۸ سریال برتر نوآر اسکاندیناویایی که باید تماشا کنید| از Wallander تا The Killing

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| اگرچه «نوآر اسکاندیناویایی» از نظر فنی یک ژانر مستقل محسوب نمیشود، سریالها و فیلمهای این جریان در سالهای اخیر به برخی از محبوبترین آثار تلویزیونی جهان تبدیل شدهاند. کشورهای اسکاندیناوی طی چند دهه، مجموعههای جنایی تلخ و واقعگرایانه بسیاری تولید کردهاند؛ اما رونق سرویسهای استریم در دهه ۲۰۱۰ باعث شد توجه دوبارهای به این آثار جلب شود و ویژگیها و تمهای اصلی این سبک بیش از گذشته شکل بگیرد.
تولیدات نوآر اسکاندیناویایی دامنه گستردهای دارند و از تریلر و جنایی گرفته تا کمدی و حتی وحشت را دربرمیگیرند. بااینحال، تقریباً همه آنها در چند ویژگی مشترکاند: فضاسازی قدرتمند، داستانهایی با مضمونهای اجتماعی مهم و شخصیتهایی چندلایه و پیچیده.
امروزه نوآر اسکاندیناویایی به حوزهای گسترده تبدیل شده است که هر سال آثار جدید و بازسازیهای بینالمللی متعددی از دل آن بیرون میآید. طبیعتاً همه این آثار در یک سطح نیستند، اما بهترینهایشان را میتوان در میان برترین سریالهای تاریخ تلویزیون قرار داد. در ادامه، ۸ مورد از بهترین سریالهای نوآر اسکاندیناویایی را از رتبه هشتم تا نخست مرور میکنیم؛ آثاری که در میانشان هم کلاسیکهای تحسینشده دیده میشوند و هم سریالهای مدرنتر و محبوبتر.
۸. والندر (Wallander) – ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳

سازنده: هنینگ مانکل
IMDb 7.8/10
سریال «والندر» (Wallander) اقتباسی از رمانهای جنایی هنینگ مانکل درباره کارآگاه کورت والندر است و کریستر هنریکسون را در نقش شخصیت اصلی به تصویر میکشد. داستان در شهر یستاد در منطقه اسکونه سوئد جریان دارد و سریال در مجموع شامل ۳۲ قسمت بلند است که هرکدام پروندهای تازه را دنبال میکنند؛ پروندههایی که کارآگاه پلیسِ گرفتار مشکلات شخصی و روحی باید آنها را حل کند.
در کنار هنریکسون، بازیگرانی مانند داگلاس یوهانسون، فردریک گونارسون و ماتس برگمان نیز در این مجموعه حضور دارند.
۱۳ قسمت نخست «والندر» در فاصله سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ پخش شدند و سریال با استقبال بسیار خوب منتقدان و حتی استقبال گستردهتر مخاطبان مواجه شد. این مجموعه با تکیه بر یکی از محبوبترین کارآگاهان داستانی سوئد که از نظر شهرت با شخصیتهایی مانند شرلوک هولمز قابل مقایسه است، تا حد زیادی به روح رمانهای اصلی وفادار میماند.
بااینحال، بخش عمده قسمتها داستانهایی اورجینال هستند که با مشارکت خود هنینگ مانکل ساخته شدند. «والندر» نمونهای کامل از ویژگیهای شاخص نوآر اسکاندیناویایی و گزینهای ضروری برای علاقهمندان به آثار جنایی و کارآگاهی است.
نسخه بریتانیایی این سریال با بازی کنت برانا نیز از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶ از شبکه BBC پخش شد.
۷. شهر مرزی (Bordertown) – ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۹

