مصاحبه اختصاصی سلام سینما با شهرام مکری/ آنچه باید درباره فیلم «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» بدانید

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران| شهرام مکری در تازهترین فیلم خود، «خرگوش سیاه، خرگوش سفید»، بار دیگر به جهان فرمال و پیچیدهای بازگشته که امضای سینمای او را شکل میدهد. این فیلم که خارج از ایران و در تاجیکستان ساخته شده، پس از حضور در جشنوارههای معتبر بینالمللی، بهعنوان نماینده تاجیکستان برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۶ معرفی شد.
فیلم سینمایی «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» به نویسندگی مشترک شهرام مکری و نسیم احمدپور و تهیهکنندگی نگار اسکندرفر، محصول مشترک تاجیکستان و امارات متحده عربی است. این فیلم با بازی بابک کریمی، هستی محمایی، کبریا دیلیوبووا و بژن دولتوف ساخته شده و نخستین نمایش جهانی خود را در بخش Vision Asia جشنواره بینالمللی فیلم بوسان تجربه کرد و موفق به دریافت جایزه این بخش شد.
این فیلم سپس در جشنوارههای بینالمللی متعددی از جمله لندن، شیکاگو، سنگاپور، دریای سرخ و فریبورگ به نمایش درآمد و مورد توجه قرار گرفت. همچنین بهعنوان نماینده رسمی تاجیکستان برای رقابت در بخش بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۶ معرفی شد، هرچند به فهرست نهایی نامزدها راه نیافت.
داستان فیلم بر چند روایت بهظاهر مستقل اما بههمپیوسته استوار است؛ از یک شیء مشکوک در پشتصحنه یک پروژه سینمایی تا مجموعهای از رخدادهای زنجیرهای که مرز میان واقعیت، بازنمایی و روایت را مخدوش میکند. فیلم در ادامه مسیر سینمایی مکری، بار دیگر بر ساختارهای روایی غیرخطی، بازی با زمان و بازتعریف علت و معلول تمرکز دارد.

مصاحبه شهرام مکری با سلام سینما
شهرام مکری در گفت و گو با مهلا رنجبران خبرنگار سلام سینما درباره نسبت فیلم «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» با آثار قبلیاش، دلایل ساخت آن خارج از ایران، ایده «تفنگ چخوف»، نسبت فرم و احساس در سینمای خود و وضعیت اکران فیلم توضیح میدهد.
+ «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» نخستین فیلم شماست که خارج از ایران تولید شده است. آیا این فیلم را باید ادامه مسیر فیلمهای پیشین شما دانست یا آغاز فصل تازهای در کارنامهتان؟
- مکری: در ابتدا قرار بود این فیلم در ایران ساخته شود و اساساً ایده اولیه بر تولید خارج از کشور استوار نبود. اما در روند توسعه پروژه طی حدود دو سال گذشته، شرایط بهگونهای پیش رفت که تصمیم گرفتم این فیلم جایگزین پروژهای شود که قرار بود خارج از ایران تولید شود.
به همین دلیل میتوان گفت این فیلم از یک سو در امتداد مسیر فیلمهای قبلی من قرار دارد، زیرا از نظر فرم، نگاه و شیوه روایت همچنان همان دغدغههای پیشین را دنبال میکند. اما از سوی دیگر، تجربه تولید در خارج از کشور برای من تجربهای تازه محسوب میشود و میتواند آغاز یک مرحله جدید نیز باشد.
در نتیجه، این فیلم هم ادامه مسیر قبلی است و هم آغاز یک تجربه جدید؛ ادامه از منظر جهان سینمایی و نگاه فرمی، و آغاز از منظر تجربه تولید و زیست حرفهای در خارج از ایران.

