تحلیل فیلم Sinners | «گناهکاران» واقعاً درباره چیست؟
.jpg?w=1200&q=75)
ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: «گناهکاران» (Sinners) ساخته رایان کوگلر با استقبال گسترده منتقدان روبهرو شد؛ اتفاقی که با توجه به داستان تأثیرگذار فیلم که بسیار فراتر از خونآشامهاست، اصلاً تعجبآور نبود. پیش از اکران، بزرگترین عامل جذب مخاطب حضور بازیگران مطرح بود؛ بهویژه مایکل بی. جردن که نقش دو برادر دوقلو، «اسموک» و «استک»، را بازی میکند. البته وعده فیلم برای ارائه روایتی تازه از اسطوره خونآشامها نیز جذابیت زیادی داشت و فیلم هم با استفاده از نقاط قوت و ضعف کلاسیک خونآشامها، این وعده را عملی کرد.

اما فیلم بسیار فراتر از این میرود و همپوشانی خانوادههای خونی و خانوادههای انتخابی را نشان میدهد؛ گروهی که در برابر تهدیدهای انسانی و ماورایی کنار هم میایستند. شخصیتهای اصلی فیلم از همان ابتدا با پیشینهای طولانی معرفی میشوند؛ کودکی مشترک، روابط عاشقانه، دوستیهای مادامالعمر و همین باعث میشود گردهمایی آنها در شب افتتاحیه «جوکجوینت» دوقلوها معنایی عمیقتر پیدا کند. ورود موسیقی «سَمی» (مایلز کاتن) نیز این پیوندها را به تاریخ و مفهوم جامعه متصل میکند.
چرا فیلم «گناهکاران» این نام را دارد؟
شخصیتها انسانهایی خطاکارند و جامعه تعریف خودش را از «گناه» دارد.
عنوان «گناهکاران» پرسشی ایجاد میکند: در این روایت، چه چیزی «گناه» محسوب میشود؟
پدر سمی (سال ویلیامز)، واعظ محلی، تلاش میکند پسرش را از نواختن موسیقی بلوز، بهویژه در مکانهایی مثل کلوب دوقلوها که با نوشیدنی و لذت همراه است، بازدارد. اما فیلم این اعمال را محکوم نمیکند؛ بلکه جشن و موسیقی را راهی برای رهایی، همدلی و اتصال نسلها به یکدیگر نشان میدهد.
عنصر «گناه» در گذشته اسموک و استک نیز دیده میشود: آنها برای کاپون در شیکاگو کار کردهاند، پول خرید ساختمان را دزدیدهاند و برای حفظ کسبوکارشان به خشونت متوسل میشوند. هر دو نیز شریکهای عاطفی خود را ترک کردهاند؛ استک، مری (هیلی استاینفلد) را که مادرش آنها را بزرگ کرده بود؛ و اسموک، همسرش آنی (وونمی موساکو) را پس از مرگ دخترشان.

کوگلر در گفتوگو با USA Today میگوید:
«این فیلم برای من درباره هویت است… اسموک خودش را پدری میبیند که بهخاطر گناهان گذشتهاش غیرقابلبخشش است، اما خودش را یک سرباز هم میبیند و سرباز یعنی قاتل.»
فیلم نشان میدهد که «گناه» گاهی نتیجه انتخابهای سخت در شرایط بیرحمانه است، و گاهی صرفاً برچسبی است که جامعه بر رفتارهای بیضرر میزند؛ مثل شبی پرهیاهو و آزادانه.
«گناهکاران» فقط درباره خونآشامها نیست
فیلم تصویری کامل از زندگی شخصیتها ارائه میدهد.
خونآشامها نیز در این تم نقش دارند؛ با مفاهیم سنتی درباره روح، رستگاری و دوزخ. آنها شرورند چون مردم را میکشند یا هویتشان را نابود میکنند. اما در عین حال، آنها نیز در تلاشاند «جامعه» خود را بسازند. «رِمیک» (جک اوکانل) بهویژه به موسیقی سمی علاقهمند است، چون میتواند «از میان زمان عبور کند» و او را به گذشته و عزیزان ازدسترفتهاش پیوند دهد.

