۶ سریال بینقص HBO که حتی یک قسمت ضعیف هم ندارند؛ از The Wire تا The Sopranos

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| در قرن بیستویکم، نام HBO تقریباً با تلویزیون ممتاز و باکیفیت گره خورده است. این شبکه نقش مهمی در شکلگیری موج سریالهای موسوم به «تلویزیون پرستیژ» در اواخر دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰ داشت و طی نزدیک به سه دهه، همچنان در خط مقدم تولید آثار نوآورانه و تحسینشده قرار گرفته است. بااینحال، ساختن یک سریال عالی یک مسئله است و ساختن سریالی که حتی یک قسمت بد یا ضعیف نداشته باشد، مسئلهای کاملاً متفاوت.
حتی بسیاری از بهترین سریالهای تاریخ تلویزیون، از جمله برخی تولیدات خود HBO، گاهی با یک قسمت ناموفق یا کمفروغ مواجه شدهاند. بااینحال، این ۶ سریال هرگز چنین لغزشی نداشتهاند؛ از درامهای طولانیمدتی که در بالاترین سطح، تعریف تازهای از تلویزیون دراماتیک ارائه کردند تا مینیسریالهای تحسینشدهای که تکتک قسمتهایشان همچون اثری کامل و بینقص عمل میکند. این آثار را میتوان از منسجمترین و تحسینشدهترین سریالهای تاریخ HBO و تلویزیون دانست.
در ادامه 6 سریال تماشایی و شگفتانگیز HBO را با یکدیگر مرور میکنیم.
۶. Deadwood (2004–2006)

IMDb:
8.6 از 10
Rotten Tomatoes:
85 از 100
HBO در طول سالها بهخاطر عظمت و گستردگی تولیدات تلویزیونیاش شهرت داشته است؛ از جهانهای فانتزی خیرهکننده گرفته تا آیندههای دیستوپیایی علمیتخیلی. بااینحال، مجموعه آثار تاریخی این شبکه شاید یکی از بهترین نمونهها برای نمایش توانایی آن در تولید سریالهای بزرگ باشد و در این میان، کمتر سریالی به اندازه Deadwood درخشان است.
این وسترن خشن با تکیه بر بستری تاریخی، اما با آزادی عمل در روایت، به شهر خیالیـتاریخی ددوود در داکوتای جنوبی دهه ۱۸۷۰ میپردازد؛ جایی که قانونگریزی و بینظمی در میان هجوم جمعیت برای ثروتمند شدن از طریق تب طلا شدت گرفته است. سریال در این مسیر بررسی میکند که چگونه نظم اجتماعی از هم فرو میپاشد و جرم و جنایت در میان رشد سریع جمعیت رونق میگیرد.
Deadwood توانایی کمنظیری در غرق کردن مخاطب در جهان خود دارد؛ جهانی خشن و آغشته به گلولای، درماندگی و گناه که در نور شمعهای کمرمق روایت میشود. نویسندگی دیوید میلچ این فضای بیرحم را جذابتر میکند؛ نهفقط بهواسطه دیالوگهای آهنگینی که همچون شعری مملو از ناسزا به گوش میرسند، بلکه به دلیل عمق و پیچیدگی شخصیتها و بیرحمی نقشهها و دسیسههایشان.
اگرچه سریال در پایان فصل سوم و پیش از آنکه داستانش به سرانجام کامل برسد لغو شد، Deadwood همچنان یکی از برجستهترین دستاوردهای HBO و نمونهای درخشان از روایت وسترنهای خشن و بیپرده محسوب میشود؛ سریالی ۳۶ قسمتی که حتی یکبار هم استانداردهای بالای خود را پایین نیاورد.
۵. Chernobyl (2019)

