تغییرات بزرگ فصل سوم House of the Dragon؛ سریال چگونه داستان کتاب را بازنویسی کرد؟

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فصل سوم سریال «خاندان اژدها» (House of the Dragon) از همان قسمت نخست نشان میدهد که دیگر تنها در حال تفسیر روایت مبهم کتاب آتش و خون نیست، بلکه مسیر تازهای را برای داستان انتخاب کرده است. از آنجا که کتاب جرج آر. آر. مارتین به شکل یک تاریخنگاری خیالی نوشته شده و روایتهای متناقضی از یک واقعه ارائه میدهد، سازندگان سریال تاکنون میتوانستند تغییرات خود را با انتخاب یکی از روایتهای موجود توجیه کنند. اما قسمت افتتاحیه فصل سوم پا را فراتر گذاشته و در بسیاری از بخشها داستانهایی کاملاً جدید خلق کرده است؛ موضوعی که خود مارتین نیز پیشتر نسبت به پیامدهای آن هشدار داده بود.
مشکل «رینا»؛ حذف شخصیتی مهم از کتاب

یکی از بحثبرانگیزترین تغییرات فصل سوم به شخصیت نتلز مربوط میشود. در کتاب، نتلز دختر جوانی از طبقه مردم عادی است که بدون آنکه تبار تارگرینی او قطعی باشد، با صبر و هوشمندی موفق میشود اژدهای وحشی شیپاستیلر را رام کند. او بعدها در نبرد گالت حضور پیدا میکند، رابطهای پیچیده با دیمون تارگرین شکل میدهد و به یکی از رازآلودترین شخصیتهای داستان تبدیل میشود.
اما سریال این خط داستانی را به رینا تارگرین، دختر دیمون، واگذار کرده است. در نسخه تلویزیونی، این اژدهاست که رینا را انتخاب میکند، نه برعکس. همین تغییر، مفهوم اصلی داستان نتلز را از بین میبرد؛ زیرا در کتاب، او نمادی از این ایده بود که شاید برای سوار شدن بر اژدها، الزاماً نیازی به خون تارگرین نباشد. حذف این شخصیت میتواند پیامدهای مهمی برای ادامه داستان داشته باشد.
نبرد گالت دیگر شبیه کتاب نیست

نبرد مشهور گالت نیز در سریال دستخوش تغییرات اساسی شده است. در کتاب، چندین اژدهاسوار از جمله هیو، اولف، آدام، نتلز و جیس همزمان در این نبرد شرکت میکنند، اما سریال بیشتر آنها را کنار گذاشته و تمرکز خود را روی رینا، بیلا، جیس و کورلیس قرار داده است.
همچنین شاهزادگان خردسال رینیرا، یعنی اگان و ویسریس، که در کتاب نقشی مهم در آغاز این نبرد دارند، پیشتر در سریال به پنتوس فرستاده شدهاند و به طور کامل از این بخش حذف شدهاند. در نتیجه، نبردی که در کتاب یک فاجعه عظیم و چندلایه بود، در سریال بیشتر به یک درام احساسی تبدیل شده است.
جنگ ریورلندز به نبرد قهرمانان تبدیل شد

در رمان، بخش بزرگی از نبردهای ریورلندز توسط شخصیتهای فرعی و کمتر شناختهشده پیش میرود؛ اتفاقی که وسعت و بیرحمی جنگ را نشان میدهد. اما سریال برای سادهتر کردن روایت، بسیاری از این شخصیتها را حذف کرده و دیمون، کاراکسس و چند چهره اصلی را مستقیماً وارد میدان نبرد کرده است.
این تغییر باعث شده جنگ بیش از گذشته حول شخصیتهای اصلی بچرخد و بخشی از مفهوم کتاب، یعنی قربانی شدن افراد گمنام در جنگ، کمرنگ شود.
انگیزه شاراکو لوهار کاملاً تغییر کرده است

