جستجو در سایت

1405/06/22 14:15

چکیده نقدهای فیلم «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی؛ ستایش بازی‌ها در برابر انتقاد از روایت کش‌دار

چکیده نقدهای فیلم «داستان‌های موازی» اصغر فرهادی؛ ستایش بازی‌ها در برابر انتقاد از روایت کش‌دار
تازه‌ترین فیلم اصغر فرهادی، «داستان‌های موازی» (Parallel Tales)، در نخستین واکنش‌های منتقدان با استقبال چندان گرمی مواجه نشده است. اغلب نقدهای منتشرشده ضمن تحسین بازی بازیگران، فیلم‌برداری، تدوین و جاه‌طلبی فرهادی در روایت داستانی چندلایه، از ریتم کند، تکرار ایده‌ها، پراکندگی روایت و فاصله گرفتن فیلم از قدرت اخلاقی و انسانی آثار پیشین او انتقاد کرده‌اند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| «داستان‌‌های موازی» در ارزیابی منتقدان متاکریتیک امتیاز ۴۱ از ۱۰۰ را به دست آورده و در دسته آثار با واکنش «متوسط یا دوگانه» قرار گرفته است. از میان ۱۷ نقد ثبت‌شده، هیچ نقدی در دسته «مثبت» قرار نگرفته، ۱۴ نقد واکنشی متوسط و سه نقد نیز کاملاً منفی داشته‌اند.

در ادامه چکیده نقدهای منتقدان را مرور می‌کنیم. 

گاردین 

۶۰ از ۱۰۰

پیتر بردشاو، منتقد گاردین، فیلم را ترکیبی از ایده‌های «فیلم کوتاهی درباره عشق» ساخته کریشتوف کیشلوفسکی و «پنجره عقبی» آلفرد هیچکاک می‌داند. به اعتقاد او، فرهادی با سماجت شبکه‌ای پیچیده از روایت‌ها می‌سازد که حاصل آن اثری ظریف و پرجزئیات است، هرچند در نهایت تا حدی مبهم باقی می‌ماند.

تایمز 

۶۰ از ۱۰۰

استیون دالتون، «داستان‌های موازی» را در ابتدا درامی جاه‌طلبانه، فرامتنی و چندشخصیتی توصیف می‌کند که در آن برخی بازیگران نقش‌های دوگانه ایفا می‌کنند. با این حال، از نگاه او فیلم بیش از اندازه ادامه پیدا می‌کند و در نیمه دوم، بخش زیادی از جذابیت و تمرکز اولیه خود را از دست می‌دهد.

The Film Verdict

 ۶۰ از ۱۰۰

دبرا یانگ معتقد است اگر فیلم در بخش‌هایی موفق عمل می‌کند، این موفقیت بیش از هر چیز مدیون مهارت استثنایی فرهادی و گروهش در فیلم‌برداری، تدوین و بازیگری است.

TheWrap 

۶۰ از ۱۰۰

زکری لی، بازی‌ها و مضامین فیلم را قابل توجه می‌داند، اما تکرار نامتوازن صحنه‌ها و ایده‌ها باعث شده اثر از نظر او بیش از آنکه منسجم باشد، سنگین و ملال‌آور به نظر برسد.

تایم اوت 

۶۰ از ۱۰۰

آنا اسمیت معتقد است این ملودرام همچنان تماشایی است؛ به‌خصوص در لحظاتی که اتفاقات تکان‌دهنده، زندگی شخصیت‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند. او همچنین بازی ایزابل هوپر را در نقش زنی بی‌پروا و بی‌ملاحظه که با دیگران رفتار صریح و حتی گستاخانه‌ای دارد، یکی از نقاط جذاب فیلم می‌داند.

The Film Stage

 ۵۸ از ۱۰۰

لوک هیکس تلاش فرهادی برای خلق لحظات کمدی را چندان موفق نمی‌داند، هرچند معتقد است ایزابل هوپر گاهی می‌تواند این لحظات را به نتیجه برساند. از نگاه او، مهم‌ترین نقطه قوت فیلم دیالوگ‌هایی است که فرهادی با همکاری معصومه لاهیجی نوشته و به موتور اصلی ابهام اخلاقی داستان تبدیل شده‌اند؛ دیالوگ‌هایی که حتی در طول زمان طولانی فیلم می‌توانند توجه مخاطب را حفظ کنند.

Next Best Picture

 ۵۰ از ۱۰۰

کودی دریکس معتقد است «داستان‌های موازی» به‌تدریج از منطق روایی و نیروی محرکه جذاب خود فاصله می‌گیرد و در نهایت به اثری یکنواخت و کم‌رمق تبدیل می‌شود.

Screen Daily

 ۵۰ از ۱۰۰

تیم گریرسون پایان فیلم و چرخش ناگهانی لحن آن را نقطه ضعف مهمی می‌داند. از نظر او، ساختار ظاهراً ظریف و حساب‌شده فیلم توانایی تحمل چنین شوک نهایی را ندارد. گریرسون همچنین معتقد است فرهادی، برخلاف شخصیت اصلی داستان، توانایی لازم برای استخراج یک روایت گیرا از جزئیات زندگی روزمره را ندارد.

ایندی‌وایر

 ۴۲ از ۱۰۰

دیوید ارلیش یکی از تندترین واکنش‌ها را به فیلم داشته است. او «داستان‌های موازی» را اقتباسی آزاد و طولانی از «فیلم کوتاهی درباره عشق» کیشلوفسکی می‌داند که به جای انسانیت تلخ و زمینی اثر کیشلوفسکی، به سمت نوعی داستان‌گویی متافیکشنال و صابونی حرکت می‌کند. از نگاه ارلیش، نتیجه بیشتر شبیه رؤیایی طولانی و سرگردان است تا روایتی منسجم و اثرگذار.