IMDb:
9.3 از 10
Rotten Tomatoes:
95 از 100
شاید در نگاه اول، اینکه یک مینیسریال تنها با پنج قسمت توانسته باشد هیچ قسمت ضعیفی نداشته باشد، دستاورد خارقالعادهای به نظر نرسد؛ اما Chernobyl شایسته توجه ویژه است، چرا که تکتک قسمتهای آن نمونهای درخشان از درام تلویزیونی هستند.
این مینیسریال با ایجاد فضایی سرشار از اضطراب، وحشت و تنشی طاقتفرسا، فاجعه هستهای نیروگاه چرنوبیل در سال ۱۹۸۶ را به تصویر میکشد. داستان به پیامدهای فوری وحشت و مسمومیت ناشی از تشعشعات، تلاشهای طاقتفرسا برای مهار تبعات فاجعه، تلاش رهبران اتحاد جماهیر شوروی برای پنهان کردن ابعاد واقعی حادثه از جهان و در نهایت دادگاهی میپردازد که حقیقت را آشکار میکند.
Chernobyl در تمام جنبهها، از طراحی دقیق صحنه و بازیهای بسیار قدرتمند گرفته تا مهارت فنی خیرهکننده و روایتپردازی درخشان، عملکردی فوقالعاده دارد. سریال در پنج قسمت، عظمت داستانی و گستره ملی و بینالمللی فاجعه را با شدت و وحشتی نزدیک به آثار ژانر وحشت در هم میآمیزد و به سطحی از کمال میرسد که کمتر سریالی با هر تعداد قسمت توانسته به آن دست پیدا کند.
ترکیب هوشمندانه زمینه تاریخی با هشداری درباره پیامدهای فساد سیاسی در دوران مدرن نیز نقطه قوت دیگری است که Chernobyl را از یک بازسازی تأثیرگذار از یک واقعه واقعی فراتر میبرد و آن را به درامی هشداردهنده و همچنان بهروز تبدیل میکند.
۴. Band of Brothers (2001)

IMDb:
9.4 از 10
Rotten Tomatoes:
94 از 100
Band of Brothers یکی دیگر از مینیسریالهایی است که تمام وجودش با کیفیت و کمال تعریف میشود و طی ۲۵ سال گذشته، جایگاهی ممتاز در این قالب داشته است.
این درام جنگ جهانی دوم، تجربههای گروه Easy Company، یکی از واحدهای هوابرد ارتش آمریکا را دنبال میکند که در جبهههای اروپایی جنگ حضور داشتند. سریال در طول ۱۰ قسمت، دوره آموزش این سربازان، پرش هوایی آنها بر فراز نرماندی، میدانهای نبرد متعددی که در طول عملیاتهای خود پشت سر گذاشتند، آزادسازی یک اردوگاه کار اجباری و همچنین حضور دشوار و طولانی آنها در آلمان پس از پایان جنگ را به تصویر میکشد.
عظمت تولید Band of Brothers، که بدون تردید تا حد زیادی حاصل حضور دو غول هالیوود یعنی استیون اسپیلبرگ و تام هنکس است، به سریال اجازه میدهد یکی از بزرگترین بازنماییهای سینمایی و تلویزیونی جنگ جهانی دوم از منظر آمریکا را ارائه کند.
اما ارزش سریال فقط به ابعاد عظیم تولید و فیلمسازی آن محدود نمیشود. Band of Brothers در عین حال کاوشی عمیق و تأثیرگذار در تأثیر جنگ بر روان سربازان است؛ موضوعی که سریال با تمرکز بر دیدگاه شخصیتهای مختلف بهشکلی درخشان بررسی میکند. از نمایش خشونت و بیرحمی میدان نبرد گرفته تا بررسی پیامدهای اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، این مجموعه نمونهای برجسته از توانایی تلویزیون در روایت داستانهای بزرگ و انسانی است؛ بهگونهای که هر ۱۰ قسمت آن میتواند یک کلاس درس داستانگویی باشد.
۳. The Leftovers (2014–2017)

IMDb:
8.3 از 10
Rotten Tomatoes:
91 از 100
در تاریخ HBO، کمتر سریالی را میتوان پیدا کرد که به اندازه The Leftovers نادیده گرفته و دستکم گرفته شده باشد.
این سریال را تام پروتا ودیمون لیندلوف خلق کردهاند و بخشی از داستان آن بر اساس رمان پرروتا شکل گرفته است. ماجرا در جهانی رخ میدهد که هنوز از حادثهای مرموز به نام «ناپدیدشدن ناگهانی» سه سال پیش از وقایع اصلی داستان رنج میبرد؛ رویدادی غیرقابل توضیح که طی آن دو درصد از جمعیت جهان بهطرزی اسرارآمیز ناپدید شدهاند.
بازماندگان این فاجعه باید در جهانی مملو از سوگ، آسیب روانی و فقدانی غیرقابل درک به زندگی ادامه دهند؛ درحالیکه میان تلاش برای ادامه دادن زندگی و بازگشت مداوم به خاطرات و فقدانهای گذشته گرفتار شدهاند.
The Leftovers بهجای آنکه یک تریلر معمایی متعارف باشد، بیشتر یک درام شخصیتمحور، آرام و تأملبرانگیز است. سریال با صبر و حوصله جهان عظیم خود را گسترش میدهد و این گستردگی بهشکلی زیبا با هوش عاطفی فیلمنامه و قدرت خیرهکننده بازیها پشتیبانی میشود.
در طول سه فصل، مخاطب با طیف متنوعی از قسمتها روبهرو میشود؛ از درامهای آرام و درونگرایانه گرفته تا فورانهای خشونتآمیز و پرتنش و حتی لحظاتی از سوررئالیسم معنوی. تمام این عناصر با دقتی مثالزدنی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و در نهایت ۲۸ قسمت از یک درام روانشناختی استثنایی را شکل دادهاند که از ابتدا تا انتها در بالاترین سطح باقی میماند.
۲. The Sopranos (1999–2007)

