پایان دوران اشباع؛ دیزنی سیاستهای خود را برای مارول و جنگ ستارگان بازنگری میکند
.jpg?w=1200&q=75)
لغو پروژه Wonder Man شاید گویاترین نشانه از این چرخش استراتژیک باشد. دیزنی دیگر نمیخواهد مخاطبان خود را مجبور به دنبال کردن زنجیرهای بیپایان از سریالهای مرتبط کند تا از جریانات داستانی عقب نمانند. به نظر میرسد این کمپانی قصد دارد با کاستن از حجمِ تولیدات، دوباره کیفیت و وزنِ سینمایی آثارش را به اولویت اول تبدیل کند.
نمیتوان انکار کرد که آغاز راهِ «دیزنی پلاس» با آثار درخشانی همراه بود. WandaVision مارول را با روایتی جسورانه از سوگ و اندوه غافلگیر کرد و Loki، خدای شرارت را به عمق پیچیدگیهای حماسه چندجهانی برد. در دنیای Star Wars نیز، The Mandalorian و Andor ثابت کردند که کهکشان جورج لوکاس میتواند بدون تکیه بر حماسه اسکایواکر، داستانهای سیاسی و پختهای را روایت کند. با این حال، مشکل هیچگاه کیفیت این آثار نبود؛ مشکل اصلی «تعداد» بیش از حد آنها بود.
این استراتژی تولید مداوم، «مارول» و «جنگ ستارگان» را به تکالیفی اجباری تبدیل کرده بود؛ آثاری که مخاطب تصور میکرد باید تکتک آنها را ببیند تا اسطورهشناسی این دنیاها را درک کند. این فشارِ ناشی از «دیدنِ همهچیز»، به مرور باعث خستگی مفرطِ طرفداران شد و واکنشی ضد و نقیض را نسبت به این فرنچایزها برانگیخت. اکنون دیزنی با عبرت گرفتن از این دوران، قصد دارد به مسیرِ اصلی خود بازگردد؛ مسیری که در آن تماشای یک فیلم در سینما، دوباره به رویدادی هیجانانگیز و نه یک کارِ اداری، تبدیل شود.