جستجو در سایت

1404/11/13 16:17

۱۳ فیلم برتر جشنواره ساندنس ۲۰۲۶؛ از درخشش سینمای مستقل تا بازتعریف روایت‌های انسانی

۱۳ فیلم برتر جشنواره ساندنس ۲۰۲۶؛ از درخشش سینمای مستقل تا بازتعریف روایت‌های انسانی
آخرین دوره جشنواره فیلم ساندنس در پارک‌سیتی، فرصتی دوگانه و تأمل‌برانگیز بود؛ هم برای مرور دگرگونی‌های عمیق سینمای مستقل در عصر سلطه پلتفرم‌های آنلاین و هم برای یادآوری این واقعیت که روح خلاقه ساندنس هنوز زنده است. فهرست بهترین فیلم‌های امسال نشان می‌دهد که با وجود تغییرات ساختاری، تنوع ژانری، جسارت روایی و قدرت مستندها همچنان امضای اصلی این جشنواره‌اند.

ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۲۶ در پارک‌سیتی برگزار شد و بار دیگر نشان داد که تعریف واحدی از «فیلم ساندنس» وجود ندارد. برخی آثار با استقبال گسترده و حتی جنگ‌های خرید مشابه دهه ۹۰ میلادی همراه شدند؛ نمونه بارز آن فیلم (The Invite) که با رقم چشمگیر ۱۲ میلیون دلار فروخته شد. در کنار آن، مستندها همچنان جایگاه ویژه‌ای داشتند و روایت‌های تازه‌ای از زندگی، تاریخ و فرهنگ ارائه کردند.


بیشتر بخوانید:

نقد فیلم «جوزفین»؛ درامی تکان‌دهنده درباره انتخاب‌های دشوار و گفت‌وگوهای ناگزیر والدین با کودک


در ادامه به 13 فیلم برتر این جشنواره از دیدگاه منتقدان ورایتی نگاهی می‌اندازیم.

۱۳ فیلم برتر جشنواره فیلم ساندنس ۲۰۲۶

تعقیب تابستان (Chasing Summer)


ایلیزا شلزینگر، کمدین شناخته‌شده، بلافاصله پس از پایان دبیرستان از ایالت تگزاس گریخت، اما کمدی هوشمندانه، خنده‌دار و عمیقاً قابل‌همذات‌پنداری او که جوزفین دکر با مهارتی در حد و اندازه جاد آپاتو آن را کارگردانی کرده، درباره بازگشت به گذشته است. شخصیت جاه‌طلب او، «جیمی»، پس از نزدیک به ۲۰ سال دوری به «خانه» بازمی‌گردد. در نوجوانی، اتفاقی شرم‌آور میان جیمی و عشق قدیمی‌اش «چیس» (تام ولینگ، ستاره سریال Smallville) رخ داده است.

جیمی برای اثبات خود، سال‌ها به‌عنوان امدادگر بحران‌ها را پشت سر گذاشته، اما بازگشت به زادگاهش نشان می‌دهد که برخی زخم‌ها هنوز التیام نیافته‌اند. فیلم با نگاهی ظریف به این ایده می‌پردازد که «نمی‌توان دوباره به خانه بازگشت»، و اجازه می‌دهد شخصیت اصلی، با تمام لغزش‌ها و سردرگمی‌هایش، مسیر خودشناسی را طی کند.

فرانک و لویی (Frank & Louis)


زندگی در زندان اغلب به معنای مرگ در زندان است؛ واقعیتی تلخ که کمتر روی پرده سینما به تصویر کشیده شده. در این درام دوشخصیتی که کاملاً در فضای سرد یک زندان مردانه آمریکایی می‌گذرد، پترا وولپه با ظرافت، رابطه‌ای تدریجی میان دو زندانی را ترسیم می‌کند: مردی ۶۰ ساله با حکم حبس ابد که به آلزایمر مبتلا شده (راب مورگان) و زندانی جوان‌تری که برای آزادی مشروط اقدام کرده و به‌عنوان مراقب روزانه او انتخاب می‌شود (کینگزلی بن-ادیر).

فیلم بدون توسل به اغراق‌های ملودراماتیک، با حسی آرام و اجتناب‌ناپذیر از زوال، تصویری تکان‌دهنده از زمان، مرگ و امید به رستگاری ارائه می‌دهد.

گیل داوتری و مجوز رابطه با سلبریتی‌ها (Gail Daughtry and the Celebrity S.e.x Pass)


در این کمدی-طنز پرهیاهو به کارگردانی دیوید وین، زویی دویچ نقش دختری ساده‌دل از کانزاس را بازی می‌کند که برای تحقق توافقی عجیب با نامزدش، راهی لس‌آنجلس می‌شود تا تنها با یک سلبریتی مشخص (جان هم) رابطه داشته باشد.

آنچه می‌توانست یک کمدی رمانتیک معمولی باشد، در دستان وین به اثری سوررئال، رسانه‌زده و هجوآمیز بدل شده؛ ادای دینی هوشمندانه به «هالی‌وودِ اغراق‌آمیز» که دیگر به‌سختی وجود دارد.

توپ را به من بده! (Give Me the Ball)


این مستند الهام‌بخش و پرانرژی، به کارگردانی لیز گاربوس و الیزابت ولف، نشان می‌دهد چگونه بیلی جین کینگ نه‌تنها در زمین تنیس، بلکه در تاریخ اجتماعی آمریکا یک «تغییردهنده بازی» بود.

