و سونامیهای عظیم جان سالم به در ببرند و خانه جدیدی پیدا کنند. علاوه بر بازیگران اصلی، هنرمندانی همچون امبر رز روا، سوفی تامپسون، تروند فوسا اورْواگ و ویلیام عبدی نیز در این فیلم حضور دارند. کارگردانی فیلم برعهده ریک رومن وا و نویسندگی آن توسط کریس اسپارلینگ و میتچل لافورچون انجام شده است.

همانطور که انتظار میرفت داستان این فیلم از بُعد ادبی و سینمایی چیز خاصی نیست. عمده تمرکز در این فیلم بر پرده سبز و صحنههای آخرالزمانی است. مثلا در داستان کوتاه «طاعون سرخ» اثر جک لندن که به نوعی یکی از اولین آثار مهم در ژانر آخرالزمانی است، کاراکترها از ابعاد ذهنی، جامعه شناختی و روانشناختی نیز مورد بررسی قرار میگیرند. اما در (Greenland 2 Migration) خبری از این موارد نیست. به جز سه کاراکتر اصلی، دیگر کاراکترها بسیار ضعیف و بدون کنش هستند و صرفا آمدهاند تا فضای فیلم خالی نماند. همین بخش کاراکترهای فرعی یکی از ایرادهای اصلی اثر است. میشد با کمی گسترش این شخصیتها و به خدمت گرفتن آنها در جهت پیشبرد داستان، فیلم را غنیتر کرد. اما چیزی که ما شاهدش بودیم ضعف فیلمنامه در طراحی کاراکترها بود. حتی کاراکترهای اصلی نیز از ضعف بسیاری بهره میبردند و همین باعث شد تا اثر به عمق و لطافت دست نیابد.
افتتاحیه فیلم با یک دکلمه مناسب آغاز و به همراه آن تصاویری از قسمت نخست نشان داده شد. همین کار به ظاهر ساده توانست حافظه مخاطب را تحریک کند و قسمت قبلی به خوبی یادآوری شد. متن قوی (دکلمه ابتدایی) توانست ذهنیت مخاطب را برای چیزهایی که در ادامه قرار است ببیند، آماده کند و همین به سادگی نیم پرده اول فیلم را جذاب کرد.
با پیشبرد داستان، فضای آخرالزمانی به کمک پرده سبز به خوبی ساخته شد. چه جهان زیر زمین و چه بیرون. جهانی که نابود شده و چیزی جز جامعههای کوچک از آن باقی نمانده است. همانطور که در ابتدای مقاله اشاره شد، با وجود کلیشه در داستان، اثر به خوبی پیش میرود و مخاطب همراه این خانواده در جستجوی مکانی امن است. فضای بیرون همچنان خشن است و فیلم تا آخر از این المان دست نمیکشد. فضای بیرون را جهنمی میسازد و از همین موضوع برای پیشبرد داستان استفاده میکند. مخاطب به خوبی با نابودی جهان و اتمسفر آخرالزمانی آن ارتباط گرفته و میپذیرد که جهانی نمانده و همهچیز به آتش کشیده شده است.

یکی دیگر از نقاط قوت این فیلم، بیادعایی است. اثر عملا هیچ ادعایی نمیکند و خیلی ساده دست گذاشته است بر روی کلیشه عامهپسند برای مخاطب عامهپسند. در فیلم (The End) همین موضوع پایان جهان در دستور کار بود اما اضافه کردنِ تمِ فلسفی و سعی بر نقد جوامع بشری، اثر را به فیلمی مبتذل و غیرقابل تحمل تبدیل کرد. بیش از آنکه فیلم باشد، کلاس درس بود. حداقل فیلمساز در ذهن خود چنین قصدی داشت اما در (Greenland 2 Migration) اصلا خبری از چیزها نیست و فیلم تنها سینما و هیجان دارد و همین بسیار قابل احترام است. فیلمی که نسبت به کشش موضوع، هیجان و آدرینالین دارد و سعی میکند با همینها اثر را دربیاورد و واقعا هم موفق میشود.
در بحث تکنیک میتوان گفت که پرده سبز عالی است. با اینکه گاهی از خود فیلم جلوتر زده و به نوعی بیش از حد شده است، با این حال عالی است و توانسته پایان دنیا را به خوبی به تصویر بکشد. بازیگران نه عالیاند و نه بد. چیزی میان این دو. فیلمنامه این ظرفیت را داشت که این بازیگران را به چالش کشیده و آنها را به سمت بازی درونی سوق دهد. اما متاسفانه چنین نشد و بایگران از همان اکتهای کلیشهای معمولی استفاده کردند.
موسیقی متن با توجه به ظرفیت موضوع، میتوانست حماسیتر و حتی تراژیکتر باشد.

دوربین نیز با توجه به شاتهای خوب از پایان دنیا و اکستریم لانگ شاتهای جذاب کاملا در خدمت فیلم بود. در بعضی صحنههای آدرنالیندار دوربین pov میشد و این به مخاطب حس همذاتپنداری میداد. با اینکه شاید چیز چندان بزرگی به نظر نرسد، بازهم در درگیر کردن حس مخاطب بسیار موثر و قابل تقدیر بود.
در پایان چنین میشود گفت که فیلم (Greenland 2 Migration) اثری جذاب، تماشایی و نه چندان است. این فیلم جزو آثاری نیست که در این ژانر جزو برترینها باشد و در یادها بماند. به قول عام، فیلمی یکبار مصرف اما سرگرم کننده است. همانطور که در طول متن بارها اشاره شد، به نظر من نقطه قوت اثر در همین بیادعایی است. ساده و بی شیله پیله. تمرکز خود را بر پایان جهان گذاشته و محرکهای اصلی او چیزی جز هیجان و تعلیق نیست. به نظر من تماشای این فیلم برای دوستانی که تنها به دنبال سرگرمی هستند، جذاب خواهد بود و آنها لذت خواهد بُرد. اما همچنان تاکید دارم که انتظار اثری جدی را نداشته باشید. ببینید. کمی لذت ببرید و بگذارید همانطور که لایق است به فراموشی سپرده شود.
منبع: گیمفا