جستجو در سایت

1404/12/14 15:47
رویارویی خیر و شر در قاب رمضان

بهترین سریال های ماورایی ماه رمضان؛ از او یک فرشته بود تا احضار

بهترین سریال های ماورایی ماه رمضان؛ از او یک فرشته بود تا احضار
در این مطلب، به بهانه پخش سریال «ساهره» در ماه رمضان 1404، نگاهی به بهترین سریال‌های ماورایی پخش‌شده از تلویزیون در ماه رمضان انداخته‌ایم.

اختصاصی سلام سینما؛ حسن حقیقی: پای محصولات نمایشی با مضمون‌های ماورایی و ماوراءالطبیعه با احتیاط و با مضمون رویاهای صادقه و ارائه تصویری جسمانی از شیطان‌ به تلویزیون باز شد. استقبال توام با غافلگیری از این دست آثار در اولین گام‌ها، بستر ایجاد یک رویکرد ساختاری برای تدارک آثار نمایشی در سالهای بعد شد.

در چنین شرایطی و در روزهای تکامل و قدرت افزایی چشمگیر محصولات هالیوودی در قالب تخیلی و در مقابلش کاهش سرمایه‌گذاری و ریسک‌پذیری در این زمینه در سینمای ایران، تلویزیون اما در دوره‌ای چند ساله سراغ این شکل روایی و به نوعی میانبرگونه در طرح مضامین حساس اخلاقی و دینی رفت. رویکردی مثبت و تاحدودی غافلگیرکننده در سریال‌های ماه رمضان و منجر به تولید آثاری موفق در انتقال مفاهیم دینی که متاسفانه دچار آفت تکرار و پس از حیاتی کوتاه، یکباره کنار گذاشته شد و در سالهای اخیر بازگشتی متفاوت به عرصه تولید ویژه این ایام دارد.

مجموعه‌های نمایشی با ساختار تخیلی و ماورایی که می‌توانست تا سال‌ها خوراک سریال‌های موفقی باشد، در دوره‌ای کوتاه گرفتار سرنوشت بسیاری از رویکردهای گذرا و غیرمتعادلِ تولید بی‌درنگ، بناگاه به مرحله دلزدگی و توقف و نهایتا درهای خروج رسید. شروع پرجلوه تولید آثار ماورایی بسان تولید دوره‌ای و بی‌تناسب آثار کمدی یا اجتماعی و حتی اکشن در دهه‌های گذشته در سینمای ایران روی تعادل را به خود ندید تا همچون تب‌های زود به عرق نشسته، این قالب روایی نیز تقریبا یک دهه به خاطره دور و محو رمضانی تبدیل گردد. تا اینکه بالاخره پس از سالها علیرضا افخمی مبدع و مبدا این گونه نمایشی تجربه‌ای متفاوت از عالم سِحر و جادو را با سریال «احضار» به ثبت رساند. علل و عوامل رویکرد جسته‌ گریخته در تولید چنین آثاری را می‌توان در مواضع مخالف و مختلف موجود در قبال محتوای حساس مضمونی‌شان هم جستجو کرد. جایی‌که در گذر آن دهه‌ی پر‌ رونق در تولید این دست آثار، همیشه دردسرهای خرافه‌گرایی و تحریف در اصول دینی، تهدیدی جدی سر راه ساخت بود. آنهم در شرایطی اقبال عمومی فراوان به مرور ضریب حساسیت‌های موجود را افزایش داد. چنانکه در روندی با شیبی تند، تولید هر اثری در سایه‌ی احتیاط و عبور از فیلترهای مختلف و گرفتن تاییدیه و استعلامات لازم شرعی و دینی، ممکن، اما برای مدیران و عوامل فرسایشی محسوب میشد. در نتیجه به واسطه اعمال‌نظرها و ایجاد فاصله میان ایده و مضمون با خروجی و اجرا، کاهش ریسک پذیری در سرمایه‌گذاری منجر به خروج گزینه‌های این چنین از چرخه تولیدات رمضانی شد. استعانت از یک عالم دینی با عنوان مشاور مذهبی در تیتراژ و حین ساخت در این سالها تقریبا تبدیل به امری واجب و آشنا بود که البته در تکثر عقاید کفاف تولید بی‌دردسر یک سریال را هم نمی‌داد.

