نقد فیلم غوطهور (محمدجواد حکمی) | وقتی سینما «منبر نوین» میشود

اختصاصی سلام سینما؛ محمد کفیلی: «غوطهور» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نه فقط بهدلیل پرداختن به بحران هویتی و روانشناختی یک دختر با گرایش جنسی همجنسگرایانه، بلکه بهخاطر مجموعهای از انتخابهای روایی و ایدئولوژیک قابلتأمل است، البته اگر نخواهیم عنوان شعار زندگی را روی آن بگذاریم. فیلمی ساختهی محمدجواد حکمی، روحانیِ فیلمسازی که سینما برای او «منبر نوین» است؛ تعبیری که کلید فهم جایگاه این اثر در سینمای رسمی امروز به شمار میآید.
بیشتر بخوانید:
معرفی فیلم | همه چیز درباره فیلم «غوطهور» محمدجواد حکمی
سینما بهمثابه منبر
وقتی سینما بهعنوان منبر تعریف میشود، روایت دیگر بیطرف یا صرفاً کاوشگر نیست؛ بلکه کارکردی هدایتی پیدا میکند. در چنین چارچوبی، حتی ملتهبترین سوژهها نیز امکان طرح پیدا میکنند، به شرط آنکه معنا و نتیجهگیری نهایی، در مسیر مورد انتظار حرکت کند. «غوطهور» دقیقاً در همین نقطه میایستد: طرح مسئلهای حساس، در قالبی کنترلشده، اخلاقمحور و آسیبشناسانه.
نهاد رسمیِ منفعل و نیروی ایدئولوژیک کارآمد
این نگاه منبری، فقط در پرداخت موضوع جنسی و هویتی دیده نمیشود، بلکه در تصویر قدرت و نهادها نیز بازتاب پیدا میکند. در فیلم، نیروی انتظامی نهادی منفعل و ناکارآمد به تصویر کشیده میشود؛ سیستمی که توان حل سریع مسئله را ندارد و از درون ساختار اداری خود به بنبست میرسد. گره داستان اما نه به دست این نهاد رسمی، بلکه با ورود نیروهای بسیج و البته یک پلیسِ بیرونمانده از قواعد اداری و رسمی باز میشود؛ پلیسی که عملگراییاش او را از ساختار جدا میکند و به قهرمان روایت بدل میشود.
این جابهجایی نقشها اتفاقی نیست. همانطور که سوژه همجنسگرایی تنها در چارچوب خاصی امکان روایت پیدا میکند. نهاد رسمی منفعل است، اما نیروهای ایدئولوژیک و فردِ مؤمنِ خارج از بروکراسی، حامل حقیقت و کنش مؤثر معرفی میشوند. این الگو، بیش از آنکه روایت یک پرونده جنایی باشد، بازتاب یک منطق فکری است.
در چنین بستری، تأکید کارگردان بر «حیا»، «عدم بیانیهبودن» و «عدم سوءاستفاده از سوژه» معنای تازهای پیدا میکند. فیلم قرار نیست پرسش را تا انتها باز بگذارد؛ قرار است آن را به سمت پاسخی هدایتشده سوق دهد. این همان نقطهای است که سینما، آگاهانه یا ناآگاهانه، جای منبر را میگیرد.
«غوطهور» پیش از آنکه با قضاوت زیباییشناختی سنجیده شود، باید بهعنوان یک نشانه خوانده شود: نشانهای از اینکه در سینمای رسمی ایران، نه فقط سوژهها، بلکه قهرمانان، نهادها و حتی شیوه حل بحران نیز باید معناگذاری شوند. پرسش نهایی همچنان پابرجاست؛ آیا این سینما، عرصهی گفتوگوی اجتماعی است یا تریبونی مدرن برای بازتولید روایتهای از پیشتعیینشده؟