نقد فیلم Mayday؛ شیمی جذاب رایان رینولدز و کنت برانا در یک کمدی اکشن سرگرمکننده

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلم به کارگردانی جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدشتاین در سال ۱۹۸۷ جریان دارد؛ دورهای که فیلمهای اکشن-کمدی رفاقتی از آثار محبوب سینما بودند و بهطور مرتب روی پرده سینماها میرفتند. امروزه چنین فیلمهایی بیشتر راه خود را به سرویسهای استریم پیدا میکنند و Mayday نیز محصول Apple TV است.
رایان رینولدز در نقش تروی کلی، خلبان زبده نیروی دریایی آمریکا ظاهر میشود؛ خلبانی که به دلایلی که تا اواخر فیلم مشخص نمیشود، لقب (Assassin) را به خود اختصاص داده است. تروی در جریان یک مأموریت جاسوسی محرمانه مجبور میشود برای جلوگیری از برخوردی مرگبار از هواپیمایش خارج شود و در نهایت پشت خطوط دشمن، در خاک اتحاد جماهیر شوروی، گرفتار میشود.
اما او در واقع کاملاً در میان دشمنان نیست. تروی پس از زخمی شدن، در کلبهای دورافتاده از خواب بیدار میشود؛ در حالیکه به تخت بسته شده است. تنها ساکن کلبه، نیکولای اوستینوف با بازی کنت برانا، توضیح میدهد که هنگام جراحی پای تروی بدون استفاده از داروی بیحسی، برای مهار او مجبور شده دستوپایش را ببندد.
نیکولای که از تروی میخواهد او را «نیک» صدا بزند، علاقهای عجیب و عمیق به فرهنگ آمریکا دارد. ارزشمندترین دارایی او یک نوار VHS قاچاق از فیلم Top Gun است که پوستر آن نیز روی دیوار کلبهاش دیده میشود. نیک با لحنی دوستانه به تروی میگوید که هیچوقت مکدونالدز نخورده، اما مطمئن است که عاشق آن خواهد شد.

نیک تلاش میکند به مهمان مشکوکش اطمینان دهد و به او میگوید: «باور کن، اینجا پناهگاه امن توست.» او از تروی میخواهد تا پایان جنگ سرد در کلبه بماند. با این حال، تروی فرار میکند و حتی در جریان فرار برای مدتی نیک را به آتش میکشد. او خود را به یک بار نزدیک میرساند و در اقدامی اشتباه از افراد حاضر درخواست کمک میکند؛ اما سه روس به او حمله میکنند. در همین لحظه نیک از راه میرسد و با مهارتهایی که از یک مرد میانسال بعید به نظر میرسد، او را نجات میدهد.
نیک پس از بازگرداندن تروی به کلبه فاش میکند که مأمور سابق KGB بوده و در عملیاتهای مخفی تخصص داشته است. این دو مرد سپس مجبور میشوند برای فرار از کشور با یکدیگر همراه شوند؛ در حالیکه یک مأمور بیرحم شوروی با بازی مارچین دوروچینسکی آنها را تعقیب میکند. نیک قصد دارد با سرقت یک تلفن رادیویی، امکان برقراری تماس امن تروی با نیروهای آمریکایی و درخواست عملیات نجات را فراهم کند.
صحنههای اکشن Mayday در کنار کمدی قرار میگیرند
جان فرانسیس دالی و جاناتان گلدشتاین، که پیش از این در آثاری مانند Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves و Game Night همکاری کردهاند، چند صحنه اکشن بسیار خوب طراحی کردهاند.
فیلم با صحنهای هیجانانگیز آغاز میشود که تروی پس از خروج اضطراری از هواپیما تلاش میکند از میان بقایای شعلهور هواپیما عبور کند، در حالیکه چتر نجاتش نیز آتش میگیرد. چندین درگیری تنبهتن نیز بهخوبی طراحی شدهاند و کنت برانا در بسیاری از آنها حضوری پررنگ دارد. یکی از بهترین نمونهها، نبرد پایانی او با مأمور روس روی هواپیماست؛ نبردی که در نزدیکی دری کاملاً باز رخ میدهد.
بااینحال، فیلم گاهی از فضای اکشن فاصله میگیرد و وارد قلمرو اغراق و بیمنطقی میشود. تعقیبوگریزی در میدان سرخ مسکو، که در واقع در میدان قهرمانان بوداپست فیلمبرداری شده و با جلوههای دیجیتال تغییر یافته است، نمونهای از این رویکرد است. تعقیبوگریز دیگری نیز زمانی رخ میدهد که نیک و تروی با یک پرتابگر موشک هستهای فرار میکنند.
شیمی رایان رینولدز و کنت برانا برگ برنده فیلم است
با وجود قابل پیشبینی بودن داستان، جذابترین بخش Mayday تعامل میان دو شخصیت اصلی است. کنت برانا در نقش نیک، با ریشی پرپشت و بازی خونسرد و خشک خود، یک اجرای کمدی بسیار خوب ارائه میدهد. این بازیگر در سالهای اخیر چند بار نقش شخصیتهای روس را نیز ایفا کرده و پس از Jack Ryan: Shadow Recruit و Tenet، بار دیگر به سراغ چنین نقشی رفته است.

در سوی دیگر، رایان رینولدز همان شخصیت آشنای خود را به نمایش میگذارد؛ بازیگری که در اجرای دیالوگهای شوخ و زمانبندی کمدی مهارت زیادی دارد. تفاوت میان شخصیت خونسرد و عجیب نیک و تروی شوخطبع، موتور اصلی بخش زیادی از جذابیت فیلم است.
البته Mayday در بخشهایی بیش از حد طولانی میشود و داستان گاهی به مسیرهایی کاملاً غیرمنطقی کشیده میشود.
داستان فرعی مربوط به پدر تروی نیز چندان تأثیرگذار از کار درنمیآید. پدر او با بازی دیوید مورس به دلیل سالها کار در کارخانه کشتیسازی و قرار گرفتن در معرض آزبست بهشدت بیمار است، اما این خط داستانی در نهایت ظرفیت چندانی برای تأثیرگذاری پیدا نمیکند.
ماریا باکالووا نیز در نقش دختر جداافتاده نیک حضور دارد، اما فیلمنامه فرصت چندانی برای پرداختن به شخصیت او فراهم نمیکند؛ شخصیتی که نیک امیدوار است بتواند همراه خود به آمریکا ببرد.
در نهایت، Mayday اگرچه فیلمی فرمولی و گاه بیش از حد طولانی است، به لطف شیمی متفاوت و سرگرمکننده رایان رینولدز و کنت برانا، به یک تجربه سینمایی مفرح تبدیل میشود. این فیلم بیش از آنکه بخواهد ژانر خود را متحول کند، قصد دارد یادآور کمدیهای اکشن رفاقتی دهه ۱۹۸۰ باشد و در این مسیر، لحظات سرگرمکنندهای خلق میکند.
پایان فیلم حتی احتمال ساخت دنبالهای را نیز مطرح میکند؛ دنبالهای که ظاهراً قرار است این دو شخصیت را در یک سفر جادهای در سراسر آمریکا همراه کند.
Mayday با مدت زمان یک ساعت و ۵۰ دقیقه، از ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.