در رویکرد و سیاست پرداخت و تولید گاه‌به‌گاه آثار ماورایی، امسال «ساهره» باردیگر در ساحتی تازه در باب بازگشت به خویش و عقوبت دنیوی و اخروی اعمال روی آنتن و در معرض نگاه مخاطب قرار گرفت. با این پیشفرض و عنوان در ابتدای تیتراژ که، آنچه خواهیم دید روایتی برخاسته از خیال است و افسانه‌ای که در واقعیت امکانش وجود ندارد.
به همین مناسبات شاید بد نباشد مرور کلی آثاری با مضمونهای مشابه که در دوره‌ای نگاه مخاطب بیشماری را سمت خود جلب کرد.

 

سریال کمکم کن (قاسم جعفری)

برای اولین بار تلویزیون عرصه را برای فضاهای کمتر کار شده داستانی ماورایی فراهم کرد تا دریچه‌ای متفاوت و تاثیرگذار از تجسم اعمال در عالمی دیگر به رویش گشوده شود. قاسم جعفری از کارگردانان نوگرا و اهل ریسک آنروزهای تلویزیون، خطر این پاگشایی محتوایی و موضعگیری‌های احتمالی آینده را به جان خرید تا سریالی به مرحله تولید برسد که در سال‌های آینده رهروان بسیاری نیز یافت. «کمکم کن» به مدد قصه و روایتی تازه در موضوعی متافیزیکی و به مدد رویای جوان در کمارفته قدم اول را محکم برداشت. جوان خطاکار و از کما بازگشته‌ای، مسئول حلالیت‌طلبی از هم اتاقی‌های بیمارستانی‌اش می‌شود که در برزخ اعمال ناصحیح گرفتارند. بازخورد‌های اولیه نشان از موثر افتادن نیت و هدف سریال می‌داد، چرا که سرگذشت آدم‌های در اسارت عقوبت گناه از جنس همان داستان‌های عبرت‌آموز و کنجکاو‌ی‌برانگیزی بود که در خود مفاهیم نهفته اعتقادی و دینی بسیار داشت. از طرفی تماشای سرگذشت آدم‌ها از انتها و در روزهای استیصال آنها، گیرا و چه‌بسا سهل‌تر از روایت آثاری شد که در شکل دادن سرانجام کاراکترهای‌ خود به مشکل برمی‌خورند. کمکم کن البته به عنوان پیشگام ضمن روایت خویش، مسئول ایجاد آشنایی و رضایت مخاطب با موضوعی سوال‌برانگیز از عالم دیگر نیز بود که نظرگیر شدن سعی آن از پی پرسش‌های بی‌شمار در زمان پخش پیدا بود. از جمله امتیازات مهم سریال در ارتباط با اقشار حداکثری مخاطب، ساده‌سازی روایت و مفاهیم از ایمان و پاداش و سزای عمل نیک و بد بود.

سریال او یک فرشته بود (علیرضا افخمی)

علیرضا افخمی پای مضمونی را به آثار این ماه باز کرد که تا مدتها الگوی روایی و دستمایه ساخت آثار مختلف شد. رعایت اصل غافلگیری شاید بهترین توصیف در قبال اثری بود که در قسمت‌های ابتدایی کمتر نشانی از ابعاد ماورایی با مایه‌های حلول شیطان داشت.

سریال به شیوه‌ای قطره‌چکانی همپای داستان، صورت ماورایی‌اش را نشان مخاطب داد. با محور قرار دادن زندگی کسی که در ایمانش خودستایی و کبر ورزید و همین منشا گمراهی‌اش شد. نمایش محک ایمان در آزمون هوای نفس از راه ارائه تصویر جسمانی از شیطان، تفهیم درست گزار‌ه‌ مضمونی اثر بود. علیرضا کاظمی‌پور بعدها با همین فرمول، سرنوشت مشابه با بهزاد او یک فرشته بود را برای حاج فتوحی میوه ممنوعه تکرار کرد. نقطه قوت سریال رویارویی انسان و شیطان و امکان همزیستی‌شان تحت تاثیر وسوسه‌های شیطانی، در قالبی ساده و فهم‌شدنی و تامل برانگیز بود.

از اولین دفعاتی هم بود که تصویری پررنگ و محوری از روحانیت در یک اثر نمایشی نقش بست.

در اثبات اقبال عمومی و شهرت سریال همین بس که رضا توکلی در مصاحبه‌ای اعلام کرد، در اوسط تولید و پخش همزمان، خیابان محل فیلمبرداری در اثر تراکم حضور جمعیت بسته می‌شد.

