۱۰ فیلم هیچکاکی برتر قرن بیست و یکم؛ از Swimming Pool تا No Other Choice
حالا نوبت فیلمهای «هیچکاکی» است؛ آثاری با حالوهوای بهترین فیلمهای آلفرد هیچکاک. اکنون ۵۰ سال از اکران آخرین فیلم این کارگردان میگذرد (Family Plot که فیلم بدی نبود اما شاید نسبت به انتظارها چندان درخشان هم نبود)، اما آن نوع فیلمهای روانشناختی، دلهرهآور، ترسناک و عاشقانهای که هیچکاک به آنها شهرت داشت، همچنان الهامبخش هستند. فیلمهای زیر هرکدام به شکلی حسوحال فیلمهای هیچکاک را زنده میکنند و همگی بعد از سال ۲۰۰۰ ساخته شدهاند.
بهترین فیلمهای هیچکاکی بعد از ۲۰۰۰
۱۰) Panic Room (۲۰۰۲)
۹) Grand Piano (۲۰۱۳)
۸) Match Point (۲۰۰۵)
۷) Swimming Pool (۲۰۰۳)
۶) Shutter Island (۲۰۱۰)
۵) The Gift (۲۰۱۵)
۴) Buried (۲۰۱۰)
۳) Burning (۲۰۱۸)
۲) Caché (۲۰۰۵)
۱) No Other Choice (۲۰۲۵)
۱۰. Panic Room (۲۰۰۲)
دیوید فینچر کارگردان برخی از نفسگیرترین فیلمهای تاریخ سینماست؛ شاید بهترین آثارش فیلمهای دهه نودی Se7en و Fight Club باشند. از فیلمهای قرن بیستویکمیاش، Zodiac و Gone Girl احتمالاً از Panic Room بهترند، اما اتاق امن یا اتاق وحشت از نظر روح و سبک، عمدتاً بهخاطر فضای بسته و ایده سادهاش، بیشتر به آثار هیچکاک شباهت دارد.
داستان این فیلم هیچکاکی درباره حمله به یک خانه است؛ یک مادر و دخترش مجبور میشوند در اتاق امن خانه پناه بگیرند و منتظر بمانند تا خطر برطرف شود، اما بهتدریج اتفاقاتی رخ میدهد که اوضاع را عجیبتر و پیچیدهتر میکند. این فیلم دقیقاً همان کاری را میکند که از اثری به کارگردانی فینچر با الهام از هیچکاک و با عنوان «اتاق وحشت» انتظار دارید؛ و خوشبختانه این کار را خوب انجام میدهد.
۹. Grand Piano (۲۰۱۳)
همه فیلمهای این فهرست در فضای بسته اتفاق نمیافتند، اما هیچکاک در ساخت این نوع فیلمها استاد بود؛ آن هم خیلی زودتر از زمانی که چنین سبک فیلمسازی مد شود! نمونههایش Rope که در یک آپارتمان میگذرد، Lifeboat که شخصیتها در یک قایق گرفتارند، و Rear Window که شخصیت اصلی روی ویلچر است و تقریباً تمام داستان فیلم در یک آپارتمان رخ میدهد.
Grand Piano هم از همین الگو پیروی میکند: مردی روی صحنه در حال نواختن پیانوست که یادداشتی پیدا میکند؛ یادداشتی که میگوید اسلحهای به سمتش نشانه رفته و اگر حتی یک نت را اشتباه بزند، کشته میشود. ایدهای عالی که شاید در قالب فیلم کوتاه بهتر جواب میداد (چون اینجا کمی بیش از حد کش داده شده و حس خفقانو تعلیقش نسبت به فیلمهای هیچکاک کمتر است)، اما با این حال، روایت جسورانهای داشته و به اندازه کافی سرگرمکننده است.
۸. Match Point (۲۰۰۵)
با اینکه داستانش درباره یک تنیسباز سابق بوده و نامش هم Match Point است، اما اصلاً یک فیلم ورزشی به معنای معمول نیست؛ بلکه بیشتر یک تریلر روانشناختی است. داستان امتیاز نهایی درباره تنیسبازی است که با مردی دوست میشود، با خواهر این مرد نامزد میکند، اما همچنان بهشکل خطرناکی شیفته نامزد مرد دیگری باقی میماند و همین مسئله به درگیری ختم میشود.
