جستجو در سایت

1405/05/15 16:15

۹ شباهت جالب فیلم باب اسفنجی با حماسه ادیسه؛ وقتی اسفنج دریایی جای اودیسئوس را می‌گیرد

۹ شباهت جالب فیلم باب اسفنجی با حماسه ادیسه؛ وقتی اسفنج دریایی جای اودیسئوس را می‌گیرد
فیلم The SpongeBob SquarePants Movie در نگاه اول چیزی جز یک ماجراجویی بامزه و دیوانه‌وار برای مخاطبان مجموعه محبوب باب اسفنجی نیست؛ اما پشت این داستان رنگارنگ، شباهت‌های شگفت‌انگیزی با یکی از قدیمی‌ترین و تأثیرگذارترین آثار ادبی تاریخ، یعنی ادیسه هومر، پنهان شده است.

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| حماسه ادیسه هومر نزدیک به ۲۷۰۰ سال است که بر شیوه داستان‌گویی تأثیر گذاشته و ردپای آن را می‌توان در بسیاری از آثار مدرن پیدا کرد. بااین‌حال، کمتر کسی انتظار داشت یکی از وفادارترین اقتباس‌های غیرمستقیم این اثر را در قالب ماجراجویی‌های یک اسفنج زردرنگ در شهر بیکینی باتم پیدا کند. فیلم The SpongeBob SquarePants Movie که در سال ۲۰۰۴ اکران شد، در بسیاری از بخش‌ها ساختار و حتی شخصیت‌ها و موقعیت‌های ادیسه را به شکلی طنزآمیز بازسازی می‌کند.

باب اسفنجی همان اودیسئوس است


قهرمان اودیسه شخصیتی پیچیده است؛ اودیسئوس گاهی به‌دلیل تصمیم‌های اشتباه خود اطرافیانش را به خطر می‌اندازد، اما در نهایت اراده، شجاعت و پشتکار اوست که باعث می‌شود مسیر دشوار بازگشت به خانه را ادامه دهد.

باب اسفنجی نیز نسخه‌ای بسیار متفاوت اما قابل‌تشخیص از همین الگو است. او در طول سفر خود اشتباهات مختلفی مرتکب می‌شود، اما نیت خوب و عزم شکست‌ناپذیرش باعث می‌شود مأموریتش را به سرانجام برساند. مهم‌تر اینکه این سفر باعث بلوغ شخصیتی او می‌شود و در نهایت به جایگاهی می‌رسد که از ابتدا آرزویش را داشت: مدیریت رستوران Krusty Krab 2.

شاه نپتون و پرنسس مایندی؛ نسخه باب اسفنجی پوزئیدون و آتنا


در ادیسه، خشم پوزئیدون یکی از مهم‌ترین عواملی است که مسیر بازگشت اودیسئوس را دشوار می‌کند. در مقابل، آتنا همواره به‌عنوان راهنما و حامی قهرمان داستان در کنار او قرار دارد.

فیلم باب اسفنجی نیز همین رابطه را با شخصیت‌های زیرآبی خود بازسازی می‌کند. شاه نپتون که معادل رومی پوزئیدون محسوب می‌شود، باب اسفنجی را در ابتدای مسیر با مشکل مواجه می‌کند و حتی حاضر نیست به او فرصت دهد بی‌گناهی آقای خرچنگ را ثابت کند.

در سوی دیگر، پرنسس مایندی نقش راهنمای باب اسفنجی و پاتریک را برعهده دارد. جالب اینکه نام مایندی در واقع کوتاه‌شده مینروا است؛ الهه رومی جنگ که معادل آتنا در اساطیر یونانی محسوب می‌شود.

نقشه پلانکتون برای تصاحب بیکینی باتم یادآور آنتینوس است


در ادیسه، اودیسئوس باید هرچه سریع‌تر به ایتاکا بازگردد؛ چراکه آنتینوس، یکی از خواستگاران پنه‌لوپه، قصد دارد با ازدواج با او کنترل پادشاهی را به دست بگیرد.