سازنده: میکو اویکونن
IMDb: 7.6/10
«شهر مرزی» (Bordertown) که در زبان فنلاندی با نام (Sorjonen) شناخته میشود، یک سریال جنایی فنلاندی است که ویله ویرتانن در آن نقش بازرس کارآگاه «کاری سورژونن» را ایفا میکند. سورژونن افسر برجسته اداره ملی تحقیقات فنلاند است که ویژگیهایی مرتبط با اوتیسم و نبوغ خاص دارد.
داستان زمانی آغاز میشود که سورژونن به همراه همسر و دخترش به لاپرنتا، شهری در نزدیکی مرز روسیه، نقل مکان میکند. ماتلینا کوسنیِمی در نقش همسر او، پائولینا، و اولیویا آینالی در نقش دخترشان، جانینا، بازی میکنند. آنو سینیسالو، لِنیتا سوسی، کریستینا هالتو و ایلکا ویلی نیز از دیگر بازیگران اصلی هستند.
«شهر مرزی» هم در فنلاند و هم در خارج از این کشور با استقبال منتقدان و مخاطبان مواجه شد و بهراحتی میتوان آن را یکی از نمادینترین سریالهای نوآر اسکاندیناویایی دهه ۲۰۱۰ دانست.
این مجموعه با ترکیب داستانهای معمایی و پروندههای جنایی پرتنش، شخصیت محوری جذابی را در مرکز روایت قرار میدهد و از ابتدا تا انتها فضایی خشن، تاریک و درگیرکننده خلق میکند. حتی استیون کینگ نیز از این سریال تمجید کرده است. فصل اول «شهر مرزی» همچنین موفق شد سه جایزه Golden Venla، معادل فنلاندی جوایز امی، را به دست آورد.
۶. نقطه اعتدال (Equinox) – ۲۰۲۰

سازنده: تئا لیندبورگ
IMDb: 6.1/10
«نقطه اعتدال» (Equinox) بر اساس پادکست دانمارکی Equinox 1985 ساخته شده است. این تریلر فراطبیعی با بازی دانیکا کورچیچ در نقش «آسترید»، داستان زنی جوان را روایت میکند که از زمان ناپدیدشدن خواهرش و همکلاسیهای او، بیش از دو دهه است با رؤیاها و تصاویری آزاردهنده دستوپنجه نرم میکند.
وقتی یکی از بازماندگان آن سفر، پس از سالها بهطور غیرمنتظره با آسترید تماس میگیرد، او تصمیم میگیرد حقیقت اتفاقی را که تمام این سالها ذهنش را درگیر کرده کشف کند. لارس بریگمان، کارولینه هام، هانه هدلوند، ویولا مارتینسن و فنی بورندال از دیگر بازیگران سریال هستند.
هر شش قسمت «نقطه اعتدال» در دسامبر ۲۰۲۰ از نتفلیکس منتشر شدند و منتقدان از فیلمبرداری، فضای وهمآلود و بازیهای قدرتمند آن، بهویژه عملکرد دانیکا کورچیچ در نقش اصلی، استقبال کردند.
این سریال در اصل ترکیبی از نوآر و وحشت مدرن است که از اسطورهشناسی نورس و فولکلور الهام میگیرد. «اعتدال شبانه» انتخابی جذاب برای علاقهمندان به داستانهای ترسناک و رازآلود است و از نظر مفهومی شباهتهایی با «میدسامر» (Midsommar) به کارگردانی آری استر دارد.
۵. مارسلا (Marcella) – ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱

سازندگان: هانس روزنفلدت و نیکولا لاردر
IMDb: 7.3/10
«مارسلا» (Marcella) یک درام کارآگاهی بریتانیایی با حالوهوای نوآر اسکاندیناویایی است که آنا فریل در آن نقش شخصیت اصلی را بازی میکند. مارسلا کارآگاه سابق پلیس لندن است که پس از مدتی دوباره به خدمت بازمیگردد تا قاتل زنجیرهای را که نخستین جنایتش ۱۱ سال قبل رخ داده بود، پیدا کند.
هر فصل پروندهای تازه را دنبال میکند و در همین حال، مارسلا تلاش دارد میان زندگی حرفهای و زندگی خانوادگی ازهمگسیختهاش تعادل برقرار کند. هانس روزنفلدت نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی سریال را بر عهده داشته و بازیگرانی چون نیکلاس پیناک، ری پانتاکی، جیمی بَمبِر، جک دولان، نینا سوسانیا، چارلی کوول و سوفیا براون نیز در آن حضور دارند.
«مارسلا» با شخصیتهای چندلایه و فضای تلخ و تاریک خود، نخستین بار در آوریل ۲۰۱۶ از شبکه ITV بریتانیا پخش شد و در مجموع سه فصل موفق داشت. انتشار جهانی آن از طریق نتفلیکس نیز باعث شد سریال طرفداران زیادی در سراسر جهان پیدا کند؛ موفقیتی که تا حد زیادی مدیون بازی درخشان آنا فریل در نقش کارآگاه اصلی بود.
اگرچه «مارسلا» از نظر فنی محصول یک کشور اسکاندیناویایی نیست، ریشههای آن عمیقاً در سنت درامهای جنایی نوآر اسکاندیناویایی قرار دارد و میتواند تجربهای جذاب و البته کمتر دیدهشده برای علاقهمندان به تریلرهای جنایی باشد.
۴. مرد بلوطی (The Chestnut Man) – ۲۰۲۱

