جستجو در سایت

1404/11/15 13:49

شلیک به قلب مخاطب؛ لودگی در صداوسیما، گردن‌کشی در جشنواره

شلیک به قلب مخاطب؛ لودگی در صداوسیما، گردن‌کشی در جشنواره
گزارش پیش رو، روایت سقوط اخلاقی در نهادهایی است که قرار بود نبض تپنده فرهنگ باشند؛ اما حالا با رقص بر خاکستر غم‌های ملی و «دیکتاتور» خواندن معترضان، شکافی عمیق میان خود و خیابان ایجاد کرده‌اند.

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران: در روزگاری که فرهنگ باید مرهمی بر زخم‌های ناسور جامعه باشد، آنچه در ویترین‌های رسمی هنر و رسانه به چشم می‌خورد، چیزی جز فرسودگی مفرط اخلاق و گسست عمیق میان مدعیان و مردم نیست. گویی در این میان‌پرده‌های تلخ، نه از هنر نشانی مانده و نه از رسانه‌ای که قرار بود صدای بی‌صدایان باشد. ما با جریانی مواجهیم که در آن، تکبر جایگزین تخصص شده و لودگی، نقاب شادمانی به صورت زده است.

یخچال‌های سرد رسانه و رقص بر خاکستر سوگ

درحالی که جامعه در بهت و داغ جوانان خویش به سر می‌برد، رسانه ملی به جای آنکه پناهگاهی برای تسلای خاطر جمعی باشد، به جولانگاه بی‌سلیقگی بدل شده است. ماجرا از آنجایی تکان‌دهنده می‌شود که مجری تلویزیون شبکه افق در یک برنامه زنده، با وقاحتی غیرقابل باور، مرگ و پیکر بی‌جان انسان‌ها را دستمایه طنز قرار می‌دهد. او با ادبیاتی که بوی بی‌رحمی می‌دهد، از شوخی با اجساد می‌گوید و با خنده‌ای تلخ می‌پرسد که آن‌ها را در کدام یخچال نگهداری می‌کنیم. این تنها یک لغزش زبانی ساده نیست؛ این میوه تلخ نگاهی است که انسان را نه به مثابه یک حرمت، بلکه به مثابه یک ابزار و عدد می‌بیند.

در ادامه همین کج‌سلیقگی‌های ساختاری، درست در روزهایی که مردم داغدارند، شبکه سه در تیزر مسابقه استعدادیابی خود، صحنه‌های رقص و پایکوبی هادی چوپان را به نمایش می‌گذارد. پرسش اینجاست که مدیران رسانه در کدام جهان موازی زندگی می‌کنند؟ نمایش جشن و سرور در اوج دردهای ملی، نشان از یک نابینایی استراتژیک دارد. اجساد مردم این مملکت و حرمت خانواده‌های داغدار، چیزی نیست که با آن شوخی شود یا در برابرش به رقص و پایکوبی برخاست. این رویکرد، نه ایجاد نشاط، که نمک‌پاشی بر زخمی است که هنوز خون‌فشان است.

دیکتاتوری عادی سازی در خیابان جمهوری منوچهر هادی

چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر نیز به جای آنکه تجلی‌گاه نقد و اندیشه باشد، به سنگر فرار از واقعیت بدل شده است. در نشست خبری فیلم «خیابان جمهوری»، منوچهر هادی با ادبیاتی هجومی، منتقدان و مردم معترض به وضع موجود را دیکتاتور خطاب کرد. او با بی‌پروایی در برابر خبرنگاران ایستاد و گفت که نباید انتظار داشت به خاطر کشته شدن تعدادی جوان، زندگی را تعطیل کرد. آقای هادی، دیکتاتوری آنجاست که هنرمند، چشمانش را بر واقعیت عریان جامعه ببندد و اصرار داشته باشد که زندگی باید به هر قیمتی، حتی به قیمت فراموشی خون‌های ریخته شده، جریان داشته باشد.

در کنار او، الناز ملک که مدعی بود به خاطر زنان مستقل این سرزمین پشت فیلم ایستاده، حضور خود را توجیه می‌کرد. اما پرسش اینجاست که اگر فیلم شما واقعا بازتابی از کف خیابان جمهوری و مشکلات معیشتی است، چرا زبان به تحقیر دغدغه‌های مردم گشوده‌اید؟ ادعای ایستادن پشت زنان مستقل، زمانی رنگ صداقت به خود می‌گرفت که این استقلال در قامت اعتراض به وضعیت موجود تجلی می‌یافت، نه در توجیه حضوری که بسیاری آن را پشت کردن به سوگ عمومی قلمداد می‌کنند.

سقوط نیم‌شب اخلاق؛ وقتی کارگردان بازجو می‌شود

اما نقطه اوج این سقوط فرهنگی را باید در نشست خبری فیلم «نیم‌شب» جست‌وجو کرد. محمدحسین مهدویان که گویا به حرکت در حاشیه امن سوژه‌های مورد پسند عادت کرده، این بار در برابر پرسش صریح یک خبرنگار، نقاب از چهره گشود. وقتی از او درباره شجاعت ساخت فیلم درباره وقایع اخیر و اعتراضات پرسیده شد، او به جای پاسخگویی حرفه‌ای، به تقابل و توهین روی آورد.

استفاده از واژگانی نظیر «مزخرف» و «بیخودی» خطاب به خبرنگار، فضای نشست را به صحنه گردن‌کشی تبدیل کرد.

لزوم بازگشت به شرافت حرفه‌ای

آنچه امروز در صداوسیما و جشنواره فجر مشاهده می‌کنیم، خروجی یک سیاست‌گذاری گلخانه‌ای است که هنرمند را از مردم جدا کرده است. تا زمانی که رسانه ملی، مرگ را ابزار شوخی قرار دهد و فیلمسازش، پرسشگری را دیکتاتوری بنامد، هیچ پلی برای بازگشت اعتماد ساخته نخواهد شد. هنر بدون مردم، تنها ویترینی لوکس برای نمایش خودپسندی کسانی است که یاد گرفته‌اند چگونه از روی زخم‌ها عبور کنند.

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image