سریال اغما (سیروس مقدم)

«اغما» با استمداد از عالم ماوراء دوباره راوی همزیستی انسان و شیطان در جامه دوست شد. منظری تازه از فریفتگی ابلیس و غفلت انسانی با چاشنی مورد انتظار از این آثار. با این تفاوت که روایت هوشمندانه اثر، کدهای داستانی‌اش را بر طبق اندوخته‌های ما از «او یک فرشته بود» و برپایه دامن زدن بر گمانه‌زنی‌های ما در جستجوی کیستی شیطان استوار ساخت و خوب بیننده را تا نیمه‌های اثر در برزخ وجود و عدمش نگاه داشت. همچون بهزاد «او یک فرشته بود» و حاج فتوحی «میوه ممنوعه»، سقوط ایمانی دکتر پژوهان نیز از یک لغزش زبانی و قلبی آغاز گشت و او را تا مرزهای تسلیم شدن محض شیطان برد. اولین عامل ایجاد پایبندی در مخاطب را نیز عمل موفق‌آمیز دکتر پژوهان با یاری غیرعادی الیاس رقم زد. حساسیت‌ها از اینجا بالا گرفت و افزون نیز شد. وقتی همراهی دکتر و الیاس در روندی غیرعادی شفایافتگان دیگری هم پیدا کرد، سیر اتفاقات اثر اما با اعلام نقاب انسانی شیطان ابعاد تازه‌ای پیدا کرد و روایت اثر مسیر حساسیت‌زایی را به سوی رهایی دکتر از بند شیطان هدایت کرد. تمهیدات روایی و حرکت سریال روی لبه تیز واقعیت و خیال به اضافه روایت در بستری دلهره‌آمیز در نهایت جانب معنوی اغما را تضعیف نکرد تا اثری شکل بگیرد که نصایح اخلاقی و اعتقادی مستتر تا جذابیت‌های ساختاری را توامان داشته باشد. اغما نیز به‌واسطه نکات مثبت روایی و داستانی به جمع آثار به یادماندنی رمضانی تلویزیون پیوست.

سریال ملکوت (محمدرضا آهنج)

همراهی فرشته و انسانی در حال احتضار، جریان محتوایی قالبش بود و محمد‌رضا آهنج این مبنای حرکتی را برای توصیف زشت و زیبای افعال انسانی واسطه گرفت. حال این‌که نمایش عالم ملکوتی برزخ و فرشته ناظر بر اعمال شاید دستاوردی ارزشمند باشد، اما نه در فقدان عنصر تناسب و پرداخت داستانی.

«ملکوت» با سیاق آشنای داستان‌های ماورایی در اینجا مروری موعظه‌گون می‌کند بر کرده و ناکرده فردی که تصادف او را در آستانه مرگ و کوتاهی دستش از دنیایی قرار می‌دهد که سودجویی و تفرعن نزدیکان به آن چنگ انداخته است.

بنای روایت روی پایه‌های ارتباط غیرجسمانی مرد با فرشته‌ای که قرار است پرده از اشتباهاتش بگشاید و منجی نامه اعمالش گردد، اما در روندی ایستا، جنبه تصنع‌اش چنان پررنگ بود که جلوه‌های ویژه کامپیوتری نیز تنها بر شدت ضعف‌هایش می‌افزاید. سریال اجرای موفق مطابق با طرح ابتدایی پرقوتش نداشت.

سریال آخرین گناه (حسین سهیلی‌زاده)

تجسم اعمال از طریق چشمان برزخی بستر اصلی داستان «آخرین گناه» بود؛ موضوعی که راه می‌داد برای طرح انواع و اقسام قصه‌ها و مضامین اخلاقی و انسانی.

داستان اثر هم به نوعی با سوار شدن بر عامل چشمان برزخی و مانور روی دامنه تاثیرات آن بنیانگذاری می‌شود و روایتگر سهم بردن نابجا و ناخواسته فردی از چشمان برزخی برای برآوردن تمنای دنیایی عده‌ای است. در حالی که بالقوگی بستر سوءاستفاده از این چشمان، آخرین گناه را مهیای رهنمون شدن به ارائه درونمایه‌ای دینی و جذاب می‌کرد، اما متاسفانه در نبود انسجام داستانی، استفاده بیش از اندازه و ابزاری از تم اصلی، مفهوم نبودن حرف و نیت اثر و خارج شدنش از مسیر اصلی را منجر می‌گردد. پیامد آن نیز هدر رفتن مضمون بکری است که می‌توانست آخرین گناه را در دسته آثار مانای رمضانی قرار دهد، اگر سریال پرداختی قوام یافته‌تر در قالب داستانی تامل برانگیزتر را ارائه می‌کرد. آخرین گناه نهایتا اگرچه به علت تازگی سوژه همراهی ایجاد کرد، اما روایت پراکنده و اصرار بر نمایش پرتنوع از تجسم اعمال گناهکاران، سویه نابسامانی ساختاری را در آن جلوه‌گر کرد.