سازندگان: دورته وارنوه هاگ، دیوید ساندرایتر و میکل سروپ
IMDb: 7.6/10
«مرد بلوطی» (The Chestnut Man) بر اساس رمان تحسینشده سال ۲۰۱۹ نوشته سورن سوییستروپ ساخته شده و یک مینیسریال جنایی دانمارکی است که معمایی چند دههای را دنبال میکند.
داستان در سال ۱۹۸۷ آغاز میشود؛ زمانی که اعضای یک خانواده در مزرعهای دورافتاده به قتل میرسند. ۳۰ سال بعد، کارآگاهان نایا تولین با بازی دانیکا کورچیچ و مارک هس با بازی میکل بوئه فولسگارد مأمور تحقیق درباره قتل چند زن در کپنهاگ میشوند. در صحنه جنایتها یک سرنخ عجیب و تکرارشونده پیدا میشود: مجسمههای کوچکی ساختهشده از بلوط.
«مرد بلوطی» پیش از انتشار در نتفلیکس در سال ۲۰۲۱ یکی از موردانتظارترین سریالهای آن زمان بود و توانست انتظارات را برآورده کند. این سریال با ترکیب معمایی تاریک و خشن، پیچشهای داستانی هولناک و عناصر ترسناک و دلخراش، با استقبال بسیار مثبت منتقدان و مخاطبان مواجه شد.
بازیهای درخشان و فیلمبرداری چشمگیر نیز به جذابیت آن اضافه میکنند. نتیجه، یک تریلر بسیار هیجانانگیز و بهشدت مناسب تماشای پشتسرهم است که میتوان آن را یکی از بهترین آثار تریلر نتفلیکس دانست.
۳. ریور (River) – ۲۰۱۵

سازنده: ابی مورگان
IMDb: 7.9/10
با بازی استلان اسکارشگورد، «ریور» (River) یک درام پلیسی نوآر بریتانیایی است که داستان بازرس کارآگاهی به نام «جان ریور» را دنبال میکند.
ریور پس از به قتل رسیدن اخیر همکارش، کارآگاه «جکی استیوی استیونسون» با بازی نیکولا واکر، از نظر روحی بهشدت آسیب دیده است. او در ادامه با شریک جدیدی با بازی ادل اختر همکاری میکند و همزمان که پروندههای تازه را بر عهده میگیرد، تلاش دارد با آسیبهای روانی خود کنار بیاید و مخفیانه قاتل استیوی را نیز پیدا کند.
این مینیسریال شش قسمتی بازیگران مکملی مانند لزلی منویل، جورجینا ریچ، ادی مارسن، ترلاف کانوری، سورچا کاساک و استیو نیکلسون دارد.
«ریور» هنگام پخش از BBC One در اکتبر ۲۰۱۵، با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان روبهرو شد. پیچیدگی داستان و کاوش روانشناختی شخصیتها از جمله مهمترین نقاط قوت سریال بودند. بازی قدرتمند گروه بازیگران نیز به اثر کمک کرد تا به کاوشی تأثیرگذار درباره فقدان و سوگ تبدیل شود، درحالیکه همچنان یک داستان کارآگاهی معمایی جذاب باقی میماند.
«ریور» را میتوان یکی از بهترین تجربههای تلویزیونی استلان اسکارشگورد دانست. این مجموعه جوایز و نامزدیهای متعددی نیز به دست آورد که از جمله آنها میتوان به یک نامزدی بفتا و دو نامزدی از سوی انجمن تلویزیون سلطنتی بریتانیا اشاره کرد.
۲. پل (The Bridge) – ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸

