جستجو در سایت

1405/07/11 21:30

سریال East of Eden با استقبال منتقدان روبه‌رو شد؛ از تحسین فلورنس پیو تا انتقاد از بازتعریف شخصیت کتی

سریال East of Eden با استقبال منتقدان روبه‌رو شد؛ از تحسین فلورنس پیو تا انتقاد از بازتعریف شخصیت کتی
سریال «شرق بهشت» (East of Eden) ساخته زوئی کازان و اقتباسی تازه از رمان کلاسیک جان اشتاین‌بک، در مجموع با واکنش مثبت منتقدان همراه شده است. منتقدان از بازی فلورنس پیو، فیلم‌برداری چشمگیر، فیلمنامه و گستره جاه‌طلبانه این اقتباس تمجید کرده‌اند؛ هرچند گروهی معتقدند تلاش سریال برای بازتعریف شخصیت کَتی و افزودن لایه‌های روان‌شناختی به او، بخشی از قدرت و صراحت مضمون اصلی رمان را تضعیف کرده است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| (East of Eden) در متاکریتیک امتیاز ۸۰ از ۱۰۰ را به دست آورده و ۱۹ مورد از ۲۴ نقد ثبت‌شده برای آن مثبت ارزیابی شده‌اند. بخش قابل توجهی از تحسین‌ها متوجه فلورنس پیو در نقش کَتی ایمز است؛ بازیگری که منتقدان آن را پیچیده، مسحورکننده و به‌یادماندنی توصیف کرده‌اند. در مقابل، برخی منتقدان معتقدند سریال بیش از اندازه از نگاه و مضمون رمان فاصله گرفته و با همدلانه‌تر کردن کَتی، بخشی از وزن اخلاقی و فلسفی داستان اشتاین‌بک را از بین برده است.

خلاصه داستان سریال «شرق بهشت»


داستان East of Eden در اوایل قرن بیستم و در کالیفرنیا آغاز می‌شود و سرگذشت چند نسل از خانواده تراسک را دنبال می‌کند؛ خانواده‌ای که روابط میان اعضای آن تحت تأثیر رقابت، حسادت، عشق، انتخاب‌های اخلاقی و زخم‌های به‌جامانده از گذشته قرار دارد. در مرکز داستان، دو برادر به نام‌های آدام و چارلز تراسک قرار دارند که از همان دوران کودکی رابطه‌ای پرتنش دارند و مسیر زندگی‌شان به‌تدریج از یکدیگر جدا می‌شود.

ورود کَتی ایمز، با بازی فلورنس پیو، مسیر زندگی این خانواده را برای همیشه تغییر می‌دهد. کَتی زنی مستقل و پیچیده است که حضورش شکاف میان دو برادر را عمیق‌تر می‌کند و در ادامه، زندگی او با خانواده تراسک در طول نسل‌های مختلف گره می‌خورد. برخلاف تصویر سنتی کَتی به‌عنوان شخصیتی صرفاً شرور، این اقتباس بخش بیشتری از گذشته و زخم‌های او را بررسی می‌کند و می‌کوشد انگیزه‌های رفتارش را در بستر تجربه‌های زندگی‌اش قرار دهد.

روایت سریال طی چند دهه پیش می‌رود و سرگذشت خانواده تراسک را در کنار شخصیت‌هایی مانند لی، ساموئل همیلتون و فی دنبال می‌کند. در این میان، داستان به نسل بعدی خانواده نیز می‌رسد و رابطه میان کَل و آرون تراسک، بازتاب دیگری از رقابت و کشمکش میان برادران نسل پیشین می‌شود. در نهایت، East of Eden در کنار روایت یک درام خانوادگی، به پرسش‌هایی درباره خیر و شر، تأثیر گذشته بر نسل‌های بعدی و این ایده می‌پردازد که آیا انسان محکوم به تکرار اشتباهات خانواده خود است یا می‌تواند مسیر متفاوتی را انتخاب کند.

در ادامه به چکیده‌ای از نقدهای این سریال جذاب نگاهی می‌اندازیم. 

نقدهای مثبت

۱. The A.V. Club — امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰
هانتر اینگرام، منتقد The A.V. Club، East of Eden را نمونه‌ای برجسته از ظرفیت اقتباس‌های تلویزیونی آثار ادبی می‌داند. به اعتقاد او، زوئی کازان با این سریال استاندارد تازه‌ای برای اقتباس ادبی در تلویزیون ایجاد کرده است؛ استانداردی که نشان می‌دهد یک اثر کلاسیک می‌تواند با حفظ اعتبار ادبی خود، در قالبی تازه و تلویزیونی نیز به‌شکلی قدرتمند بازآفرینی شود.

۲. Radio Times — امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰
لوییس نایت از Radio Times، مهم‌ترین نقاط قوت سریال را فیلم‌برداری خیره‌کننده و موسیقی متن ظریف و تأثیرگذار آن می‌داند. به گفته او، این اقتباس به داستان خانوادگی ناآرام اشتاین‌بک فرصت می‌دهد در قالبی گسترده‌تر نفس بکشد و با تمرکز بر جزئیات و بافت رمان، داستانی درباره آسیب‌های نسلی، رقابت میان خواهر و برادرها و قدرت وسوسه را برای نسل جدید بازتعریف کند.

