فصل سوم Silo| شاهکاری در علمیتخیلی آخرالزمانی که استانداردهای ژانر را ارتقا میدهد

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| اگر تا امروز نام Severance و Pluribus بیش از هر سریال دیگری با آثار علمیتخیلی اپل تیوی گره خورده بود، حالا «سیلو» (Silo) نیز جایگاه خود را بهعنوان یکی از مهمترین آثار این ژانر تثبیت کرده است. این سریال که از سال ۲۰۲۳ و بر اساس مجموعه رمانهای Silo Saga نوشته هیو هاوی ساخته شده، روایتی جذاب از انقلاب، دیکتاتوری و بقا در جهانی آخرالزمانی ارائه میدهد.
ربکا فرگوسن در نقش جولیت، مهندسی ساده را به تصویر میکشد که ناخواسته به کلانتر سیلو، پناهگاهی خودکفا که نسلهاست انسانها در آن زندگی میکنند، تبدیل میشود. ساکنان این پناهگاه سالهاست جملهای را همچون یک شعار تکرار میکنند: «نمیدانیم چه زمانی بیرون امن خواهد شد؛ فقط میدانیم آن روز، امروز نیست.»

اما جولیت در پایان فصل دوم برخلاف این باور عمل کرد؛ او از سیلو خارج شد، زنده ماند و حتی به سیلوی دیگری رسید و با بازماندگان آن دیدار کرد. با این حال، بازگشت او بهای سنگینی داشت؛ بخش بزرگی از حافظهاش را از دست داده است. در فصل سوم، مفهوم حافظه به محور اصلی داستان تبدیل میشود؛ درست همزمان با اینکه مخاطبان سرانجام پاسخ پرسشی را میگیرند که سالها ذهن ساکنان سیلو را درگیر کرده بود: اصلاً چرا این پناهگاههای عظیم ساخته شدند؟
این تغییر مسیر، ریسک بزرگی برای سریال محسوب میشود، اما نتیجه آن چیزی نیست جز اثبات دوباره اینکه «سیلو» یکی از بهترین سریالهای علمیتخیلی حال حاضر تلویزیون است.
جولیت در جستوجوی گذشته فراموششده

آخرین بار جولیت را در حالی دیدیم که همراه با شهردار سابق، برنارد (با بازی تیم رابینز)، در میان شعلههای آتش گرفتار شده بود. او زنده میماند، اما هم زخمهای جسمی بر گردن خود دارد و هم با فراموشی دستوپنجه نرم میکند.
اکنون جولیت در جایگاه شهردار جدید و قهرمان مردم سیلو قرار گرفته، اما تکههایی از خاطراتش بهتدریج بازمیگردند. او در همکاری پنهانی با متحدانش تلاش میکند بفهمد چه کسانی واقعاً کنترل سیلو را در دست دارند و چه نقشهای برای او و دیگر ساکنان کشیدهاند.
همین داستان بهتنهایی میتوانست بار یک فصل کامل از «سیلو» را به دوش بکشد. ربکا فرگوسن بار دیگر با اجرای چندلایه و تأثیرگذار خود، ستون اصلی سریال باقی میماند؛ حتی زمانی که شخصیتش خودش را به یاد نمیآورد.
روایتی موازی که بزرگترین نقطه قوت فصل سوم است

با این حال، فصل سوم تنها به ماجراهای جولیت محدود نمیشود. همانطور که پایان شوکهکننده فصل دوم نوید داده بود، روایت این فصل میان سیلو و دوران پیش از فاجعه تقسیم میشود؛ تصمیمی که به بزرگترین نقطه قوت فصل تبدیل شده است.
داستان گذشته، اگرچه در قالب فلشبک روایت میشود، اما همچنان در آیندهای دیستوپیایی جریان دارد. نماینده جوان کنگره، دنیل کین (اشلی زوکرمن)، با خواهرش شارلوت (جسیکا براون فایندلی)، که خلبان نیروی دریایی است، دیدار میکند. نگرانی شارلوت درباره مأموریت پیش رویش، آغازگر معمایی پیچیده میشود که سالها را در بر میگیرد و حتی با حضورهای غافلگیرکننده، از جمله حضور افتخاری یک چهره مشهور در نقش خودش، همراه است.
دنیل و روزنامهنگاری به نام هلن (جسیکا هنویک) تلاش میکنند پرده از راز پروژهای بردارند که در سکوت کامل در حال اجراست؛ پروژهای که ساخت پناهگاههایی را توجیه میکند که انسانها بتوانند قرنها در آن زندگی کنند.
«سیلو» راه خودش را میرود

شاید این ایده در نگاه اول یادآور سریال «فالاوت» (Fallout) باشد؛ اثری که آن هم درباره زندگی در پناهگاههای زیرزمینی است. اما «سیلو» مسیر متفاوتی را انتخاب میکند.
برخلاف فضای نوستالژیک و آیندهگرایی اغراقشده «فالاوت»، این سریال فضایی واقعگرایانهتر و جدیتر دارد و از نظر لحن، بیشتر به آثاری مانند Watchmen یا The Night Agent شباهت پیدا میکند.
یکی دیگر از ویژگیهای مهم «سیلو» این است که برخلاف بسیاری از اقتباسهای تلویزیونی، اسیر وفاداری کامل به منبع اقتباس نیست. سازندگان از رمانهای هیو هاوی بیشتر بهعنوان قطبنما استفاده کردهاند تا نقشهای دقیق؛ بنابراین حتی خوانندگان کتابها نیز نمیتوانند بهراحتی مسیر داستان را پیشبینی کنند.
همین موضوع باعث شده قسمتهای پایانی فصل سوم پر از غافلگیری باشند. اگر پایان فصل دوم با فلشبک غیرمنتظرهاش مخاطبان را شوکه کرد، پایان فصل سوم حتی از آن هم تکاندهندهتر توصیف میشود؛ پایانی که جایگاه «سیلو» را در کنار سریالهایی مانند Dark و Dollhouse از نظر خلق فینالهای هوشمندانه تثبیت میکند.
مزیتی که بسیاری از سریالها از آن محروماند

یکی از مهمترین برگهای برنده فصل سوم، دانستن مقصد نهایی داستان است. سازندگان پیشتر تأیید کردهاند که فصل چهارم، پایان سریال خواهد بود؛ موضوعی که در تمام قسمتهای فصل سوم احساس میشود.
«سیلو» از همان ابتدا کنترل کاملی بر روایت خود داشته و حالا نیز با برنامهای مشخص به سمت پایان حرکت میکند. هرچند هنوز پرسشهای بیشماری بیپاسخ ماندهاند و حتی میتوان گفت فصل سوم با سؤالات بیشتری نسبت به پاسخها به پایان میرسد، اما روند داستان نشان میدهد مخاطبان میتوانند با اطمینان منتظر یکی از بهیادماندنیترین پایانبندیهای تاریخ سریالهای علمیتخیلی باشند.
فصل سوم «سیلو» از ۳ ژوئیه از طریق Apple TV+ پخش خواهد شد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.