+ چرا این فیلم در ایران ساخته نشد و تصمیم به تولید آن در خارج از کشور گرفته شد؟
- به نظر میرسد سینمای ایران در سالهای اخیر در وضعیت پیچیده و چندلایهای قرار گرفته است. از یک سو مسائل مرتبط با ساختار تولید، از جمله موضوعاتی مانند نحوه نمایش بدن و حضور بازیگران زن، و از سوی دیگر وضعیت اکران و نسبت فیلمها با مخاطب، شرایطی ایجاد کرده که تولید فیلم را با چالشهای جدی مواجه میکند.
در کنار این موارد، وضعیت فیلمهای زیرزمینی، سینمای دارای مجوز، سینمای کمدی و حتی سینمایی که با حمایت نهادهای دولتی تولید میشود، هرکدام با مسائل خاص خود مواجهاند. مجموعه این شرایط باعث شده سینمای ایران در نوعی وضعیت تعلیق و برزخ قرار بگیرد.
در چنین شرایطی، تصمیم گرفتم فاصلهای نسبی از این ساختار تولید بگیرم و پروژه را در خارج از ایران دنبال کنم. این تصمیم بیشتر ناشی از شرایط کلی سینما بود تا یک انتخاب صرفاً شخصی یا سلیقهای.
+ فیلم با ارجاعی مستقیم به مفهوم «تفنگ چخوف» آغاز میشود و حتی نوعی طنز ظریف نیز در دل آن وجود دارد؛ اینکه هر چیزی که شبیه یک «تفنگ» باشد، دیر یا زود باید شلیک کند. این ایده چگونه وارد فیلم شد و چرا تصمیم گرفتید آن را به یکی از ارکان اصلی روایت تبدیل کنید؟
- ایده تفنگ چخوف و بهطور کلی مسئله اشیا در روایت، از مدتها قبل در ذهن من و نسیم احمدپور وجود داشت. ما همواره به این موضوع فکر میکردیم که اشیا در روایت صرفاً ابزارهای بیجان هستند یا میتوانند نوعی هویت مستقل و حتی کنشمندی داشته باشند.
در پروژههای قبلی نیز این ایده به شکلهای مختلف وجود داشته است. در فیلم «هجوم»، درباره نسبت ابزارهایی مانند چاقو و خشونت فکر میکردیم و اینکه صرف حضور یک شیء چگونه میتواند معنای خشونت را تولید یا تشدید کند. در «جنایت بیدقت» نیز ایدهای مشابه در قالب یک موشک عملنکرده مطرح بود که در نهایت به کنش تبدیل میشد.
در «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» این پرسش به شکل مستقیمتری مطرح شد؛ اینکه آیا منظور از تفنگ چخوف لزوماً شلیک توسط یک عامل انسانی است یا امکان دارد خود شیء به نوعی کنش مستقل دست بزند و روایت را پیش ببرد.
بنابراین این ایده، ادامه منطقی دغدغهای است که در فیلمهای قبلی نیز وجود داشته و در این فیلم به شکل پررنگتری مورد توجه قرار گرفته است.
+ یکی از نقدهای مطرحشده درباره فیلم این است که مخاطب بیش از آنکه با شخصیتها ارتباط عاطفی برقرار کند، درگیر معماها و لایههای روایی آن میشود؛ موضوعی که در پرداخت شخصیتهایی مانند سارا و بابک نیز به چشم میآید. در بخش مهمی از کارنامه شما، از «ماهی و گربه» و «جنایت بیدقت» تا امروز، فرم و ایده همواره نقش پررنگی داشتهاند. شما نسبت میان فرم و عواطف انسانی را در سینمای خود چگونه تعریف میکنید؟
- هر نوع نقد و برداشت از فیلم برای من قابل احترام است. این نوع نگاه نیز پیشتر درباره فیلمهای من مطرح شده است؛ اینکه آثارم بیشتر بر فرم و ساختار متکی هستند تا بر احساسات مستقیم شخصیتها.
با این حال، معتقدم همه فیلمها نباید بر اساس یک معیار واحد سنجیده شوند. برخی فیلمها اساساً بر ایجاد ارتباط عاطفی مستقیم با مخاطب بنا شدهاند و برخی دیگر چنین هدفی ندارند.
اگر فیلمی در پی ایجاد تجربهای فرمال یا ساختاری باشد، نمیتوان آن را با معیارهای یک ملودرام عاطفی ارزیابی کرد. هر فیلم باید بر اساس منطق درونی خود سنجیده شود.
در مورد مفهوم «تأثیر حسی» نیز باید گفت که این مفهوم گاهی بهدرستی تفسیر نمیشود. تأثیر حسی الزاماً به معنای ایجاد همذاتپنداری یا احساسات آشنا مانند گریه یا همدردی نیست. گاهی یک فیلم میتواند حس سردرگمی، سرگیجه یا فاصله ایجاد کند و این نیز نوعی تجربه حسی است.
مشکل زمانی ایجاد میشود که مخاطب به دنبال احساس آشنا و از پیشتعریفشدهای باشد و در صورت نیافتن آن، تصور کند فیلم فاقد تأثیر حسی است.

