سایهی تلخِ واقعیت بر Euphoria؛ چرا سم لوینسون پایان سریال را بازنویسی کرد؟

آنچه در ابتدا به عنوان ادای احترامی نئونی و مهآلود به تجربیاتِ پرشورِ دوران دبیرستان آغاز شده بود، در طول هفت سال مسیرِ خود را تغییر داد و به درامی تلخ و نئو-وسترن بدل شد؛ جهانی که در آن سایهی نازیها، قاتلان و کارتلهای مواد مخدر، روی زندگیِ شخصیتها سنگینی میکرد. حالا با پخش قسمت پایانیِ فصل سوم، سم لوینسون پرده از تصمیمی برداشته که مسیرِ این قصه را برای همیشه تغییر داد.
وقتی مرگِ بازیگر، فیلمنامه را متحول میکند
درگذشتِ «انگس کلاود»، بازیگرِ محبوبِ نقش «فزکو» که بر اثر مصرفِ بیش از حد مواد مخدر رخ داد، برای لوینسون تنها از دست دادنِ یک همکار نبود؛ بلکه زنگ خطری بود که او را به بازنگری در مسئولیتِ هنریاش واداشت.
لوینسون در گفتوگو با نیویورک تایمز فاش کرد که پس از این حادثه، دیگر نمیتوانست روایتِ قبلیاش را ادامه دهد. او میگوید: «نمیتوان داستانی درباره اعتیاد در دنیای امروز گفت بدون اینکه عواقبِ واقعی و مرگبارِ آن را نشان داد. وقتی کلاود از دست رفت، احساس کردم باید فیلمنامه را بازنویسی کنم. حقیقت این است که اکثر مردم شانسِ دومی ندارند و فنتانیل میتواند در یک لحظه جان شما را بگیرد.»
پایانبندی؛ بدبینانه یا واقعگرایانه؟
برخی منتقدان پایانبندیِ سریال را بدبینانه توصیف کردهاند، اما لوینسون نظر دیگری دارد. او این پایان را نه یک ناامیدی مطلق، بلکه یک «هشدار» میداند: «این نقطه اوج، تراژیک است، اما حقیقت دارد. اگر امروز به مصرف مواد مخدر روی بیاورید، احتمال مرگ شما بسیار زیاد است.»
با این حال، او در میان این سیاهی، کورسویی از انسانیت را هم دیده است. سکانسهای پایانی که بر شکنندگیِ روابطِ شخصیتها تمرکز دارد، تلاشی است برای نمایشِ این نکته که تنها راهِ نجات، «جمعوجور کردنِ خود» و «مراقبت از عزیزان» است.
خداحافظی با سرخوشی
با پایانِ فصل سوم، لوینسون تأیید کرد که مسیرِ «سرخوشی» به خطِ پایان رسیده است. او با کنار زدنِ توهماتِ دنیایی که شخصیتهایش در آن غرق شده بودند، سعی کرد مخاطب را در جایگاهِ خانوادهای قرار دهد که عزیزی را به خاطرِ هیولای اعتیاد از دست داده است؛ انتخابی که به گفتهی خودش، «مسئولانهترین تصمیمی» بود که میتوانست برای پایانبندیِ این اثرِ جریانساز بگیرد.