۳. The Playlist — امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰
رودریگو پرز از The Playlist، سریال را اثری «درخشان» می‌خواند و معتقد است مهم‌ترین نقطه قوت آن در پرداختن به رابطه میان گذشته، آسیب‌های روحی و امکان رهایی از آنهاست. از نگاه او، East of Eden نشان می‌دهد تجربه‌های تلخ گذشته لزوماً انسان را برای همیشه محکوم نمی‌کنند و همین کشمکش، در نهایت به منبع اصلی جذابیت و قدرت سریال تبدیل می‌شود. پرز حتی آن را یکی از مدعیان اصلی عنوان بهترین سریال سال می‌داند.

۴. USA Today — امتیاز ۱۰۰ از ۱۰۰
کلی لاولر از USA Today، از فیلمنامه‌های دقیق زوئی کازان و نحوه پرداخت شخصیت‌ها تمجید کرده است. به گفته او، با وجود تعداد زیاد شخصیت‌ها، هیچ‌یک در سریال زائد یا دست‌وپاگیر به نظر نمی‌رسند؛ چرا که کازان در فیلمنامه‌های خود با دقت و احترام به هر شخصیت هویت و جایگاه مشخصی داده است.

۵. IndieWire — امتیاز ۹۱ از ۱۰۰
بن تراورز از IndieWire، اقتباس کازان از رمان کلاسیک سال ۱۹۵۲ جان اشتاین‌بک را اثری دردناک و درخشان توصیف می‌کند. او در عین اشاره به زیبایی‌های متعدد سریال، تأکید دارد که این زیبایی‌ها همیشه دلپذیر نیستند و گاهی وجهی هولناک و آزاردهنده پیدا می‌کنند؛ ویژگی‌ای که با ماهیت تلخ داستان East of Eden هماهنگ است.

نقدهای منفی

۶. Slate — امتیاز ۴۰ از ۱۰۰
منتقد Slate صراحتاً معتقد است East of Eden در نهایت نمی‌تواند به هدف خود دست پیدا کند. مهم‌ترین ایراد او به نحوه بازتعریف رابطه مخاطب با کَتی مربوط می‌شود. از نگاه این منتقد، وقتی سریال باعث می‌شود مخاطب برای کَتی احساس همدردی کند یا حتی او را به‌عنوان زنی مبهم و سرکش تشویق کند، بخشی از پیچیدگی روابط میان شخصیت‌ها و معنای اصلی داستان از دست می‌رود.

۷. Newsday — امتیاز ۵۰ از ۱۰۰
ورن گی از Newsday نقدی بسیار کوتاه اما صریح ارائه کرده و سریال را اثری «تیره، عبوس و خسته‌کننده» توصیف می‌کند. این واکنش نشان می‌دهد که فضای سنگین و طولانی داستان برای دست‌کم بخشی از منتقدان، به جای ایجاد کشش دراماتیک، به تجربه‌ای فرسایشی تبدیل شده است.

۸. AwardsWatch — امتیاز ۵۸ از ۱۰۰

سوفیا چیمینلو از AwardsWatch، بیش از همه با نحوه پرداخت شخصیت کَتی مشکل دارد. او معتقد است کازان در این نسخه از داستان، کَتی را تا حدی با هدف پاسخ دادن به برداشت‌هایی که طی نزدیک به یک قرن از این شخصیت شکل گرفته‌اند، بازآفرینی کرده است. به نظر این منتقد، سریال به جای آنکه اجازه دهد کَتی همان شخصیت شرور و صریح رمان باقی بماند، بیش از اندازه در پی توضیح و تفسیر رفتارهای اوست.

۹. The New Yorker — امتیاز ۶۰ از ۱۰۰
اینکو کانگ از The New Yorker، کَتی را یکی از جذاب‌ترین عناصر سریال می‌داند و حضور او را نیروی محرک اصلی داستان توصیف می‌کند؛ با این حال، همین نکته به یکی از ضعف‌های سریال نیز تبدیل می‌شود. به اعتقاد او، هرچه روایت بیشتر از کَتی فاصله می‌گیرد و به خطوط داستانی دیگر می‌پردازد، ریتم سریال نیز بیشتر افت می‌کند.

۱۰. Screen Rant — امتیاز ۶۰ از ۱۰۰
گِرِیم گاتمن از Screen Rant معتقد است تمرکز بیشتر سریال بر کَتی ایمز، با بازی فلورنس پیو، یکی از جذاب‌ترین بخش‌های رمان را در مرکز توجه قرار داده است؛ اما همین تغییر در اقتباس، به قیمت از دست رفتن بخشی از وزن مضمونی اثر تمام شده است. او East of Eden را اقتباسی می‌داند که در برخی لحظات بیش از حد به الگوی روایی آشنای اقتباس‌های ادبی وفادار می‌ماند و در نتیجه، با وجود نقاط قوتش، نمی‌تواند تمام پیچیدگی‌های مضمونی متن اشتاین‌بک را حفظ کند.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image