Screen Rant

۴۰ از ۱۰۰

پاتریس ویترسپون معتقد است درهم‌تنیده شدن زندگی شش شخصیت اصلی می‌توانست زمینه‌ساز درامی پرتنش و آشوبناک باشد، اما تکرار بیش از اندازه و ناتوانی فیلم در ارائه ایده‌ای تازه، مانع از تحقق این ظرفیت شده است. به باور او، فیلم بیش از حد بر تکرار، امیدهای کاذب و فیلمنامه‌ای خسته تکیه می‌کند.

IONCINEMA 

۴۰ از ۱۰۰

نیکلاس بل پایان کار را به‌شدت از زمانه خود دور می‌داند و معتقد است نتیجه نهایی فیلم به شکلی غافلگیرکننده کهنه و بی‌ارتباط با فضای معاصر به نظر می‌رسد.

هالیوود ریپورتر

 ۴۰ از ۱۰۰

دیوید رونی مشکل اصلی فیلم را تعدد خطوط داستانی می‌داند. به اعتقاد او، همین روایت‌های موازی به جای آنکه ابعاد شخصیت‌ها را گسترش دهند، دسترسی مخاطب به آنها را محدود کرده و باعث شده شخصیت‌ها عمق کافی پیدا نکنند.

نیویورک مگزین / Vulture

 ۴۰ از ۱۰۰

آلیسون ویل‌مور نقدی صریح‌تر از سایر منتقدان درباره شخصیت‌های زن فیلم دارد. او معتقد است هیچ‌یک از زنان «داستان‌های موازی» رفتاری از خود نشان نمی‌دهند که بیانگر درک عمیق فرهادی از تجربه زیستن یک زن در جهان باشد.

ورایتی

 ۴۰ از ۱۰۰

اوون گلایبرمن «داستان‌های موازی» را اثری می‌داند که با وجود پیچیدگی ظاهری، به‌شکلی گیج‌کننده روایت شده است. از نگاه او، داستان‌های موازی فیلم آن‌قدر بی‌رمق در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که گویی هرکدام برای ناامید کردن مخاطب با دیگری رقابت می‌کنند.

AwardsWatch 

۳۳ از ۱۰۰

علی بن‌زکری معتقد است فرهادی در این فیلم به‌خوبی می‌داند داستان‌ها چگونه ساخته می‌شوند، اما دیگر به این پرسش که چرا باید آنها را روایت کرد، باور ندارد. او ایده‌های فیلم درباره ادراک و جعل واقعیت را دقیق و گاهی حتی ظریف می‌داند، اما معتقد است این ایده‌ها هرگز به تجربه‌ای ملموس و انسانی تبدیل نمی‌شوند. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه پیامدهای اخلاقی و انسانی داشته باشد، شیفته ساختار و فرم باقی می‌ماند.

The Playlist 

۲۵ از ۱۰۰

رافائلا سیلز راس، فیلم را ادای احترامی کم‌رمق به اثر مشهور کیشلوفسکی می‌داند. به اعتقاد او، حضور گروهی از ستاره‌های مطرح سینمای فرانسه و پرداختن به دام‌های خلاقیت، نتوانسته نیروی محرکه و جرقه‌ای را که خود فیلم قصد بررسی آن را دارد، در روایت ایجاد کند.

تلگراف

 ۲۰ از ۱۰۰

منتقد تلگراف نیز فیلم را اثری فاقد کشش دراماتیک و جذابیت روایی کافی توصیف کرده است.

جمع‌بندی نقدها

در مجموع، واکنش منتقدان به «داستان‌های موازی» نشان می‌دهد که جاه‌طلبی فرهادی در ساخت روایتی چندلایه و بازی‌های گروه بازیگران، مهم‌ترین نقاط قوت فیلم هستند؛ اما همین ساختار پیچیده در نگاه بسیاری از منتقدان به نقطه ضعف اصلی اثر تبدیل شده است.

تکرار صحنه‌ها و ایده‌ها، ریتم کند، طولانی شدن فیلم، تعدد شخصیت‌ها و خطوط داستانی و پایان‌بندی غافلگیرکننده‌ای که برای برخی منتقدان متقاعدکننده نیست، بیشترین انتقادها را به خود اختصاص داده‌اند. در مقابل، گروهی از منتقدان از فیلم‌برداری، تدوین، بازیگری و دیالوگ‌های فرهادی و معصومه لاهیدجی به‌عنوان عناصر نجات‌بخش فیلم یاد کرده‌اند.

یکی از نکات قابل توجه در این نقدها، مقایسه مکرر «داستان‌های موازی» با سینمای کریشتوف کیشلوفسکی، به‌ویژه «فیلم کوتاهی درباره عشق»، است. بسیاری از منتقدان معتقدند فرهادی در تلاش برای بازآفرینی مضامین مربوط به عشق، تماشاگری، خیال و مرز میان واقعیت و داستان، بخشی از انسانیت و فشار اخلاقی همیشگی آثار خودش را از دست داده است.

در نهایت، تصویری که از مجموعه نقدها به دست می‌آید، فیلمی بلندپرواز، از نظر فنی ماهرانه و برخوردار از بازی‌های قدرتمند است که به دلیل روایت پراکنده، تکرار و فاصله گرفتن از درگیری عاطفی و اخلاقی، نتوانسته بخش قابل توجهی از منتقدان را با خود همراه کند.
 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image