فیلم The End of Oak Street با درخشش ان هتوی، منتقدان را دوقطبی کرد

دیوید رابرت میچل، کارگردان خلاق سینما، در جدیدترین پروژهی خود به سراغ ایدهای متفاوت رفته است. The End of Oak Street داستانی را روایت میکند که در ظاهر، زندگی آرام یک خانواده در محلهای امن را نشان میدهد؛ اما با پدیدار شدن ناگهانی موجودات ماقبل تاریخ در خیابان «اوک»، این آرامش به کابوسی برای بقا تبدیل میشود. در کنار ان هتوی و ایوان مکگرگور، بازیگرانی همچون میزی استلا و کریستین کانوری نیز در این ماجراجویی حضور دارند.
واکنش منتقدان: ترکیبی از ستایش و تردید
این فیلم در مجموع توانسته نظر مثبت بخش بزرگی از منتقدان را جلب کند، هرچند که در نمراتِ وبسایتهای مرجع، شکافی دیده میشود. در راتن تومیتوز، با استناد به ۹۹ نقد، این اثر موفق به کسب امتیاز ۸۳ درصد شده است؛ در حالی که در متاکریتیک، با ۳۳ نقد ثبتشده، امتیاز متوسط ۶۷ از ۱۰۰ را به خود اختصاص داده است.
گزیدهای از دیدگاه منتقدان:
زکری لی (RogerEbert.com - ۱۰۰/۱۰۰): «توانایی فیلم در ایجاد فضایی برای تنفس و نمایش لایههای مختلف هویتی، آن را به معجزهای سینمایی تبدیل کرده که تماشای چندبارهاش لذتبخش است.»
بیل بریا (Slashfilm - ۱۰۰/۱۰۰): «فیلم با وجود عنوانی شوم، در اندوه غرق نمیشود. میچل در اینجا غمِ فقدانهای شخصی و اجتماعی را به رسمیت میشناسد و در نهایت، کورسوی امیدی برای عبور از آنها پیشنهاد میدهد؛ این دقیقاً قدرت سینمای ژانر است.»
دیوید ارلیچ (IndieWire - ۹۱/۱۰۰): «یک ادای احترام هوشمندانه به سبک “امبلین” (Amblin). این فیلم دقیقاً همان سرگرمی چابک و هیجانانگیزی است که تابستانهای اخیر کم داشتیم؛ اثری که هم کودکان را شوکه میکند و هم والدین را به دوران کودکی بازمیگرداند.»
ویکتوریا لاکسفورد (Collider - ۸۰/۱۰۰): «شاید این اثر، همان فیلمی نباشد که طرفداران سرسخت رابرت میچل انتظار داشتند، اما ۹۰ دقیقه سرگرمی خالص و خوشساخت است. ان هتوی بار دیگر اجرایی تماشایی دارد و فیلم ثابت میکند برای بلاکباستر بودن، نیازی به فرمولهای تکراری فرنچایزها نیست.»
جان نوجنت (Empire - ۸۰/۱۰۰): «رابرت میچل یکی از بهترین ادای احترامها به استیون اسپیلبرگ را در سالهای اخیر خلق کرده است؛ فیلمی که کودکِ درون تماشاگر را به وجد میآورد.»
مالی فریمن (Screen Rant - ۷۰/۱۰۰): «از زمان “پارک ژوراسیک”، هیچ فیلم دایناسوری تا این حد سرگرمکننده نبوده است. فیلم مرزهای خشونت و طنز را در رده سنی PG-13 جابهجا میکند و با دایناسورهایی بیرحم، به خوبی مخاطب را درگیر میکند.»
کلینت گیج (IGN - ۷۰/۱۰۰): «سفری خوشبینانه به دهه ۸۰ میلادی که با درخشش ان هتوی و جلوههای بصری خیرهکننده، از یک تقلید ساده فراتر میرود. هرچند گاهی در دام کلیشهها میافتد، اما آنقدر جذاب هست که اوقاتتان را تلخ نکند.»
اوون گیلبرمن (Variety - ۷۰/۱۰۰): «فیلمی عجیب و مضحک، اما عمیقاً سرگرمکننده که فصل فیلمهای تابستانی را با کیفیتی درخور به پایان میبرد.»
دیوید رونی (The Hollywood Reporter - ۶۰/۱۰۰): «گرچه سرگرمکننده است، اما فیلم در پیدا کردن هویت مستقل خود دچار تزلزل است و بیش از حد به ادای دین به سینمای دهه ۸۰ اسپیلبرگ متکی شده است.»
جیکوب اولر (The A.V. Club - ۵۸/۱۰۰): «یک اثر هیجانانگیز و عامهپسند که بهشدت وامدار “پارک ژوراسیک” است. فیلمی تازه و رضایتبخش، اما با لحنی که گاهی بیش از حد غیرجدی به نظر میرسد.»
روکو تی تامپسون (Slant Magazine - ۵۰/۱۰۰): «اگر درام انسانی فیلم عمق بیشتری داشت، شاید میشد از کمبود هیجانات واقعی آن چشمپوشی کرد.»
پیتر بردشاو (The Guardian - ۴۰/۱۰۰): «اگرچه لحظات اول فیلم سرگرمکننده است، اما در ادامه حس میشود که خودِ کارگردان هم چندان به دنیایی که ساخته است، باور ندارد.»