جستجو در سایت

1405/03/26 21:15

نقد و بررسی Disclosure Day| بازگشت باشکوه اسپیلبرگ به ژانر علمی تخیلی

نقد و بررسی Disclosure Day| بازگشت باشکوه اسپیلبرگ به ژانر علمی تخیلی
در تازه‌ترین بازگشت خود به سینمای علمی‌–تخیلی، استیون اسپیلبرگ با فیلم Disclosure Day بار دیگر ثابت می‌کند که چرا نام او مترادف با «شگفتی سینمایی» است. اثری که هم سرگرم‌کننده است، هم اندیشمندانه، و هم سرشار از آن نگاه انسانی که همیشه در کارنامه او می‌درخشد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| اگر از شما بخواهند درباره فیلم‌های علمی‌تخیلی استیون اسپیلبرگ فکر کنید، احتمالاً ناخودآگاه نگاهتان را به آسمان می‌دوزید. احساسی که بیش از هر چیز با آثار او گره خورده، «شگفتی» است: تیمی از دانشمندان که در برابر سفینه‌ای عظیم و موسیقایی کوچک می‌شوند؛ الیوت و ای‌.تی. که از مقابل ماه عبور می‌کنند؛ لورا درن و سم نیل که با دیدن براکیوزاروس زنده و واقعی حیرت‌زده می‌شوند. هنگام مواجهه با یک تی‌رکس یا موجوداتی سه‌پای بیگانه، حس فیلم به «وحشت» نزدیک می‌شود؛ و وقتی از نگاه یک کودک مصنوعی گمشده روایت می‌شود که تا ابد در حسرت عشق مادرش است، به «اندوهی عمیق» بدل می‌شود. اما در هر حال، هیچ‌کس مانند اسپیلبرگ دوربین را با چنین احترامی رو به بالا نمی‌گیرد.

نگاهی تازه به شگفتی اسپیلبرگی
Disclosure Day، بازگشت اسپیلبرگ به بلاک‌باسترهای علمی‌تخیلی پس از تقریباً یک دهه، پر از همان نماهای سرشار از شگفتی است؛ اما این بار نگاه ما به جای آسمان، به یکدیگر دوخته می‌شود. این فیلم برای جهانی ساخته شده که مردمش بیشتر وقت خود را «رو به پایین» می‌گذرانند؛ چه استعاری، غرق در کار و مشکلاتشان، و چه واقعی، محو در صفحه گوشی‌هایی که زندگی را تسخیر کرده‌اند. گویی نگاه کردن به آسمان در چنین شرایطی توقع زیادی است، و اسپیلبرگ تمام توان کارگردانی‌اش را به کار می‌گیرد تا ما را وادار کند به هم نگاه کنیم.

نتیجه، فیلمی دیگر در کارنامه‌ای است که مملو از شاهکار است. ساختاری شبیه یک تریلر با ضرباهنگی در حد Indiana Jones، و تلاشی برای مواجهه با جهان بدبین و ازهم‌گسیخته امروز با نگاهی آمیخته به همدلی و سرگرمی اصیل. مانند تمام آثار بزرگ علمی‌تخیلی، هم جذاب است و هم اندیشه‌برانگیز. و برای کسانی که بتوانند خود را با ریتم آن همراه کنند، بسیار تأثیرگذار. یک بلاک‌باستر تابستانی واقعی، از همان‌هایی که فقط اسپیلبرگ می‌تواند بسازد؛ فیلمی که نه‌تنها باید دید، بلکه باید قدر آن را دانست.


درخشش بازیگران Disclosure Day؛ و درخشش خیره‌کننده‌تر امیلی بلانت


بازاریابی فیلم، جز اینکه درباره افشای یک پنهان‌کاری چند دهه‌ای درباره وجود حیات فرازمینی روی زمین است، تقریباً هیچ چیز دیگری را لو نداده. و از همان دقایق نخست مشخص می‌شود چرا. فیلم بدون مقدمه‌چینی آغاز می‌شود؛ نه معرفی شخصیت‌ها، نه توضیح درباره جهان داستان. روایت در میانه یک سرقت از اسناد فوق‌محرمانه شروع می‌شود. هرچه درباره شخصیت‌ها، موقعیت و انگیزه‌ها می‌فهمیم، باید از دل دیالوگ‌ها یا نشانه‌های تصویری بیرون بکشیم.

این رویکرد باعث می‌شود نتوان بیش از حد وارد جزئیات شد؛ چون بخش مهمی از لذت فیلم در همین کشف تدریجی است. مهم‌تر از آن، دلیل انتخاب چنین ساختاری است. اسپیلبرگ و دیوید کپ، فیلمنامه‌نویس و همکار دیرینه‌اش، این فرم را انتخاب کرده‌اند تا همان حس «جست‌وجو» و «کشف» را در تماشاگر بیدار کنند؛ همان حسی که ۵۰ سال پیش به ساخت Close Encounters of the Third Kind منجر شد. ساختار فیلم این آتش را در ما روشن می‌کند و امید دارد لحظات افشاگرانه پرده سوم بتواند آن را سیراب کند.