IMDb:
9.2 از 10
Rotten Tomatoes:
92 از 100
The Sopranos یکی از مهمترین آثار در مسیر تبدیل شدن HBO به یکی از بزرگترین نامها در عرصه درام تلویزیونی و یکی از آثار کلیدی در شکلگیری عصر طلایی تلویزیون بود؛ سریالی که تأثیرگذاری و کیفیت آن همچنان زبانزد است.
این مجموعه جنایی در طول شش فصل و ۸۶ قسمت، حتی یک قسمت ضعیف ارائه نمیکند. داستان درباره تونی سوپرانو با بازی جیمز گاندولفینی، رئیس یک گروه مافیایی در نیوجرسی است که در شرایطی که فشارهای فزاینده زندگی پرتنش و خشونتآمیزش به حملات شدید اضطرابی منجر میشود، مخفیانه نزد یک رواندرمانگر میرود.
روایت سریالی و پیوسته The Sopranos در زمان خود انقلابی در تلویزیون ایجاد کرد. سریال در طول شش فصل، داستانی واحد را با دقت، عمق و جسارتی پیش میبرد که آن را به اثری نوآورانه تبدیل کرد و باعث شد با گذشت سالها همچنان از آن بهعنوان یکی از مهمترین سریالهای تاریخ تلویزیون یاد شود.
نویسندگی دیوید چیس نقش اساسی در این موفقیت دارد. تقریباً هر قسمت به شکلی داستان و شخصیتها را جلو میبرد؛ گاهی با تغییرات خشونتآمیز در تشکیلات جنایی تونی و گاهی از طریق افشاگریهای روانشناختی که در جلسات درمانی او یا در بخشهای سوررئال و ذهنی داستان شکل میگیرند.
این ویژگی در کنار برخی از بهترین بازیهایی که تاکنون در تلویزیون دیده شدهاند، The Sopranos را به نمونهای برجسته از درام تلویزیونی در بالاترین سطح تبدیل کرده است؛ آن هم در تمام طول شش فصل آن.
۱. The Wire (2002–2008)

IMDb:
9.3 از 10
Rotten Tomatoes:
94 از 100
The Wire در زمان پخش خود آنطور که شایسته بود مورد توجه قرار نگرفت، اما با گذشت زمان بهعنوان یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین دستاوردهای تاریخ تلویزیون شناخته شد.
این سریال پنجفصلی به شکلی روزافزون و گسترده، تجارت مواد مخدر و نهادهای اجتماعی شهر بالتیمور را بررسی میکند. نقطه قوت اصلی آن در گستردگی حماسی داستان نهفته است؛ روایتی که از تمرکز محدود فصل اول بر فروشندگان خیابانی مواد مخدر و تحقیقات یک واحد کوچک پلیس آغاز میشود و بهتدریج به بررسی همهجانبه ساختارهای اجتماعی و نهادی شهر میرسد.
The Wire در ادامه به سلسلهمراتب گروههای رقیب جنایتکار، زنجیره فرماندهی در اداره پلیس، تغییر اولویتهای شهرداری و شکستهای مخرب نهادهایی همچون نظام آموزش عمومی و رسانههای خبری میپردازد.
تجربه واقعی خالقان سریال، یعنی دیوید سیمون، روزنامهنگار سابق حوزه جرم و جنایت در بالتیمور، و ادبرنز، کارآگاه باسابقه اداره پلیس این شهر، به The Wire حس واقعگرایی ملموسی بخشیده است. این سریال در تمام ۶۰ قسمت خود، درامی پرکشش و پرتنش ارائه میدهد و واقعگرایی بیپیرایه آن با تحلیلی ماندگار و دقیق از درهمتنیدگی فضای جنایی و نظامهای قانونی یک شهر همراه شده است.
حتی ۱۸ سال پس از پایان سریال، The Wire همچنان یکی از بزرگترین مجموعههای تاریخ تلویزیون به شمار میرود؛ اثری که تصویری پیچیده و چندلایه از رابطه میان جرم، قانون و نهادهای اجتماعی ارائه میکند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.