این مقدمه رسواییگونه، به اتفاقات دیگری هم منجر میشود و فیلم علاقه دارد مخاطب را غافلگیر یا حتی شوکه کند؛ چیزی که در چنین آثاری انتظارش را داریم، حتی اگر برای بعضیها بیش از حدِ قابل تحمل یا آزاردهنده باشد. با این حال، Match Point بهاندازه کافی جسارت دارد که تا آخر پای ایدهاش بایستد و در بیشتر زمان خود یک تریلر جذاب باقی میماند.
۷. Swimming Pool (۲۰۰۳)
قطعاً فیلمهای آلفرد هیچکاک بار جنسی دارند، اما بیشتر آنها با معیارهای امروزی نسبتاً ملایم بهنظر میرسند (بهجز شاید Frenzy)، چون بیش از ۶۰ سال پیش سینما محدودیتهای زیادی از نظر سانسور داشت. بنابراین هیچکاک هیچ فیلم کاملاً اروتیکی نساخت، اما بعد از مرگ او و با کاهش محدودیتها، فیلمهایی ساخته شدند که میتوان آنها را در این زیرژانر جای داد.
Swimming Pool نمونهای از همین فیلمهاست؛ اثری که ناخودآگاه با فیلم قدیمیتر La Piscine (یا The Swimming Pool) مقایسه میشود، اما نسخه جدید بهمراتب جسورانهتر و اروتیکتر است. فیلم در ابتدا با ریتمی آرام پیش میرود و کمکم عناصر جنایی و تریلر پررنگ میشوند و اگر صبور باشید، تجربهای پاداشدهنده خواهید داشت. حتی تصور اینکه هیچکاک اگر زنده بود از این فیلم خوشش میآمد هم چندان دور از ذهن نیست… البته که خودِ سفر در زمان دور از ذهن است، نه علاقه هیچکاک به این فیلم!
۶. Shutter Island (۲۰۱۰)
Shutter Island همیشه یکی از آثار خاص در کارنامه مارتین اسکورسیزی بوده و حتی میان فیلمهای روانشناختی او هم متفاوت بهنظر میرسد. داستان درباره تحقیق پیرامون ناپدید شدن مرموز یک بیمار از تیمارستانی در یک جزیره است؛ تحقیقی که در ابتدا ساده بهنظر میرسد اما خیلی زود پیچیدهتر از انتظار میشود.
اگر بخواهیم یک ارتباط غیرمستقیم دیگر با هیچکاک پیدا کنیم، میتوان به این نکته اشاره کرد که داستان فیلم کمی بعد از پایان جنگ جهانی دوم رخ میدهد؛ دورانی که هیچکاک نهتنها بسیار فعال بود بلکه احتمالاً در اوج دوران حرفهایاش قرار داشت. پس اگر فضای فیلم حالوهوای آن دوره را دارد، بیدلیل نیست. البته این ارتباط خیلی پررنگ به نظر نمیرسد اما چندان هم بیارتباط نیست. درباره این فیلم واقعاً سخت میشود صحبت کرد، بدون اینکه بخش بزرگی از داستان لو برود.
۵. The Gift (۲۰۱۵)
این یکی را میتوان تریلری نسبتاً دستکمگرفتهشده نامید که در عین سادگی، بسیار مؤثر است. The Gift درباره یک زوج متأهل است که زندگیشان بعد از بازگشت ناگهانی یکی از آشنایان قدیمی دوران دبیرستان، بهتدریج از هم میپاشد.
هیجان و تعلیق فیلم از حس «ندانستن» میآید؛ اینکه مدام منتظرید ببینید ماجرا قرار است به چه سمتی کشیده شود. این نوع داستان میتواند به مسیرهای مختلفی برود و جذابیت فیلم دقیقاً در همین انتظار و اضطراب نهفته است. حتی اگر پایانبندی بینقص نباشد، مسیری که فیلم شما را در آن پیش میبرد، ناراحتکننده و آزاردهنده اما کاملاً درگیرکننده است و بهعنوان یک تریلر روانشناختی کاملاً کارش را انجام میدهد.
