نقد و بررسی فیلم Hokum| بازگشت کارگردان Oddity با یک کابوس تازه و خیرهکننده

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلمساز یکی از بهترین آثار ترسناک دهه ۲۰۲۰، یعنی Oddity، با یک اثر تسخیرکنندهٔ تازه بازگشته است؛ فیلمی که در عین پرداختن به مضامین مشابه، هرگز تکرار مسیر پیشین خود نیست. «مزخرفات» (Hokum) نیز همچون Oddity با عناصر «فولکهارر» و این ایده بازی میکند که خشونت دنیای واقعی میتواند نیرویی ماورایی را بیدار کند، اما در نهایت کاملاً روی پای خود میایستد. نخستین همکاری دیمین مککارتی با کمپانی نئون، اثری است که بسیاری از امضاهای شخصی او را در خود دارد؛ فیلمی عمدتاً تکلوکیشن که از آثاری چون The Shining و The Innocents الهام میگیرد، اما در عین حال جایگاه مککارتی را بهعنوان یکی از صداهای مهم امروز ژانر ترسناک تثبیت میکند. اگر Caveat و Oddity نوید آیندهای درخشان را میدادند، «مزخرفات» تحقق همان وعده است.

آدام اسکات در بهترین نقشآفرینی سینمایی خود، در نقش اُهم بائومن ظاهر میشود؛ نویسندهٔ مشهور داستانهای ترسناک که بهوضوح یادآور شخصیتهای نویسندهمحور آثار استیون کینگ است. بائومن برای پاشیدن خاکستر پدر و مادرش به هتلی دورافتاده در ایرلند میرود؛ همان جایی که والدینش ماهعسل خود را گذرانده بودند. او قصد دارد خاکسترشان را کنار درختی سرخچوب بریزد که در عکس قدیمی مادرش دیده میشود. مادر اُهم سالها پیش در حادثهای تراژیک جان باخته و او همچنان درگیر رنج آن فقدان است. پدرش نیز در غم و الکل غرق شد و زندگی اُهم را به جهنم تبدیل کرد. یکی از جزئیات ظریف و هوشمندانهٔ فیلم، لحظهای است که اُهم خاکستر مادر را با احترام زیر درخت میگذارد، اما خاکستر پدر را با بیمیلی و بیاعتنایی میریزد؛ گویی انجام وظیفهای ناخواسته.
هتل ایرلندی پر از شخصیتهای عجیبوغریب است؛ از جمله زنی به نام فیونا (فلورنس اُردش) که کمی پس از گفتوگویی کوتاه با اُهم، پس از جشن هالووین ناپدید میشود. بهدلیل اتفاقی دیگر (که فیلم آن را لو نمیدهد) و نیز بهنوعی تلاش برای نجات مادری که نتوانست نجات دهد، اُهم احساس میکند به فیونا بدهکار است و جستوجوی او را آغاز میکند؛ حتی زمانی که مردان منطقه، از جمله مدیر هتل، عملاً از پیدا کردن او ناامید شدهاند. وقتی اُهم پیشنهاد میدهد که شاید باید «سوییت ماهعسل»، بخشی قفلشده از هتل، را جستوجو کنند، همه مخالفت میکنند. چون بهگفتهٔ آنها، «جادوگر» آنجاست.
«مزخرفات» در ظاهر داستانی ساده دارد: نویسندهای خشمگین و الکلی که به دل جهنم میرود تا حقیقت ناپدید شدن یک زن را کشف کند. اما این سادگی چیزی از مهارت خیرهکنندهٔ مککارتی و گروهش کم نمیکند. نخست، فیلمبرداری مسحورکنندهٔ کولم هوگان است؛ مدیر فیلمبرداری Oddity که استاد استفاده از قاببندی، فضای خالی و سایههاست، بدون آنکه به تقلید مستقیم از آثار الهامبخش فیلم متوسل شود. زبان بصری «مزخرفات» بهطرزی نامحسوس اما مؤثر عمل میکند؛ دوربین اغلب در نقطهدید اُهم میماند و ما را وادار میکند همانقدر که او میترسد، از تاریکی پیشرو بترسیم. برخی از صحنههای فیلم از ترسناکترین لحظات سال هستند؛ بدون آنکه به نمایشهای اغراقآمیز یا جامپاسکرهای بیهدف متکی باشند. فیلم بهجای شوک لحظهای، زیر پوست تماشاگر میخزد.
ریتم فیلم نیز حاصل همکاری دقیق مککارتی با تدوینگر، برایان فیلیپ دیویس است. تدوین در فیلمهای ترسناک نقشی حیاتی دارد و هوکم نمونهای عالی از این اهمیت است؛ فیلم در میان اتاقهای تسخیرشده و راهروهای هولناک شناور است و دقیقاً میداند چه زمانی باید ما را در نقطهدید اُهم حبس کند و چه زمانی تنش را رها سازد. فیلم از تعداد محدودی لوکیشن استفاده میکند و همین باعث میشود طراحی و ساختار آن همچون یک «خانهٔ عروسکی تسخیرشده» کاملاً حسابشده و بینقص باشد.
بازی اسکات نیز ستون دیگر موفقیت فیلم است. او بازیگری است که گاهی سکوتش از دیالوگهایش تأثیرگذارتر است؛ ترس فزاینده، پشیمانی عمیق و حتی شخصیت آزاردهندهٔ اُهم را بدون تلاش برای دوستداشتنی جلوه دادن او منتقل میکند. اُهم آدم خوشایندی نیست؛ مردی که حتی کسی را که از او مشورت شغلی میخواهد، تحقیر میکند. همین امتناع فیلم از تبدیل او به «قهرمان دوستداشتنی ژانر ترسناک» باعث میشود واقعگرایی اثر تقویت شود؛ تا جایی که تماشاگر گاهی با خود فکر میکند شاید این مرد واقعاً سزاوار سفر به جهنم باشد و بهنظر میرسد خود اُهم هم همین را میپندارد.
در سالهای اخیر نسل تازهای از فیلمسازان ترسناک ظهور کردهاند؛ از جمله آز پرکینز و زک کرگر، اما بسیاری از این صداها پس از یکی دو فیلم محو میشوند. پیشبینی آیندهٔ این ژانر دشوار است، اما در آثار مککارتی چیزی واقعاً ویژه وجود دارد؛ نوعی نگاه کلاسیک به ترس که هرگز کهنه نمیشود. او بهجای تکرار کلیشهها، بر پایهٔ سنتها بنایی تازه و هولناک میسازد؛ آمیزهای از تاریخ فولکلور، شخصیتپردازی غنی، فضاسازی دقیق و نوعی عدالت تقریباً کتابمقدسی.
عنوان فیلم نیز همچون چالشی برای کسانی است که داستانهای ارواح را «خرافات» میدانند. افسانههای جادوگران ایرلندی نسلهاست که روایت میشوند؛ نه فقط برای ترساندن، بلکه چون به حقیقتی عمیق اشاره دارند. «مزخرفات» از بسیاری از آثار مشابه خود فراتر میرود، زیرا رنج و مسیر شخصیتش را جدی میگیرد و حتی در لحظات غیرممکن نیز هرگز چشمکی به تماشاگر نمیزند. افسانهها را دستکم بگیرید، به خطر خودتان.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.