نقد فیلم The Strangers: Chapter 3؛ اسلشری که نه غافلگیر میکند و نه میترساند

ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: «غریبهها: فصل دوم» (The Strangers: Chapter 2) فیلم بدی نبود؛ فیلمی که به نظر میرسید مسیر تازهای برای این مجموعه باز کرده و از کلیشههای بیرمق قسمت اول فاصله گرفته است. دنبالهی دوم با حالوهوای تریلر بقا ساخته شده بود و بیشتر به «نخستین خون» (First Blood) و فضای دلهرهآور آثار اولیهی جان کارپنتر شباهت داشت تا یک اسلشر ارزانقیمت. هرچند این تغییر برای من جذاب بود، بسیاری از مخاطبان آن را خستهکننده دانستند و نقدهای منفیاش حتی بیشتر از قسمت اول شد.
اما حقیقت این است که بخش زیادی از دنبالهها پس از شکست کامل «فصل اول» دوباره فیلمبرداری شدند و حالا باید اعتراف کنم که هر نشانهای از مسیر تازه در «فصل دوم» صرفاً یک توهم بود. در «فصل سوم»، نویسندگان آلن آر. کوهن و آلن فریدلند نتوانستهاند داستان را به سرانجام برسانند. آنها تلاش کردهاند به شخصیت «مایا» (با بازی مادلین پتچ) ابعاد تازهای بدهند و مرز میان شکارچی و قربانی را محو کنند، اما در نهایت او را منفعلتر از همیشه نشان دادهاند.
اگر «فصل دوم» توانسته بود بارِ دوبارهبرداریها را پنهان کند، این بار حس آشفتگی و تغییر مسیر ناگهانی در طول تولید کاملاً مشهود است. هیچگونه توسعه روانشناختی برای شخصیتها دیده نمیشود و تنش اصلی ـ گیر افتادن یک «اسکریم کویین» در برابر دو قاتل ـ با اجرای یکنواخت از بین رفته است.
فرصت از دسترفته برای یک داستان منشأ
در پایان «فصل دوم»، مایا موفق شد یکی از سه قاتل نقابدار ـ (Pin-Up Girl) ـ را بکشد. اما در این قسمت، تمرکز اصلی روی گذشته تازهساختهشده قاتلان است؛ گذشتهای که از دوران دبستان آغاز میشود و با قتل یک همکلاسی توسط (Pin-Up Girl) شکل میگیرد. همراه او (Scarecrow) نیز حضور دارد؛ پسری که پدرش کلانتر شهر (ریچارد بریک) است و برای پوشاندن جنایات پسرش دست به فساد و سوءاستفاده از قدرت میزند.
بخش زیادی از فیلم صرف پر کردن این خلأهای داستانی میشود، اما نتیجه چیزی جز اتلاف وقت نیست. حالا «غریبهها» بهطور مستقیم به داستانی درباره فساد پلیس و توطئهای طولانیمدت برای نجات قاتلان نقابدار تبدیل شده است. با این حال، سازندگان هرگز به پیامدهای دراماتیک چنین موضوعی توجه نکردهاند و آن را به یک خردهداستان کماهمیت تقلیل دادهاند.
پایانبندی بیرمق و بیهیجان
بزرگترین تغییر در طول دوبارهبرداریها، اضافه شدن همین پیشزمینه قاتلان بود؛ چیزی که در قسمت قبل بهعنوان ضعف مطرح میشد. حالا در پایان سهگانه، مشکل برعکس شده است: این پیشینه طولانی میتوانست بار دراماتیک بیشتری داشته باشد، اما فرصت روایت درست به آن داده نشده است. نتیجه، فیلمی است که نه بهطور کامل خستهکننده است و نه بهاندازه کافی جذاب؛ صرفاً یک شکست ناامیدکننده.
در تبلیغات، وعده داده شده بود که روانشناسی مایا بهتدریج مرز میان خیر و شر را محو میکند. قتل (Pin-Up Girl) قرار بود او را به مرحلهای برساند که قاتلان برایش نقاب بیاورند و او را وارد گروه کنند. اما این «لحظهی سقوط» هرگز رخ نمیدهد. مایا به جای آنکه در خشونت غرق شود، صرفاً نظارهگر باقی میماند و در انتظار فرصتی برای واکنش است. کارگردان رنی هارلین تلاش کرده همان فضای دلهرهآور قسمت قبل را حفظ کند، اما نتیجه بیشتر شبیه یک روز کاری عادی برای قاتلان است تا یک کابوس سینمایی.
آیا «غریبهها: فصل سوم» ضعیفترین قسمت این سهگانه است؟ شاید نه به اندازهی قسمت اول که یکی از بدترین بازسازیهای ترسناک اخیر بود، اما قطعاً یک شکست گیجکننده است. جاهطلبیهای قسمت دوم کنار گذاشته شده و هیچکس نمیداند چگونه باید شخصیتها را به پایان رساند یا تاریکی جهان داستان را بسط داد.
«غریبهها: فصل 3» اکنون روی پردهی سینماهاست؛ اما آنچه مخاطب دریافت میکند، چیزی جز یک اسلشر متوسط و بیروح نیست.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.