نقد فیلم The Wrecking Crew؛ جدال برادران ناتنی در میدان گلوله و زخمهای کهنه

ترجمه اختصاصی سلام سینما - نگار رعنایی: فیلم «خدمه خرابکار» (The Wrecking Crew) یک اکشن کلاسیک با چاشنی شوخیهای رفاقتی و اندکی درام خانوادگی است؛ اثری که هرچند امتیازی برای نوآوری نمیگیرد، اما به لطف ریتم پرتحرک، اجرای حرفهای و قدرت ستارههایش میتواند رضایت دوستداران این ژانر را جلب کند. همبازی شدن مورد انتظار دیو باتیستا و جیسون موموآ در نقش دو برادر ناتنیِ سالها از هم دورافتاده که درباره مرگ مشکوک پدرشان در هاوایی تحقیق میکنند، بیتردید پس از آغاز پخش در ۲۸ ژانویه از پرایم ویدئو، بهسرعت در فهرست پربینندهها بالا خواهد رفت.
نگاهی به هزاران نظر در شبکههای اجتماعی نشان میدهد این زوج سینمایی چه اندازه برای طرفداران ژانر اهمیت دارد. در نوع خود، میزان انتظار و هیجان پیرامون این همکاری یادآور نخستین همبازی شدن رابرت دنیرو و آل پاچینو در فیلم «مخمصه» (Heat) ساخته مایکل مان است؛ هرچند آن اتفاق تاریخی تنها به یک صحنه کوتاه محدود میشد. موموآ و باتیستا پیشتر در سریال علمی–تخیلی (See) در نقش برادرانی جنگجو کنار هم ظاهر شده بودند، اما «خدمه خرابکار» به کارگردانی آنخل مانوئل سوتو نخستین پروژهای است که بهطور مشخص برای درخشش مشترک آنها طراحی شده و بهدرستی میتوان آن را یک رویداد مهم اکشن دانست؛ رویدادی که البته بحث اکران نشدن در سینما و عرضه مستقیم در پلتفرم آنلاین را هم داغ میکند.
موموآ در گفتوگوهای تبلیغاتی از تضاد «یین و یانگ» میان خودش و باتیستا گفته؛ توصیفی دقیق که به باورپذیری رابطه دو برادر ناتنی کمک میکند؛ دو نفری که ۲۰ سال است با هم حرف نزدهاند. جیمز هیل (باتیستا) فرماندهای منضبط در نیروی ویژه دریایی آمریکاست با ذهنی تحلیلی و زندگی خانوادگی منظم در خانهای ساحلی. در مقابل، جانی (موموآ) پلیسی سرکش در اوکلاهاما است که ظاهری شبیه ستارههای راک دهه ۷۰ دارد و رابطهاش با همکار و شریک عاطفیاش، والنتینا، رو به فروپاشی است. با این حال، زیر آن ظاهر خشن، قلبی مهربان و نیاز شدید به یک بحران عاطفی خانوادگی پنهان شده که بهترین جنبههای شخصیتش را آشکار میکند.
موموآ خیلی زود دل تماشاگر را در یک سکانس درگیری تماشایی به دست میآورد؛ جایی که جانی، تنها و با پوششی سنتی، همزمان شوخی میکند، آبجو مینوشد و چند عضو یاکوزا را که به دنبال بستهای از سوی پدرش آمدهاند، از پا درمیآورد. پدری که کارآگاهی خصوصی در هاوایی بوده و حالا در یک تصادف مشکوک کشته شده است.
هسته اصلی فیلم در تعامل باتیستا و موموآ شکل میگیرد؛ زمانی که جانی برای مراسم خاکسپاری به هاوایی بازمیگردد و دوباره با برادری روبهرو میشود که سالها از او گریزان بوده است. هرچند این دو بازیگر شاید در معنای کلاسیک، بازیگرانی بزرگ نباشند، اما از پس نقشها بهخوبی برمیآیند و در کنار هم هم زخمهای گذشته را میکاوند و هم به راز مرگ پدرشان نزدیک میشوند. در این مسیر، پای توطئههایی مربوط به زمینخواری و مافیای محلی و یاکوزا به میان میآید؛ با شرورهایی رنگارنگ که از قاتلان موتورسوار تا تاجران فریبکار را شامل میشوند.
بخش زیادی از کمدی فیلم از جدلهای لفظی میان این دو برادر همیشه در حال دعوا میآید؛ شوخیهایی که اغلب لبخند میآورند، هرچند میشد با تیزهوشی بیشتری نوشته شوند. در لحظات آرامتر و احساسیتر، فیلم شاید درخشان نباشد، اما صداقت و تعهد بازیگران باعث میشود این بخشها هم اثرگذار از کار درآیند؛ حتی اگر دیالوگها گاهی بیش از حد رک و تکراری به نظر برسند.
در نهایت، «خدمه خرابکار» بیش از هر چیز یک اکشن پر سر و صداست؛ با تعقیبوگریزهای بزرگراهی، انفجارها، مبارزات خونین و سکانسهای پرهیجان که آدرنالین را بالا میبرند. خشونت گرافیکی فیلم، درجهبندی سنی سختگیرانهاش را توجیه میکند، هرچند گاهی در کنار لحن طنز و خانوادگی فیلم کمی ناهماهنگ به نظر میرسد.
فیلم از نظر فنی خوشساخت است؛ فیلمبرداری چشمنواز، تدوین دقیق و بازیهای مکمل قابل قبول، آن را سرپا نگه میدارند. در نهایت، عنوان فیلم وعدهای را که میدهد عملی میکند: اگر دنبال اکشنی پرهیجان با دو ستاره محبوب هستید، «خدمه خرابکار» دقیقاً همان چیزی است که انتظارش را دارید و برای بسیاری از طرفداران این ژانر، همین کافی است.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.