در حالیکه خونآشامها تهدیدی فیزیکی و فوری ایجاد میکنند، پرده اول فیلم مجموعهای از تعارضهای انسانی را معرفی میکند: کارهای روزمره، روابط خانوادگی و عاشقانه، و بیعدالتیهای اجتماعی میسیسیپی دهه ۱۹۳۰. روابط میان شخصیتها (از شوخیهای استک و مری تا همکاری حرفهای با صاحبان فروشگاه، گریس و بو چو) بهاندازه کافی جذاب هستند که حتی بدون خونآشامها نیز داستانی کامل شکل بگیرد.
چگونه خونآشامها به تمهای مرکزی فیلم متصل میشوند؟
رِمیک و گروهش در تلاشاند «خانواده» خود را بسازند
کوگلر در گفتوگو با ورایتی میگوید:
«خونآشام ما باید در گفتوگو با تمهای خانواده و جامعه باشد… کافی نبود که فقط بخواهد گردن کسی را گاز بگیرد.»
رِمیک به قربانیانش وعده میدهد که بخشی از «جامعه» او شوند؛ جامعهای با قدرتهای ماورایی که میتواند با شرارتهایی مثل کوکلاکسکلان مقابله کند. او مشتاق است در جشن جوکجوینت شرکت کند، موسیقی سمی را تجربه کند و گذشتهاش را بازپس گیرد.
اما این «جامعه» بهایی سنگین دارد: مرگ، از دستدادن هویت و تبدیلشدن به ذهنی جمعی و بیاراده.

با این حال، فیلم خونآشامها را کاملاً سیاهوسفید نمیبیند. استک و مری لحظهای پس از مرگ آنی به خود میآیند و اندوه نشان میدهند. اسموک نیز در پایان نمیتواند برادرش را بکشد.
در صحنه پس از تیتراژ، استک و مری سالها بعد سمی را که حالا موسیقیدانی مشهور است، ملاقات میکنند. آنها هنوز شب حادثه را با نوعی دلتنگی به یاد میآورند؛ شبی که آخرین بار استک برادرش را دید.
رایان کوگلر درباره معنای «گناهکاران» چه میگوید؟
فیلم درباره خانواده، هویت و رستگاری یا چشمپوشی از آن است.
کوگلر درباره هویت میگوید:
«اسموک در کشتن به همان اندازه خوب است که سمی در آوازخواندن و استک در نقشهکشیدن.»
اینکه هر فرد خود را چگونه در جامعه میبیند، بخش مهمی از داستان است. اسموک میخواهد سمی مسیر «درست» را برود، اما سمی در نهایت هویت خود را بهعنوان نوازنده بلوز میپذیرد.
کوگلر درباره الهام اولیه فیلم نیز میگوید:
«وقتی مردم به میسیسیپی دهه ۱۹۳۰ فکر میکنند، یاد تبعیض و سختی میافتند. اما مردم در همان زمان جشن هم میگرفتند… و من فکر کردم این میتواند فیلمی برای زمانه ما باشد.»

«گناهکاران» روابط پیچیده، بحرانهای هویتی و خشونت خونآشامی را کنار هم قرار میدهد تا نشان دهد مهمترین چیز این است که شخصیتها بدانند چه کسی هستند و بهترین نسخه خود زمانیاند که کنار هم شادی میکنند.
خونآشامها هویت را تهدید میکنند، اما برخی از آنها نیز از این ساختار میگریزند. با مرور دوباره فیلم، لایههای بیشتری از تمها و جزئیات آشکار میشود؛ نشانهای از مهارت کوگلر در ترکیب ژانر وحشت با درامی عمیق و انسانی.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.