در فیلم باب اسفنجی، پلانکتون تقریباً همین نقش را ایفا می‌کند. او با دزدیدن تاج شاه نپتون و نسبت دادن این کار به آقای خرچنگ، زمینه نابودی رقیب خود را فراهم می‌کند. پس از منجمد شدن آقای خرچنگ توسط نپتون، پلانکتون کنترل بیکینی باتم را به دست می‌گیرد و باب اسفنجی و پاتریک باید پیش از آنکه شهر کاملاً تحت سلطه او قرار بگیرد، مأموریت خود را به پایان برسانند.

حتی وضعیت آقای خرچنگ پس از منجمد شدن نیز می‌تواند تداعی‌کننده شرایط پنه‌لوپه باشد؛ زنی که زندگی‌اش در انتظار بازگشت همسرش، اودیسئوس، عملاً متوقف شده است.

کیسه باد؛ یکی از مستقیم‌ترین ارجاعات به ادیسه


یکی از جالب‌ترین شباهت‌های دو اثر، کیسه باد است. در حماسه هومر، آئولوس، فرمانروای بادها، کیسه‌ای حاوی بادهای نامساعد را به اودیسئوس می‌دهد تا سفرش آسان‌تر شود. بااین‌حال، خدمه او به‌اشتباه کیسه را باز می‌کنند و کشتی از مسیر خود منحرف می‌شود.

در فیلم The SpongeBob SquarePants Movie نیز پرنسس مایندی کیسه‌ای از باد را در اختیار باب اسفنجی و پاتریک قرار می‌دهد. اما پاتریک خیلی زود آن را باز می‌کند و باد حاصل، آن‌ها را از مسیر خارج می‌کند. در نهایت این دو شخصیت مجبور می‌شوند برای ادامه مسیر از دیوید هَسِلهُف کمک بگیرند.

رستوران Goofy Goober همان سرزمین لوتوس‌خوران است


در یکی از مشهورترین بخش‌های ادیسه، اودیسئوس و همراهانش به سرزمینی می‌رسند که ساکنان آن از گیاهی موسوم به لوتوس تغذیه می‌کنند. مصرف این گیاه باعث می‌شود افراد دچار فراموشی و بی‌تفاوتی شوند و دیگر تمایلی برای بازگشت به خانه نداشته باشند.

در فیلم باب اسفنجی، رستوران Goofy Goober همین نقش را با زبان طنز برعهده دارد. باب اسفنجی و پاتریک پس از ناکامی باب در رسیدن به جایگاه مدیر، ساعت‌ها در این رستوران بستنی می‌خورند و گذر زمان را فراموش می‌کنند.

بستنی در اینجا همان نقشی را دارد که گل لوتوس در ادیسه ایفا می‌کند: وسوسه‌ای شیرین که قهرمانان را از هدف اصلی‌شان دور می‌کند.

Thug Tug نسخه‌ای از غول‌های لایسترگون است


اودیسئوس و خدمه‌اش در مسیر بازگشت با موجودات و قبایل خطرناکی روبه‌رو می‌شوند. یکی از این گروه‌ها لایسترگون‌ها هستند؛ غول‌هایی خشن که به گروه اودیسئوس حمله می‌کنند و باعث مرگ بسیاری از همراهان او می‌شوند.

در فیلم باب اسفنجی، Thug Tug نسخه‌ای طنزآمیز از همین موقعیت است. باب اسفنجی و پاتریک برای پیدا کردن یک کاردک وارد این بار خطرناک می‌شوند و خود را در میان گروهی از ماهی‌های بزرگ و خشن می‌بینند.

دو قهرمان داستان در میان این غول‌های دریایی بسیار کوچک و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسند و تنها با زحمت فراوان می‌توانند از آنجا جان سالم به در ببرند.

