جستجو در سایت

1404/10/13 16:34

از «اشرافیت کمدی» تا «زیست سلحشورانه در فقر» | چرا دیگر با مهران مدیری نمی‌خندیم اما عطاران محبوب است؟

از «اشرافیت کمدی» تا «زیست سلحشورانه در فقر» | چرا دیگر با مهران مدیری نمی‌خندیم اما عطاران محبوب است؟
در حالی که مهران مدیری با سریال جدیدش در تلویزیون و اظهارات جنجالی‌اش درباره «چرک بودن» طنز رضا عطاران، بر طبل فاصله‌گذاری طبقاتی در هنر می‌کوبد، بررسی کارنامه این دو نشان از شکاف عمیقی میان «کمدی اشرافی» و «طنز مردمی» دارد. در این گزارش به این پرسش پاسخ می‌دهیم که چرا مدیری از جایگاه تلخک محبوب جامعه به منتقدی از «بالا به پایین» بدل شد و چگونه زیست ساده و بی‌تکلف عطاران، او را در قلب مردم نگه داشته است.

اختصاصی سلام سینما؛ مهلا رنجبران | در اتمسفر کمدی ایران، نام مهران مدیری و رضا عطاران سال‌هاست که مانند دو قطب متضاد یک آهنربا، مخاطب را میان لبخندهای عصبی به ساختارهای قدرت و خنده‌های رها به روزمرگی‌های نکبت‌بار نوسان داده است. اما اخیراً جرقه‌ای دوباره این انبار باروت مقایسه را شعله‌ور کرد؛ جایی که مدیری در گفتگویی، کمدی عطاران را «چرک» نامید و بر طبل شیک‌پسندی خود کوبید. این اظهارنظر، فارغ از جنبه‌های ژورنالیستی، پرده از شکاف عمیقی برمی‌دارد که نه تنها در قاب دوربین، بلکه در زیست شخصی این دو چهره ریشه دوانده است.


بیشتر بخوانید:

چرا «شیش ماهه» انتظارات را برآورده نکرد؟ | آقای مدیری تکرار بس است!



تقابل «میزهای براق» با «سفره‌های پلاستیکی»

واکاوی آثار این دو نفر ما را به یک دوقطبی سینمایی جالب می‌رساند. مدیری در دوران اوج خود، متخصص خلق مدینه فاضله‌های فانتزی یا هجو سیستماتیک در فضاهای ایزوله بود. از برره تا قهوه تلخ، او همیشه در جستجوی «نظم در بی‌نظمی» بود. دوربین مدیری همواره فاصله‌ای ایمن با طبقه فرودست حفظ می‌کرد؛ گویی او می‌خواست نکبت را هم در بسته‌بندی‌های کادوپیچ‌شده و با نورپردازی‌های تخت و شیک به خورد مخاطب بدهد. همین طنز هم مخاطبان خودش را داشت، این زاویه ای از دوربین مردم را تسخیر می کرد و طنز اگزجره اش گویی به دل مردم می نشست.

در مقابل، عطاران کمدی را از دل دمپایی‌های لنگه‌به‌لنگه و زیرپوش‌های رکابی بیرون کشید. اگر کمدی مدیری از جنس ساتن و ابریشم بود، عطاران در «خانه به دوش» و «متهم گریخت»، کمدی را با طعم آبگوشت و نان بیات به سفره مردم آورد. او برخلاف مدیری، ابایی از نمایش زشتی نداشت، چرا که معتقد بود حقیقت زندگی در همین شلختگی‌های صادقانه جاری است، نه در میزانسن‌های عصا‌قورت‌داده.


سقوط از تخت پادشاهی به دره «دورهمی»

پرسش اساسی اینجاست که چرا مدیریِ امروز، حتی با سریال جدیدش در تلویزیون، دیگر آن نفوذ سابق را ندارد؟ پاسخ را باید در تغییر جایگاه او جستجو کرد.

مدیریِ دهه‌ی هفتاد و هشتاد، تلخک باهوشی بود که در قامت «شیرفرهاد» یا «بلوتوس»، از موضع یک منتقد اجتماعی با مردم هم‌صدا می‌شد. مانی رفیعی، روان درمانگر اگزیستانسیال هم در پستی اینستاگرامی تحلیل روان شناسی سقوط عاطفی مدیری را از شب های برره تا مصاحبه قیاسی تحلیل کرد و در بخشی از آن اشاره کرد از عصر «دورهمی» به بعد، مدیری ناگهان تغییر سنگر داد. مدیری که روزی نماد اعتراض به کج‌کارکردی‌ها بود، به کادری رفت که در آن، نگاهش از «کنار مردم» به نگاهی «از بالا به پایین» تغییر کرد.

پرستیژ اغراق‌شده، حواشی کنسرت‌های اشرافی و حضور در برنامه‌هایی که بیشتر بوی خودنمایی می‌داد تا هنر، میان او و مخاطبی که با سیلی صورتش را سرخ نگه می‌دارد، دیواری یخی کشید. او حالا در برج عاجی نشسته و از کمدی‌ای حرف می‌زند که خودش هم اعتراف می‌کند علاقه‌ای به آن ندارد؛ مدیری هنرمندی شد که با اکراه برای مردم نسخه خنده می پیچد.


