جدل بیپایان بر سر «بلندیهای بادگیر»: چرا اقتباس جدید اینترنت را منفجر کرده است؟

اقتباس جدید «بلندیهای بادگیر» به کارگردانی امرالد فنل، پیش از اکران نیز جنجالی بود؛ از انتخاب بازیگران گرفته تا نگرانی درباره نحوه مواجهه فنل با موضوعات طبقه و خشونت. با این حال، فیلم تنها در سه روز نخست ۳۴.۸ میلیون دلار فروش داشته و مهمتر از آن، بحثهای گستردهای را درباره ماهیت عشق، اخلاق و اقتباس ادبی برانگیخته است.
منتقدان یادآوری میکنند که رمان ۱۸۴۷ امیلی برونته از ابتدا نیز «آزاردهنده» و «نامتعارف» تلقی میشد. داستان عشق بیمارگونه و ویرانگر کاترین و هیثکلیف، که با خشونت، خودشیفتگی و انتقام درهمتنیده است، همواره مخاطبان را دچار دوگانگی کرده: از یکسو نثر شاعرانه و جملات ماندگار، و از سوی دیگر رفتارهای سادیستی و روابط سمی. همین تضاد، رمان را به موضوعی همیشگی برای بحث درباره عشق، سوءرفتار و ساختارهای طبقاتی بدل کرده است.
فنل در نسخه جدید، بخش عمدهای از خشونتها و پیچیدگیهای چندنسلی رمان، از جمله مضامین محرمخواری، آزار کودکان و مرگخواهی را حذف کرده و روایت را به رابطه دو شخصیت اصلی تقلیل داده است. همین انتخاب باعث شده برخی منتقدان فیلم را «سطحی»، «احساساتی» یا حتی «احمقانه» بخوانند. نشریاتی مانند Vulture و Slate آن را «زیبا اما سادهانگار» توصیف کردهاند و معتقدند فیلم پیامهای طبقاتی و نژادی رمان را کنار گذاشته و صرفاً بر شیمی و تنش میان دو بازیگر جذاب تمرکز کرده است.
در مقابل، گروهی از مخاطبان از این برداشت شخصی فنل دفاع میکنند و یادآور میشوند که بیش از ۳۰ اقتباس دیگر نیز وجود دارد و هر کدام خوانشی متفاوت ارائه دادهاند. افزون بر این، بحث درباره تفاوتهای فیلم و رمان، موج تازهای از توجه به اثر اصلی ایجاد کرده است.
برخی فیلم را بیش از حد تحریکآمیز و برخی «نهچندان جسور» میدانند. این اختلافنظرها بازتابی از فضای فرهنگی امروز است که همزمان گرایشهای «پاکدینی» و «بدبینی نسبت به روابط» را تقویت میکند.
در نهایت، نویسنده یادآور میشود که دعوا بر سر فیلمها زمانی سازنده است که به شرمساری و تحقیر سلیقه مخاطبان نینجامد؛ و بهتر است «وحشیگری» را به کاترین و هیثکلیف بسپاریم، نه به کامنتهای اینترنتی.