پیرزن بستنی‌فروش؛ نسخه‌ای از سیرن‌های مرگبار


در اساطیر یونان، سیرن‌ها موجوداتی هستند که با آواز فریبنده خود دریانوردان را به سوی مرگ می‌کشانند. اودیسئوس برای مقاومت در برابر وسوسه آن‌ها، گوش خدمه‌اش را با موم می‌پوشاند و خودش را به دکل کشتی می‌بندد تا بتواند آواز سیرن‌ها را بشنود بدون اینکه به سوی آن‌ها برود.

در فیلم باب اسفنجی، این ایده به شکلی بسیار عجیب‌تر و البته بامزه‌تر بازسازی شده است. پیرزن بستنی‌فروش باب اسفنجی و پاتریک را با بستنی وسوسه می‌کند؛ چیزی که دقیقاً همان نقشی را دارد که آواز سیرن‌ها برای اودیسئوس داشت.

اما ماجرا خیلی زود به یک کابوس تبدیل می‌شود، زیرا پیرزن چهره واقعی هیولایی خود را نشان می‌دهد و دو قهرمان به‌سختی از این موقعیت فرار می‌کنند.

گودال همان سرزمین مردگان است


یکی دیگر از مراحل مهم سفر اودیسئوس، ورود او به دنیای مردگان است؛ جایی که با ارواح مردگان روبه‌رو می‌شود و از پیشگویی‌های تیرسیاس برای ادامه مسیر خود استفاده می‌کند.

در فیلم باب اسفنجی، The Trench یا همان گودال عمیق دریایی، نقش مشابهی دارد. مایندی به باب اسفنجی و پاتریک می‌گوید تنها راه رسیدن به شهر صدفی، عبور از این منطقه خطرناک است.

فضای سبز و مه‌آلود گودال و موجودات عجیب ساکن آن، تصویری شبیه به جهان زیرین ایجاد می‌کنند. باب اسفنجی و پاتریک با لباس‌های مبدل وارد این منطقه می‌شوند و در نهایت از موجودات ساکن آن برای ادامه مأموریت خود کمک می‌گیرند.

غواص غول‌پیکر همان سیکلوپ است


تقریباً همه علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک با داستان پولوفموس، سیکلوپ یک‌چشم ادیسه، آشنا هستند. اودیسئوس و همراهانش در غار او گرفتار می‌شوند و برای فرار از این غول آدم‌خوار مجبور به استفاده از نیرنگ می‌شوند.

فیلم باب اسفنجی نیز نسخه‌ای کاملاً متفاوت از این موجود را ارائه می‌دهد. نزدیک به شهر صدفی، باب اسفنجی و پاتریک با یک غواص غول‌پیکر روبه‌رو می‌شوند که کلاه غواصی قدیمی او مانند چشم بزرگ یک سیکلوپ طراحی شده است.

غواص، باب اسفنجی و پاتریک را می‌گیرد و آن‌ها را با خود می‌برد؛ اما برخلاف پولوفموس، قصد خوردن آن‌ها را ندارد و در نهایت آن‌ها را به شهر صدفی می‌رساند. به این ترتیب، یکی از مشهورترین ماجراهای ادیسه به پایانی کاملاً باب‌اسفنجی‌وار تبدیل می‌شود.

یک اقتباس ادیسه‌ای که خودش را جدی نمی‌گیرد
شباهت‌های میان The SpongeBob SquarePants Movie و ادیسه نشان می‌دهد که فیلم ۲۰۰۴ تنها یک ماجراجویی کودکانه ساده نیست. سازندگان فیلم، ساختار سفر قهرمان، شخصیت‌ها و حتی برخی از مشهورترین اتفاقات حماسه هومر را برداشته و آن‌ها را با دنیای عجیب‌وغریب باب اسفنجی ترکیب کرده‌اند.

شاید همین ترکیب غیرمنتظره است که باعث می‌شود فیلم، حتی سال‌ها پس از اکران، همچنان اثری سرگرم‌کننده و قابل‌توجه باشد؛ فیلمی که هم برای کودکان یک ماجراجویی بامزه است و هم برای مخاطبان بزرگ‌تر، مجموعه‌ای از ارجاعات هوشمندانه به یکی از مهم‌ترین آثار ادبی تاریخ.


 

نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image