در کتاب، دریاسالار شاراکو لوهار پس از نبرد گالت زنده میماند و با استفاده از جنگ، رقبای سیاسی خود را در اتحاد تریارشی حذف میکند. اما سریال انگیزه او را کاملاً شخصی کرده و نبردش را به انتقامی علیه کورلیس ولاریون تبدیل کرده است؛ تغییری که اگرچه برای تلویزیون هیجانانگیزتر است، اما پیچیدگی سیاسی نسخه اصلی را از بین میبرد.
آلیسنت همچنان در مرکز داستان باقی مانده است

یکی دیگر از تفاوتهای مهم، جایگاه آلیسنت هایتاور است. در کتاب، او در این مقطع نقش چندانی در جنگ ندارد و رابطهاش با رینیرا کاملاً خصمانه است. اما سریال برای حفظ جایگاه او، دیدارهای مخفیانه میان آلیسنت و رینیرا، توافق میان آنها و حتی ماجرای نامه جعلی به اورموند هایتاور را به داستان اضافه کرده است؛ اتفاقاتی که هیچکدام در کتاب وجود ندارند.
دشمنی میان ایموند و اگان ساخته سریال است

در نسخه تلویزیونی، ایموند در نبرد «روکس رست» باعث زخمی شدن اگان میشود و از همان زمان میان دو برادر دشمنی شکل میگیرد. اما در کتاب، چنین اتفاقی هرگز رخ نمیدهد و حتی اگان احترام زیادی برای برادرش قائل است.
همچنین دستگیری اگان و لاریس توسط خاندان استانتون و بسیاری از اتفاقات پیرامون آن نیز ساخته و پرداخته نویسندگان سریال است و در کتاب وجود ندارد.
جادوی وستروس پررنگتر از همیشه

یکی از عجیبترین بخشهای قسمت نخست، حضور مرد سبز، آلیس ریورز و اتفاقات اسرارآمیز جزیره چهرههاست. در کتاب تنها اشارهای کوتاه به سفر آدام ولاریون به این منطقه شده، اما سریال همین اشاره مختصر را به داستانی مستقل درباره جادوی باستانی وستروس تبدیل کرده است.
برخلاف سریال «بازی تاج و تخت» که بسیاری از عناصر جادویی را حذف یا کمرنگ میکرد، «خاندان اژدها» ظاهراً تصمیم گرفته این جنبه از دنیای مارتین را پررنگتر نشان دهد.
سرنوشت هیلینا و معمای مائلور

در کتاب، هیلینا تارگرین پس از قتل فرزندش دچار فروپاشی روانی میشود، اما در سریال شخصیتی آرام و بیتفاوتتر دارد.
از سوی دیگر، شخصیت مائلور که در ادامه داستان کتاب نقشی بسیار مهم ایفا میکند، ظاهراً از سریال حذف شده است؛ هرچند برخی نشانهها احتمال بازگشت او را مطرح میکنند. جرج آر. آر. مارتین نیز دقیقاً چنین حذفهایی را نمونهای از تغییرات کوچکی دانسته که میتوانند در ادامه داستان مشکلات بزرگی ایجاد کنند.
آیا این تغییرات به نتیجه میرسند؟

بسیاری از این تغییرات بهتنهایی منطقی به نظر میرسند و حتی میتوانند روایت تلویزیونی را جذابتر کنند. با این حال، نگرانی اصلی این است که حذف شخصیتها و تغییر خطوط داستانی، در ادامه مسیر سریال مشکلاتی ایجاد کند؛ زیرا داستان آتش و خون بهشدت به ارتباط میان رویدادها وابسته است.
به همین دلیل، فصل سوم دیگر صرفاً یکی از روایتهای کتاب را انتخاب نمیکند، بلکه عملاً روایت چهارمی میسازد؛ روایتی که هیچیک از منابع تاریخی وستروس آن را بازگو نکردهاند. اینکه این مسیر تازه بتواند همان پایان موفق را رقم بزند یا نه، پرسشی است که قسمتهای آینده به آن پاسخ خواهند داد.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.