سازنده: هانس روزنفلدت
IMDb: 8.6/10
«پل» (The Bridge) یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ نوآر اسکاندیناویایی است؛ یک سریال جنایی سوئدی-دانمارکی که داستانش با کشف جسدی در مرکز پل اورسوند، پل ارتباطی میان کپنهاگ دانمارک و مالمو سوئد، آغاز میشود.
این پرونده، کارآگاه سوئدی ساگا نورن با بازی سوفیا هلین و همتای دانمارکی او، مارتین رود با بازی کیم بودنیا را کنار یکدیگر قرار میدهد. این دو باید برای پیدا کردن قاتل با هم همکاری کنند؛ درحالیکه هرکدام همزمان با مشکلات شخصی خود دستوپنجه نرم میکنند.
در فصلهای سوم و چهارم، هنریک سابرو با بازی تور لیندارت جایگزین رود میشود. داگ مالمبرگ، سارا بوبِرگ و رافائل پترسون نیز از دیگر بازیگران مهم سریال هستند.
«پل» هنگام پخش اولیه با استقبال گسترده منتقدان و مخاطبان روبهرو شد و بهخاطر داستانهای پرتنش و تصویرسازی تلخ اما زیبایش از مالمو و کپنهاگ مورد تحسین قرار گرفت. سریال جوایز متعددی نیز دریافت کرد که از جمله آنها میتوان به دو جایزه Golden Nymph در جشنواره تلویزیونی مونتکارلو اشاره کرد.
محبوبیت ماندگار «پل» در میان علاقهمندان به ژانر باعث شد هفت نسخه اقتباسی بینالمللی از آن ساخته شود. یکی از این اقتباسها نسخه آمریکایی-مکزیکی کوتاهعمری بود که با بازی دایان کروگر و دِمیان بیچیر در سال ۲۰۱۳ از شبکه FX پخش شد.
۱. کشتن (The Killing) – ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲

سازنده: سورن سوییستروپ
IMDb: 8.3/10
«کشتن» (The Killing) که در دانمارکی (Forbrydelsen) نام دارد، یکی از محبوبترین و احتمالاً شناختهشدهترین سریالهای نوآر اسکاندیناویایی تاریخ است. این مجموعه جنایی دانمارکی، سوفی گرابول را در نقش بازرس کارآگاه «سارا لوند» به تصویر میکشد.
هر فصل پروندهای تازه را دنبال میکند که در کپنهاگ رخ میدهد و هر قسمت از سریال یک روز از روند تحقیقات را پوشش میدهد. در کنار گرابول، سورن مالینگ، لارس میکلسن و مورتن سوربال نیز در این مجموعه به ایفای نقش پرداختهاند.
«کشتن» هنگام نخستین پخش خود از شبکه ملی دانمارک، DR1، در سال ۲۰۰۷ با استقبال بسیار خوبی مواجه شد؛ اما این انتشار بینالمللی سریال بود که آن را به اثری کالت با طرفدارانی پرشمار در سراسر جهان تبدیل کرد.
داستانگویی تقریباً بینقص، فیلمبرداری چشمگیر و بازیهای قدرتمند از نقاط قوت اصلی سریال هستند. «کشتن» همچنین نگاه جامعتری به جنایت ارائه میدهد؛ چرا که تنها روی کارآگاهان و روند تحقیقات تمرکز نمیکند و در کنار آن، تأثیر جنایت بر خانواده قربانیان و پیامدهای سیاسی تحقیقات را نیز به تصویر میکشد.
این سریال در طول فعالیت خود جوایز و افتخارات متعددی به دست آورد که از جمله آنها میتوان به یک جایزه بفتا و سه نامزدی جایزه امی بینالمللی اشاره کرد.
اگر به داستانهای جنایی سرد و واقعگرایانه، پروندههای پیچیده، کارآگاهان خاکستری و فضاسازیهای سنگین و مرموز علاقه دارید، «کشتن» یکی از آثاری است که نباید از دست بدهید.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.