سریال روز حسرت (سیروس مقدم)

توفیق اغما و بستر بهینه فضاهای ماورایی برای طرح بسیاری از هنجارها و ناهنجاری‌های اجتماعی و اخلاقی موجب شد سیروس مقدم این‌بار از زاویه‌ای دیگر رهیافتی ارائه دهد برای برون‌رفت از پیله‌های دنیایی و مادی و همچنین رهایی از اعمالی با سرانجام حسرت. در اینجا رویای صادقه مجالی می‌شود برای بیان قصه غفلت انسان و نهیب کردار غلط. همچنان‌که از پهلوی نمایش خودفریبی و غرق گشتن در دنیای مادی تلنگری می‌زند به چگونگی خروج از مسیر حق و حقیقت. پدری بی‌خبر از همه‌جا، مادری منادی ایمان و آگاهی به همراه فرزندی ناخلف از مجریان قصه‌ای هستند که مدح و تبلیغ دانایی و پرهیزکاری را سرلوحه خویش قرار می‌دهد. از این منظر سرگشتگی، ایمان و گناه به عنوان سه ضلع شخصیتی سریال و از ارکان اصلی بیان چاه و چاره آن به مخاطب هستند. شخصیت‌هایی که در عین توجه‌برانگیز بودن و قرار گرفتن در خدمت مفاهیم اثر، عامل موازنه پیام آموزگاری و بیم‌دهی در باب رفتارهای انسانی نیز شدند. «روز حسرت» از دل فضای پررنگ معنوی و اخلاقی‌اش که سایه ماورایی‌اش نیز تا حدودی رنگ و بوی تکرار دارد، توفیق گریزهای فراوان به موضوعات اجتماعی روز را هم پیدا می‌کند و به‌واسطه این مجرای داستانی عرضه کمال یافته‌‌ای دارد که باب دل مخاطب می‌شود.

روز حسرت از آن دست تولیداتی بود که به سبب حساسیت‌های موجود، مشمول تولید و پخش همزمان و قسمت به قسمت برای کسب استعلام و تایید در میانه‌های راه شد و تا جاییکه این توقف چند روزه پخش را موجب شد.

 

سریال پنجمین خورشید (علیرضا افخمی)

سربلند ساختن آثاری چون «او یک فرشته بود» و «زیرزمین»، بها و بهانه محکمی بود برای کارگردانی «پنجمین خورشید» توسط علیرضا افخمی تا دوباره با تکیه بر دنیای ماوراءالطبیعه و البته اینجا از حیث بن‌مایه فانتزی نگاهی داشته باشد بر چگونگی تاثیر انتخاب و اختیار بر زندگی. در پنجمین خورشید، یک کتیبه با قابلیت عبور از زمان محور مهم شکل‌گیری و بسط داستان اثر است.

در واقع این عامل موتور محرکه‌ای است برای روایت زندگی شخصی که آگاهی از آینده او را متمایل به رقم زدن آتیه‌ای محتوم و دست‌ساز از جنس آرامش برای خانواده‌اش می‌کند.

مانور سریال روی گذشته و آینده‌ای غیرمنفک از هم و البته در راستای نمایش غیرممکن بودن دست بردن در جزءجزء تقدیر آدمی از نقاط قابل اتکای «پنجمین خورشید» بود. چنانکه سریال در راستای ایجاد فهم قدردانی از حال و گرفتن منطقی‌ترین تصمیم‌ها برای حصول بهترین احوال‌ها در آینده نیز هر چند بی‌اشکال نیست، اما مبنای روایی درستی در پیش گرفت. 

«پنجمین خورشید» علیرغم اشکالات موجود، دیده شد و حسن ختامی قانع‌کننده نیز پوششی گشت بر نقطه ضعف‌های ریز و درشتش، وقتی فانتزی و خیال را با واقعیت ترکیب کرد.