+ درباره وضعیت نمایش فیلم توضیح دهید. آیا اکران خصوصی یا برنامهای برای نمایش آن در ایران وجود دارد؟
- از ابتدا میدانستیم که فیلم در آمریکا توسط پخشکننده آمریکایی اکران خواهد شد و این اتفاق نیز حدود دو ماه پیش رخ داد. پس از آن، نسخههای باکیفیت فیلم منتشر شد.
همزمان، برنامه اکران فیلم در برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه، آلمان و سوئیس نیز در حال انجام است. طبیعی بود که پس از انتشار نسخه باکیفیت، فیلم در ایران نیز دیده شود.
با توجه به اینکه فیلم پخشکننده داخلی در ایران نداشت، امکان برنامهریزی رسمی برای اکران داخلی وجود نداشت. در نتیجه، تصمیم گرفته شد چند نمایش خصوصی برای عوامل فیلم برگزار شود تا امکان تماشای اثر با کیفیت مناسب و روی پرده سینما فراهم شود.
برای این نمایشها زیرنویس فارسی نیز آماده شده است که توسط تیم سازنده تهیه شده و ممکن است تفاوتهای جزئی با نسخههای غیررسمی موجود داشته باشد.
+ آیا برنامهای برای اکران عمومی فیلم در ایران وجود داشت یا این موضوع منتفی شده است؟
- در حال حاضر برنامهای برای اکران عمومی فیلم در ایران وجود ندارد.
البته درباره امکان اکران، صحبتهایی با پخشکنندگان داخلی انجام شده بود و برخی از آنها معتقد بودند فیلم میتواند در صورت اکران رسمی مخاطبان خود را پیدا کند. با این حال، با توجه به اینکه نسخه فیلم در دسترس قرار گرفته و مخاطبان آن را مشاهده میکنند، عملاً این موضوع در وضعیت فعلی ادامه پیدا نکرد.
در واقع نمیتوان گفت اکران لغو شده است، زیرا وارد مرحله اجرایی نشده بود. صرفاً به این نتیجه رسیدیم که در شرایط موجود، ادامه پیگیری برای اکران عمومی ضرورتی ندارد.
+ اگر بخواهید به مهمترین سوءبرداشت احتمالی مخاطبان از «خرگوش سیاه، خرگوش سفید» اشاره کنید، آن سوءبرداشت چیست؟
- به این موضوع بهطور جدی فکر نکرده بودم، اما اگر بخواهم به شکل طنزآمیز پاسخ بدهم، شاید مهمترین سوءبرداشت این باشد که مخاطب تصور کند اشیای خانهاش ممکن است در شب علیه او کنش نشان دهند و حتی به او آسیب برسانند.
+ امیدوارم چنین برداشتی از فیلم شکل نگیرد.

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغالتحصیل کارشناسی مهندسی نقشهبرداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزیست که باهاش زندگی میکنم، نفس میکشم و ازش لذت میبرم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهرههای هنری و حواشی فرهنگی، تلاش میکنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حسبرانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.