فیلم زندگی و مبارزات این اسطوره ۸۲ ساله را مرور می‌کند؛ از کاریزمای ستاره‌گون و قدرت ورزشی‌اش تا مبارزه انقلابی برای دستمزد برابر و چالش‌های هویت جنسی. نقطه اوج فیلم، مسابقه تاریخی «نبرد جنسیت‌ها» در سال ۱۹۷۳ است که یکی از هیجان‌انگیزترین لحظات مستند سال‌های اخیر را رقم می‌زند.

اگر بروم، دلشان برایم تنگ می‌شود؟ (If I Go Will They Miss Me)


در حالی‌که بسیاری از فیلم‌های الهام‌بخش درباره رشد در محله‌های محروم نگاهی از بالا به سوژه‌هایشان دارند، والتر تامپسون-هرناندز در این اثر منحصربه‌فرد، نگاهش را به آسمان می‌دوزد؛ جایی که هواپیماها نماد دنیایی فراتر از محله کارگری واتس در لس‌آنجلس‌اند.

او با ترکیب سوررئالیسم، رقص مدرن و اسطوره‌شناسی یونان، زبان تازه‌ای برای روایت تجربه زیسته جامعه‌ای خلق می‌کند که خود در آن بزرگ شده است.

دعوت (The Invite)


درام-کمدی مهمانی شام به کارگردانی اولیویا وایلد، آمیزه‌ای از چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ و حال‌وهوای آثار کلاسیک وودی آلن است.

جو (ست روگن) و آنجلا (وایلد) زوجی هستند که دعوا کردن، شکل اصلی ارتباطشان شده است. همسایه‌هایشان (با بازی پنه‌لوپه کروز و ادوارد نورتن) در ظاهر آرام، هماهنگ و «روشن‌فکر»اند، اما رازهایی غیرمنتظره دارند. دیالوگ‌های روان، بازی‌های درخشان و نگاهی به‌روز به روابط انسانی، این فیلم را به یکی از غافلگیری‌های بزرگ جشنواره بدل کرده است.

ژوزفین (Josephine)


این فیلم که از تجربه‌های تلخ کودکی بت د آراخو الهام گرفته، داستان دختری هشت‌ساله را روایت می‌کند که ناخواسته شاهد یک تجاوز جنسی می‌شود. والدینش می‌کوشند موضوع را نادیده بگیرند، اما فیلم بیش از نتیجه دادگاه، بر تأثیر عمیق این تجربه بر نگاه کودک به جهان تمرکز دارد.

«ژوزفین» با شجاعت به تلاقی ویرانگر خشونت و جنسیت می‌پردازد و از دشوارترین موقعیت‌های انسانی نمی‌گریزد.

لاویان (Leviticus)


این فیلم ترسناک-کوییر به کارگردانی آدریان کیارلا، با ایده‌ای فراطبیعی و در عین حال عمیقاً معنادار، رابطه دو مرد جوان را در مواجهه با موجودی اهریمنی روایت می‌کند؛ موجودی که به شکل کسی درمی‌آید که بیش از همه دوستش دارند. نتیجه، اثری هراس‌انگیز و درخشان است که عشق و ترس را در هم می‌آمیزد.

مسن‌ترین فرد جهان (The Oldest Person in the World)


سم گرین در این مستند تأمل‌برانگیز می‌پرسد: اگر زندگی یک رقابت باشد، پیروزی در چیست؟ ثروت، خرد یا طول عمر؟

فیلم با نگاهی شخصی و در سایه بیماری سخت خود کارگردان، به مفهوم مرگ، زیستن و معنای ادامه حیات در سنین بسیار بالا می‌پردازد.

روزی ‌روزگاری در هارلم (Once Upon a Time in Harlem)


در سال ۱۹۷۲، ویلیام گریوز چهره‌های برجسته رنسانس هارلم را در خانه دوک الینگتون گرد هم آورد. سال‌ها بعد، پسرش دیوید گریوز این پروژه ناتمام را تکمیل کرده و کپسولی زمانی از یکی از درخشان‌ترین دوره‌های فرهنگی تاریخ سیاه‌پوستان آمریکا ساخته است.

تنها جیب‌بر زنده نیویورک (The Only Living Pickpocket in New York)


جان تورتورو در نقشی لطیف و انسانی، مردی سالخورده را بازی می‌کند که هنوز با دزدی‌های کوچک در نیویورک روزگار می‌گذراند. این فیلم ادای دینی نوستالژیک به نیویورکی است که آرام‌آرام ناپدید شده؛ شهری با جرم‌های آنالوگ و انسان‌هایی ملموس.

شرم و پول (Shame and Money)


ویسار مورینا در سومین فیلمش، شکاف‌های طبقاتی و اجتماعی را با نگاهی سرد و دقیق واکاوی می‌کند. فیلم گرچه امید چندانی عرضه نمی‌کند، اما با روابط خانوادگی پیچیده و بازی چندلایه آستریت کاباشی، تصویری انسانی و تأثیرگذار می‌سازد.

وقتی یک شاهد اعترافش را پس می‌گیرد (When a Witness Recants)


در این مستند قدرتمند به کارگردانی داون پورتر، تا-نهیسی کوتس داستانی واقعی از بی‌عدالتی سیستم قضایی آمریکا را روایت می‌کند؛ ماجرای سه نوجوان سیاه‌پوست که به ناحق به حبس ابد محکوم شدند. نتیجه نهایی، غیرمنتظره و ویرانگر است.
 

منبع خبر : ورایتی
نگار رعنایی

دانش‌آموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستان‌های جدید و تجربه‌های متفاوت در دنیای هنر هستم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image