۴. Buried (۲۰۱۰)
فیلمهای خفقانآور زیادی از هیچکاک نام برده شد، اما هیچکدام بهاندازه Buried حس تنگنا و محبوس بودن ایجاد نمیکنند. میتوان این فیلم را با آن صحنه از Kill Bill: Vol. 2 مقایسه کرد که عروس داخل تابوت زنده به گور شده، اما مدفون این ایده را به اندازه یک فیلم بلند گسترش میدهد.
شگفتانگیز اینجاست که فیلم واقعاً خوب از پس این محدودیت برمیآید؛ با اینکه مخاطب و دوربین در تمام مدت همراه شخصیت اصلی زیر زمین گیر افتاده است. نقش اصلی این فیلم هیچکاکی را رایان رینولدز بازی میکند که شاید در نگاه اول انتخاب عجیبی بهنظر برسد، اما او اینجا فوقالعاده ظاهر میشود، به طوری که شاید بهترین بازی غیرکمدیاش تا امروز… یا حتی بهترین بازی دوران حرفهایاش در کل باشد.
۳. Burning (۲۰۱۸)
فیلمهای آلفرد هیچکاک به دلایل زیادی هنوز هم جذاب و تماشاییاند، اما نکتهای که کمتر به آن اشاره میشود، ریتم تند و جمعوجور بودن آثار اوست. طولانیترین تریلر روانشناختی هیچکاک (و دومین فیلم بلند او بهطور کلی) Rebecca بود که فقط حدود ۱۰ دقیقه بیشتر از ۲ ساعت طول داشت. به همین دلیل، ریتم اغلب فیلمهای او سریع و کنترلشده است؛ البته تدوین خوب هم نقش مهمی دارد، اما کوتاه بودن مدت زمان فیلمها هم بیتأثیر نیست.
به همین خاطر، Burning کمی با مفهوم «هیچکاکی» در تضاد بهنظر میرسد؛ چون نزدیک به دو ساعت و نیم طول دارد و واقعاً هم کشدار بودنش احساس میشود، آن هم بهدلیل ریتم نسبتاً کند روایت فیلم و به همین خاطر، حالوهوای هنریپیدا کرده است. با این حال، ایده اصلی فیلم و پرداختن به وسواسهایی که بهتدریج خطرناک میشوند، کاملاً هیچکاکی است و همین باعث میشود همچنان در این فهرست جای بگیرد.
۲. Caché (۲۰۰۵)
اگر در دوران اوج فعالیت هیچکاک، نوارهای ویدیویی بهاندازه امروز رایج بودند، اصلاً دور از ذهن نبود که او فیلمی شبیه Caché بسازد. داستان درباره مردی است که مرتب نوارهای ویدیویی نگرانکنندهای از فردی ناشناس دریافت میکند؛ نوارهایی که نشان میدهند او و خانوادهاش تحت نظر هستند و بهتدریج شخصیتر، تهاجمیتر و ترسناکتر میشوند.
فیلم مثل اغلب آثار میشائیل هانکه، آرامسوز و تعلیقی است، اما بدون شک یکی از بهترین کارهای او محسوب میشود. پنهان نسبت به بیشتر فیلمهای هیچکاکی سردتر و خوددارتر است، اما اگر با تریلری مینیمال و کمهیجان که انفجارهای ناگهانی ندارد (اما در نهایت شوکهکننده است) مشکلی ندارید، قطعاً ارزش دیدن دارد.
۱. No Other Choice (۲۰۲۵)
همه فیلمهای پارک چان-ووک تحت تأثیر هیچکاک نیستند؛ چون او فیلمسازی جسور و ماجراجوست که به سراغ ژانرهای مختلف میرود و آنها را با هم ترکیب میکند. با این حال، دو فیلم اخیرش در زمان نگارش این متن، حالوهوایی هیچکاکی دارند. Decision to Leave تا حدی یادآور Vertigo بوده و No Other Choice هم به وضوح وامدار فیلمهای جنایی سیاه و طنزآلود هیچکاک است.
البته پارک چان-ووک بهاندازه کافی امضای شخصی خودش را در این فیلم حفظ میکند و هرگز حس تقلید مستقیم از هیچکاک را القا نمیکند. بین این دو فیلم، چارهای نیست ریتم تندتر و انسجام بیشتری دارد، به همین دلیل بهصورت رسمی در این فهرست قرار گرفته است. البته تصمیم جدایی هم کاملاً شایسته یک اشاره افتخاری است و حتماً ارزش تماشا دارد.
منبع: روزیاتو