عطاران؛ بدون پرستیژ اشرافی با شعار معمولی 

در حالی که این روزها نام مهران مدیری برای مردم مفهوم شیک‌سازی و پرستیژ اشرافی می دهد، رضا عطاران به شکلی رادیکال، «معمولی بودن» را برگزیده است. روایت‌های همکارانش از زیست ساده، نداشتن خودروی شخصی و پیاده‌روی در خیابان‌های شهر، تنها یک انتخاب سبک زندگی نیست، بلکه یک استراتژی هنری هوشمندانه است. عطاران می‌داند برای اینکه بتوانی به درد مردم بخندی، باید آن درد را زیر پوستت حس کرده باشی. عطاران دستش را در لایه‌های زیرین و نادیده گرفته شده جامعه فرو می‌برد؛ همان جایی که واقعیت با بوی تند فقر و عرق جبین گره خورده است. 

این روز ها که با فضای مجازی حواشی حول محور هنرمندان بیش از آثارشان دیده می شود، تعجبی ندارد اگر اسطوره ای قدیمی دیگر مانند گذشته بین مردم محبوب نباشد، درست زمانی که صحبت از زندگی معمولی و ساده رضا عطاران است، کنسرت های عجیب و غریب مهران مدیری و پسرش به چشم می خورد! یا حضور غرور بارش در برنامه پام والکس امیرحسین قیاسی که بعد از پخش، جنجالی های بسیاری در خصوص دستمزد میلیاردی ای که برای حضور چند ساعته در این برنامه دریافت کرده بود به چشم می خورد! همه این ها دیواری میان مدیری و مردم کشید.

پارادوکسِ وداع و بازگشت

در کنار تفاوت در زیست و فرم آثار، آنچه مرز میان این دو قطب کمدی را پررنگ‌تر می‌کند، عیار «صداقت با مخاطب» در بزنگاه‌های تصمیم‌گیری است. رضا عطاران سال‌هاست که تکلیف خود را با قاب جادو روشن کرده؛ او با صراحتی که از همان شخصیت خاکی اش انتظار می‌رود، بارها اعلام کرد که دیگر تمایلی به همکاری با تلویزیون ندارد و علی‌رغم تمام پیشنهادها، پای حرف خود ایستاد. این ثبات قدم، نوعی احترام به مخاطب محسوب می‌شد؛ پیامی با این مضمون که: «نمی‌خواهم با هر شرایطی روی آنتن باشم.»
اما در سوی دیگر، مهران مدیری در چرخه‌ای بی‌پایان از قهر و آشتی با تلویزیون گرفتار شده است. او بارها در گفتگوهایش از تمام شدن دغدغه‌هایش در صداوسیما گفت و حتی در برهه‌های حساس، ژستِ خداحافظی ابدی گرفت، اما هر بار با پروژه‌ای جدید و البته قراردادی سنگین‌تر، به همان قاب بازگشت. این رفت‌وآمدهای مداوم و تغییر موضع‌های ناگهانی، تصویر آن منتقدِ هوشمند را در ذهن مردم مخدوش کرد. برای مخاطبی که صداقت را در ایستادن پای حرف می‌بیند، تماشای مدیری که میان ژستِ اپوزیسیون و جایگاهِ سوپراستارِ رسمی نوسان می‌کند، کمی دشوار شده است. گویی عطاران با «نه» گفتن به تلویزیون، کنار مردم ماند، اما مدیری با «بله»‌های مکرر، میان میل به دیده شدن و ادعای تغییر، درجا زد.


پایان عصر کمدی‌های «اتو کشیده»

واقعیت سینمایی امروز نشان می‌دهد که مخاطب، دیگر به دکورهای چند میلیاردی و  کت‌ و شلوارهای آنچنانی نمی‌خندد. ریزش مخاطب آثار اخیر مدیری و بازخورد منفی حضورش در برنامه‌های امیرحسین قیاسی، نشان‌دهنده انقضای تاریخ مصرف نگاهی است که سینما را مینیاتوری و ویترینی می‌بیند. هنر عطاران در این است که شیشه‌های کثیف واقعیت را تمیز نمی‌کند، بلکه از پشت همان شیشه‌ها، زیباییِ نهفته در زشتی را نشان می‌دهد. شاید حق با مدیری باشد؛ کمدی او شیک است، اما در دنیایی که مردمش با چنگ و دندان زندگی می‌کنند، «شیک بودن» بیشتر شبیه به بی‌تفاوتی است تا هنر. در نهایت، تاریخ کمدی ایران نشان خواهد داد که ماندگاری با کسی است که در کوچه پس‌کوچه‌ها با مردم دویده، نه کسی که از پشت پنجره‌های دودی لکسوس، شهر را تماشا کرده است.

مهلا رنجبران

من مهلا رنجبران هستم؛ متولد ۱۳۸۱، فارغ‌التحصیل کارشناسی مهندسی نقشه‌برداری، و عاشق دنیای خبر و تصویر. خبرنگاری برای من فقط یک شغل نیست؛ چیزی‌ست که باهاش زندگی می‌کنم، نفس می‌کشم و ازش لذت می‌برم.
از سال 1404 با سلام سینما همکاری دارم و با تمرکز بر سینما، تلویزیون، چهره‌های هنری و حواشی فرهنگی، تلاش می‌کنم خبر را نه فقط منتقل، بلکه حس‌برانگیز کنم و با قلمم به کلمات روح ببخشم.


اخبار مرتبط
ارسال دیدگاه
captcha image: enter the code displayed in the image