امیلی بلانت؛ یک بازی در سطحی دیگر


در چنین داستانی معمولاً بازیگران مرموز و کم‌حرف انتخاب می‌شوند، اما با یک استثنا، بازیگران این فیلم کاملاً «باز» و احساسی بازی می‌کنند. جاش اوکانر در نقش دنیل کلنر، متخصص امنیت سایبری که از شرکت شرور «واردکس» فرار کرده و آرشیو کامل اسرارشان را دزدیده، عالی است. کولمن دومینگو نقش هوگو، همکار سابق دنیل را بازی می‌کند. ایو هیوسن در نقش جین، دوست‌دختر دنیل، ناخواسته وارد ماجرا شده و جانش در خطر است.

در سوی دیگر، در کانزاس‌سیتی، امیلی بلانت در نقش مارگارت فیرچایلد، هواشناس تلویزیونی، درگیر مشکلات شخصی است. او می‌خواهد گوینده خبر شود؛ به فکر یک جابه‌جایی دیگر است؛ و رابطه‌اش با جکسون (وایت راسل) در تنش. اما همان صبح، پرنده‌ای کاردینال وارد خانه‌شان می‌شود و همه‌چیز برای او تغییر می‌کند. خیلی زود، همان‌طور که در اولین تریلر دیده‌اید، او روی آنتن زنده صداهای عجیب و فرازمینی از خود درمی‌آورد.

اوکانر، دومینگو و هیوسن همگی بازیگرانی‌اند که به‌راحتی با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کنند، و اسپیلبرگ از این ویژگی نهایت استفاده را می‌برد. اما بلانت در سطحی دیگر بازی می‌کند. او دشوارترین نقش فیلم را دارد و آن را بی‌نقص اجرا می‌کند؛ هر صحنه‌ای که در آن حضور دارد، چشم را به خود می‌دوزد. مسیر او از لحظه دیدن کاردینال تا آن گزارش خبری وایرال‌شده، که با یک برداشت بلند کلاسیک اسپیلبرگی همراه است، تماشاگر را از جا بلند می‌کند.

در نقطه مقابل این گروه، کالین فرث در نقش اسکانلون، رئیس واردکس و ضدقهرمان اصلی فیلم، قرار دارد. او ماسکی نازک از اقتدار کنترل‌شده بر چهره دارد که خشم فروخورده‌اش را پنهان می‌کند؛ خشمی که با کوچک‌ترین تماس انسانی فوران می‌کند. اسکانلون تجسم وارونه تمام ارزش‌هایی است که قهرمانان فیلم نمایندگی می‌کنند، و فرث به‌طرزی شگفت‌انگیز این نقش را مجسم می‌کند.


افسون قدیمی اسپیلبرگ؛ اگر بپذیرید، کار می‌کند


با اینکه فیلم از دغدغه‌های امروز، از نظارت تکنولوژیک گرفته تا حس فروپاشی جهان، الهام گرفته، Disclosure Day به‌طرزی دلنشین «کلاسیک» است. فیلم به سراغ سنتی‌ترین کلیشه‌های «تماس با بیگانگان» می‌رود؛ همان‌هایی که جردن پیل در Nope زیرورو کرد؛ و آن‌ها را دوباره با جدیت و تازگی اجرا می‌کند. فیلم درباره تأثیر این افشاگری بر ایمان مردم به نظم جهانی حرف می‌زند، انگار هنوز چیزی از آن ایمان باقی مانده. و با اطمینانی ساده‌دلانه باور دارد که مردم حقیقت را خواهند پذیرفت و آن را نقطه عطفی در درکشان از واقعیت خواهند دانست.

برای برخی، این ویژگی شاید محدودکننده یا حتی دورکننده باشد. اما برای برخی دیگر همین صداقت است که فیلم را «باز می‌کند». اسپیلبرگ به سراغ علمی‌تخیلی بیگانه‌ها برگشته چون معتقد است انسان‌ها در مسیر تاریکی گم شده‌اند، و دخالت فرازمینی‌ها راهی برای یادآوری «اتصال انسانی» است. او آگاهانه به سرگرمی‌های دوران کودکی‌مان و حس شگفتی‌ای که خودش برایمان ساخته، رجوع می‌کند و از ما می‌خواهد دوباره به آن ایمان بیاوریم.

فیلم با احتیاط به این ایده نزدیک می‌شود؛ چه در میزانسن و چه در موسیقی جان ویلیامز، خبری از اوج‌های احساسی آثار کلاسیک اسپیلبرگ نیست. اما این نه از سر بی‌اعتمادی، بلکه از ترس آن است که پیام فیلم شنیده نشود. Disclosure Day به این پیام ایمان دارد و از ما می‌خواهد به آن ایمان بیاوریم. اگر بتوانید این نگاه را بپذیرید، حتی فقط تا زمانی که چراغ‌های سالن سینما روشن می‌شود، پایان فیلم برایتان هم تأثیرگذار خواهد بود و هم تکان‌دهنده.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image