سریال پنج کیلومتر تا بهشت (علیرضا افخمی)

سریال تازه علیرضا افخمی، نیز اثری در حال و هوایی ماورایی و محصول داستان همراهی دو روح با عقبه‌ای متفاوت است که یکی در پی بازگشت به دنیا و دیگری ترک توام با آرامش از این جهان است. سریال از درون سرشت پاک انسانی که سوء‌قصد او را تا مرزهای دنیایی دیگر برده، پلی می‌زند به تحول بنیادین از راه توبه و همچنین راه داستانی می‌یابد به خواب‌های نجات‌بخش صادقه.

ماجرای کلی، حول محور تعلیق مرگ و زندگی است اما تنها کفاف بخشی از جذابیت‌های اثر را می‌دهد و اطناب بخشیدن به قصه و به درازا کشیدن غیرملزومش، تقریبا روایت را از نیمه فرسوده کرده و از رمق می‌اندازد. سریال البته به سبب نوگرایی مضمونی و نگاه دغدغه‌مند از این امتیاز برخوردار است که سرنوشت شخصیت‌هایش را آنچنان مهم جلوه دهد که عدم پیگیری‌اش کار راحتی نباشد.

سریال از میانه درگیر ماجرای تلخ خودکشی کودکی شد که به تاسی از سریال خودش را حلق‌آویز کرد تا روحش، همچون شخصیت‌های سریال به پرواز درآمده و هر جا میخواهد برود. موضوعی که کار را به شکایت خانواده کودک و فشار مضاعف بر تلویزیون کشاند و بی‌تاثیر در تعدیل و توقف ساخت آثاری با مایه‌های ماورایی در سالهای بعد نبود.

سریال سقوط یک فرشته (بهرام بهرامیان)

یکی، دو تجربه متفاوت و تابوشکن در ساعت شنی و پریناز که هر کدام در دوره‌ای طعم توقیف را چشیدند، دستپخت جدید بهرام بهرامیان را کنجکاوی‌برانگیز می‌کرد. سقوط یک فرشته، از حیث محتوا نزدیک به دیگر آثار ماورایی رمضان‌های گذشته و در اجرا بسیار پرشباهت با اثر سینمایی بهرامیان در ژانر وحشت یعنی آل بود. سویه پررنگ و وحشت‌آفرین اثر نیز ناشی از تمرکز روی علامت سوال و ابهام در موجودیت شیطان با تمهید نریشن روی اثر بود. مبنای روایت همچون تجربه‌های مضمونی مشابه، درباره حلول شیطان و چگونگی نیروی ستیزه‌جویش در راه رخنه کردن در درون مومنین واقعی و فریفتن افراد سست ایمان بنیان نهاده شده بود. در حضور قطب‌های مختلف، سریال ناهنجاری‌های اجتماعی را بهانه‌ای می‌گیرد برای نمایش راه‌های فریب شیطان و رهنمودهای اخلاقی و ایمانی.

«سقوط یک فرشته» با روایتی تا حدودی چندپهلو و گاه نا‌متمرکز در عین برتری و چربش قوت‌ها بر ضعف‌هایش سرانجامی بود بر حضور زودگذر استمداد از ماوراء برای نمایش ارزش‌های دینی و اعتقادی در ساخت سریال رمضانی در آن دوره.

سریال احضار (علیرضا افخمی)

علیرضا افخمی که در سالهای ورود گونه ماورایی به تلویزیون، به شکل مستقیم و غیرمستقیم، در ساخت بسیاری از آثار با این محتوا نقش داشت، بعد از تقریبا یک دهه، باز هم پیشقدم در احیای آن در شکلی تازه شد. در روزهایی که کرونا همچنان سایه‌ای ترسناک بر زیست عادی عمومی داشت و تولیدات نمایشی و عوامل ساخت از این قاعده و تهدیدات فراوان مستثنا نبود. 

اینبار با مضمون سحر و جادو و مایه‌های ترسناک درباره انسانهایی که با استمداد از آن در پی برون رفت از وضع ناگوار روحی خویش و ترسیم نقشه راه آینده‌شان هستند. چاشنی عشق مثلثی و شوک ابتدایی مرگ یکی از اضلاع، شروع قدرتمند و غافلگیر‌کننده‌ای بود که در ادامه سر از دنیای احضار مردگان درآورد. دنیایی که به گواه اثر خیالی خام و شیطانی برای فریب انسانها و سرکیسه کردن آنهاست. گریزی به ناهنجاریهای اجتماعی با پیش کشیدن ساز جدایی مردی جوان به هوای بوی پول و عبور از عشقی قدیمی با توسل به دروغ و نیرنگ نهایتا از احضار اثری آبرومند و قابل دفاع ساخت که توجه بسیاری نیز برانگیخت.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image