نگاهی به کارنامه کاری موفقترین فیلمسازان دهه شصتی سینمای ایران؛ از سعید روستایی تا سجاد مهرگان

فیلمسازان دهه شصتی سینمای ایران محصول شرایط اجتماعی و شیوهای خاص از زیست جمعی هستند. دوران کودکی این نسل در سایه جنگ، کمبودها و تحولات پرشتاب سیاسی و اجتماعی شکل گرفت و همین تجربه زیسته، نگاه متفاوتی را به سینمای ایران تزریق کرد. آنان برخلاف بسیاری از فیلمسازان نسلهای پیشین، کمتر به قهرمانان کلاسیک و روایتهای مبتنی بر پیروزی و شکست علاقه نشان دادند و بیشتر به سراغ انسانهای معمولی طبقه متوسط و بحرانهای روزمره رفتند.
در سینمای این نسل، خردهپیرنگها اهمیت بیشتری دارد و به کارگیری جزئیات برآمده از زندگی روزمره طبقه متوسط، تصویری دقیق از واقعیت اجتماعی ارائه میدهند. دغدغههای اقتصادی، شکافهای طبقاتی، فروپاشی روابط انسانی، تنهایی و بحران هویت، به موضوعات محوری آثار فیلمسازان دهه شصتی بدل شده است. دوربین این فیلمسازان به جای قاب گرفتن کاراکترهای قهرمان، در پی کشف انسانی معاصر است که با تردید، نااطمینانی و پیچیدگیهای زندگی روزمره مواجه است.
سعید روستایی؛ جوان اول سینمای اجتماعی!

سعید روستایی را میتوان یکی از مهمترین و موفقترین فیلمسازان دهه شصتی سینمای ایران دانست. او پس از درخشش در مدیوم فیلم کوتاه، در ۲۶ سالگی با ساخت فیلم «ابد و یک روز» وارد سینمای حرفهای شد. فیلمی که دوربین را از طبقه متوسط شهری به سوی حاشیهنشینها و طبقات فرودست جامعه چرخاند. «ابد و یک روز» در شرایطی ساخته شد که بخش مهمی از سینمای اجتماعی ایران بر مسائل طبقه متوسط متمرکز بود. روستایی اما با ورود به فضای متراکم و پرتنش یک خانواده در جنوب شهر تهران، بحران فقر، اعتیاد، فرسایش نهاد خانواده و بنبستهای اجتماعی را به مرکز روایت آورد. فیلم او با زمینههای رئالیستی پررنگ، نسلی فاقد آرمان را بازنمایی میکرد که با پیامدهای نابرابری و حذف اجتماعی مواجه شده بود.
حضور دو فیلم «برادران لیلا» و «زن و بچه» در فستیوال کن باعث شد تا سعید روستایی در کمتر از یک دهه از آغاز فعالیت حرفهای خود، به یکی از شناختهشدهترین چهرههای نسل جدید سینمای ایران در عرصه بینالمللی تبدیل شود.
محمدحسین مهدویان؛ موفق در شناخت مخاطب!

محمدحسین مهدویان با کارگردانی مجموعه مستند «آخرین روزهای زمستان» برای تلویزیون شناخته شد و نام او را بهعنوان فیلمسازی با رویکردی متفاوت در بازنمایی روایتهای تاریخی بر سر زبانها افتاد. مهمترین ویژگی شکل سبکی مهدویان در کارگردانی، بهرهگیری از ساختار داکیودراما و تلفیق زبان سینمایی با مؤلفههای مستندگونه است. رویکردی که به امضای شخصی او تبدیل شد و در آثاری چون «ایستاده در غبار» و دوگانه «ماجرای نیمروز» به بلوغ رسید.
مهدویان در این آثار با استفاده از فضاسازی واقعگرایانه و روایت نزدیک به مستند، توانست تجربهای متفاوت از سینمای سیاسی و تاریخی ارائه دهد.
او در ادامه مسیر حرفهای خود با ساخت فیلمهای «لاتاری» و «درخت گردو» دامنه موضوعی آثارش را گسترش داد. فیلمهایی که از نظر فرم و روایت تفاوتهایی با آثار اولیه او داشتند و توانستند جایگاه مهدویان را بهعنوان یکی از فیلمسازان تأثیرگذار نسل جدید سینمای ایران تثبیت کنند.
ساخت «شیشلیک» را میتوان نقطهای متفاوت در کارنامه او دانست. مهدویان در شبکه نمایش خانگی بار دیگر توانایی خود را در جذب مخاطب به نمایش گذاشت و با سریال «زخم کاری» یکی از موفقترین و پرمخاطبترین محصولات این حوزه را به نام خود ثبت کرد.
تنوع ژانری، توجه به جزئیات روایی و تلاش برای ترکیب واقعگرایی با درام، از مهمترین ویژگیهایی است که جایگاه او را در میان فیلمسازان معاصر ایران متمایز کرده است.
محمدرضا خردمندان؛ مرد انتخابهای دقیق!

محمدرضا خردمندان با نخستین فیلم بلند خود، «بیست و یک روز بعد»، بهعنوان فیلمسازی صاحب نگاه معرفی شد. این درام انسانی و تأثیرگذار، با وجود پرداختن به موضوعی آشنا، به واسطه نگاه متفاوت فیلمساز به روابط انسانی و پرهیز از کلیشههای رایج، توانست توجه منتقدان و مخاطبان را جلب کند و نام خردمندان را در میان استعدادهای نوظهور سینمای ایران مطرح کند.
خردمندان مدتی در تلویزیون فعالیت کرد و با «ناتوردشت» بار دیگر به سینما بازگشت. فیلمی الهامگرفته از یک رویداد واقعی که فراتر از بازسازی صرف واقعیت حرکت میکرد و با بهرهگیری از جزئیات روایی، فضاسازی حسابشده و نگاه شخصی کارگردان، به اثری مستقل و دارای هویت خاص خود تبدیل شد. «ناتوردشت» نشان داد خردمندان در مواجهه با سوژههای واقعی از کلیشههای ثبت شده عبور کرده و به کشف لایههای پنهان انسانی و دراماتیک واقعه توجه دارد.
خردمندان این روزها مشغول ساخت یک مجموعه نمایش خانگی با فضایی تاریخی و در بستر دوران صفویه است.
مجید توکلی؛ راوی خلاق!

مجید توکلی پیش از آنکه بهعنوان فیلمساز شناخته شود، در عرصه روزنامهنگاری فعالیت میکرد. نوشتههای خلاقانه و نگاه متفاوت او در نشریاتی مانند «همشهری جوان» و «چلچراغ» باعث شد نامش در میان روزنامهنگاران نسل جدید مطرح شود.
توکلی با فیلم «متولد ۶۵» بهعنوان یکی از استعدادهای تازه سینمای ایران معرفی شد. اثری که با انتخاب سوژهای کمتر دیدهشده، روایت مینیمال و شخصیتهایی ملموس و باورپذیر، توانست توجه منتقدان را به خود جلب کند.
یکی دیگر از حوزههایی که توکلی در آن به جایگاهی ویژه دست یافته، ساخت فیلمهای کوتاه پرتره درباره چهرههای سینمایی برای آیینهای بزرگداشت است. او در این قالب، با تلفیق پژوهش، روایت و نگاه شخصی، آثاری کارگردانی کرده که فراتر از سایر ویدئوهای مرسوم در این گونه عمل کرده و دارای وجوه هنری هستند.
کمدی متفاوت «عروسی مردم» و درام اجتماعی «عزیز» نشاندهنده علاقه توکلی به تجربهگرایی در گونههای مختلف سینمایی است. همچنین او حضور مؤثری در تولید مجموعه «مهمونی»(ایرج طهماسب) داشته است.
توکلی این روزها مشغول کارگردانی سریال «ریمنی» با بازی محمدرضا گلزار و مهران مدیری است.
سجاد مهرگان؛ ظهور یک استعداد در قاب کوچک!

در میان فیلمسازان متولد دهه شصت، سجاد مهرگان یکی از چهرههایی است که توانسته در مدیوم تلویزیون مسیری متفاوت از جریان غالب بر تولیدات این مدیوم طی کند. در دورهای که سریالهای تلویزیونی با کاهش اقبال عمومی و رقابت سنگین با پلتفرمهای نمایش خانگی مواجه هستند، مهرگان با کارگردانی مجموعه «آقای قاضی» موفق شد توجه طیف گستردهای از مخاطبان را دوباره به تلویزیون جلب کند.
نقطه قوت «آقای قاضی» در انتخاب هوشمندانه سوژه و پرداخت دراماتیک آن نهفته بود. این مجموعه با تمرکز بر پروندهها و اختلافات حقوقی روزمره، توانست مفاهیم و فرآیندهای قضایی را در قالبی جذاب و داستانمحور به مخاطب ارائه کند. مهرگان با پرهیز از پیچیدگیهای غیرضروری و تکیه بر موقعیتهای ملموس اجتماعی، اثری خلق کرد که هم از منظر نمایشی کشش لازم را داشت و هم جنبهای آموزشی و آگاهیبخش برای مخاطبان خود فراهم میکرد.
موفقیت «آقای قاضی» که در دو فصل و نزدیک به ۱۰۰ قسمت روی آنتن رفت، تنها به استقبال مخاطبان محدود نشد. این مجموعه بازیگری موفق به نام بهزاد خلج را معرفی کرد و زمینه دیده شدن بیشتر این بازیگر را در سینما و شبکه نمایش خانگی فراهم آورد.
مهرگان پس از این تجربه موفق، سراغ فضایی متفاوت رفت و مجموعه «کلینیک رویا» را کارگردانی کرد. اثری با رگههای کمدی و فانتزی که نشان داد او علاقهای به تکرار فرمولهای موفق پیشین ندارد. تغییر ژانر و خلق فضایی متفاوت در این مجموعه، بیانگر انعطافپذیری و جسارت او در آزمودن مسیرهای تازه بود. «کلینیک رویا» با بهرهگیری از ایدهای خلاقانه و فضایی متفاوت، در مقطعی که تلویزیون با کمبود آثار جذاب مواجه بود، توانست مخاطبان قابل توجهی را با خود همراه کند.
کارنامه سجاد مهرگان در مقایسه با بسیاری از همنسلانش هنوز در آغاز راه قرار دارد، اما همین تجربههای محدود نیز از حضور فیلمسازی حکایت میکند که به دنبال یافتن زبان و هویت شخصی خود به عنوان فیلمسازی مستعد است. توانایی او در روایتپردازی، انتخاب سوژههای نزدیک به زندگی روزمره و تجربه ژانرهای مختلف، این گمانه را تقویت میکند که در صورت ورود جدی به سینما یا شبکه نمایش خانگی، میتواند به یکی از چهرههای قابل توجه نسل جدید کارگردانها در سینمای ایران تبدیل شود.