۱۰ فیلمی که اگر از Backrooms خوشتان آمده، حتماً باید تماشا کنید

ترجمه اختصاصی سلام سینما؛ نگار رعنایی| فیلم «اتاقهای پشتی» (Backrooms) سرانجام پس از سالها انتظار روی پرده سینما رفت و با استقبال گسترده منتقدان و تماشاگران روبهرو شد؛ استقبالی که احتمال ساخت دنباله آن را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است. اما تا زمان بازگشت دوباره به دنیای هزارتوی ترسناک این فیلم، آثار دیگری هم وجود دارند که میتوانند همان حس سردرگمی، انزوا و وحشت لیمینال (Liminal Horror) را به مخاطب منتقل کنند. در ادامه، 10 فیلم این فهرست را مرور میکنیم.
۱۰. «آنسوی رنگینکمان سیاه» (Beyond the Black Rainbow) | ۲۰۱۰

اگر مهمترین ویژگی «اتاقهای پشتی» را فضاهای بیروح، غیرواقعی و رؤیاگونه آن بدانیم، «آنسوی رنگینکمان سیاه» یکی از نزدیکترین آثار به این تجربه است.
فیلم به کارگردانی پانوس کاسماتوس، داستان دختری جوان به نام النا را روایت میکند که در مؤسسهای مرموز به نام آربوریا زندانی شده است؛ مرکزی تحقیقاتی که از تواناییهای فراطبیعی او سوءاستفاده میکند. النا برای فرار، باید از چنگ دکتر بری نایل، دانشمندی بیرحم و غیرقابل پیشبینی، جان سالم به در ببرد.
راهروهای استریل و نورهای نئونی این مؤسسه، همان حس خفقان و انزوایی را ایجاد میکنند که در هزارتوی بیپایان «اتاقهای پشتی» دیده میشود؛ تا جایی که برخی از لوکیشنهای فیلم انگار مستقیماً از همان جهان کابوسوار بیرون آمدهاند.
۹. «تمام میشود» (It Ends) | ۲۰۲۵

«تمام میشود» یکی از تحسینشدهترین فیلمهای ترسناک مستقل سال ۲۰۲۵ است؛ اثری که حتی کین پارسونز، کارگردان «اتاقهای پشتی»، آن را یکی از نزدیکترین فیلمها به اثر خودش معرفی کرده است.
داستان درباره چهار نوجوان است که در جادهای بیانتها گرفتار میشوند؛ مسیری که بهتدریج آنها را تا مرز جنون پیش میبرد. هر بار که خودرو متوقف میشود، دهها انسان درمانده از دل تاریکی ظاهر میشوند و از آنها درخواست کمک میکنند.
فیلم با تلفیق وحشت لیمینال و بحرانهای هویتی دوران نوجوانی، تجربهای متفاوت خلق میکند. الکساندر اولوم، کارگردان فیلم، از اثرش بهعنوان «یک فیلم ترسناک به سبک ریچارد لینکلیتر» یاد کرده است؛ توصیفی که بهخوبی حالوهوای خاص آن را نشان میدهد.
۸. «بزرگراه گمشده» (Lost Highway) | ۱۹۹۷

هیچ فهرستی از آثار وحشت لیمینال بدون نام دیوید لینچ کامل نخواهد بود. اگرچه آثاری مانند «توئین پیکس» و «امپراتوری درون» نیز نمونههای درخشانی از این سبک هستند، اما «بزرگراه گمشده» بیش از هر فیلم دیگری حس گم شدن در واقعیتی نامعلوم را منتقل میکند.
داستان فیلم درباره نوازنده ساکسوفونی به نام فرد است که بهتدریج حضور مردی مرموز با دوربین فیلمبرداری را در اطراف خود احساس میکند؛ حضوری که مرز میان خیال و واقعیت را کاملاً از بین میبرد.
بزرگراه بیپایان، راهروهای هتل و خانهای که دیگر شبیه خانه نیست، فضایی خلق میکنند که مخاطب را تا پایان فیلم در وضعیت اضطراب و سردرگمی نگه میدارد؛ همان حسی که «اتاقهای پشتی» نیز بر پایه آن بنا شده است.
۷. «داگویل» (Dogville) | ۲۰۰۳

شاید «داگویل» در نگاه اول انتخابی غیرمنتظره برای طرفداران «اتاقهای پشتی» باشد، اما تجربه تماشای آن بهشدت یادآور همان حس ناامنی و بیگانگی است.
لارس فون تریه تقریباً تمام فیلم را روی صحنهای خالی و بدون دکور واقعی ساخته است. خانهها فقط با خطوطی روی زمین مشخص شدهاند و همین تصمیم، جهانی میآفریند که انگار هرگز وجود خارجی نداشته است.
داستان درباره زنی به نام گریس با بازی نیکول کیدمن است که به شهری دورافتاده پناه میبرد، اما رفتار عجیب و روزبهروز خشنتر ساکنان شهر، زندگی او را به کابوسی روانشناختی تبدیل میکند. انزوای کامل این شهر و روابط غیرطبیعی شخصیتها، «داگویل» را به اثری نزدیک به فضای ذهنی «اتاقهای پشتی» تبدیل کرده است.
۶. «خروجی شماره ۸» (Exit 8) | ۲۰۲۵

اقتباسهای سینمایی از بازیهای ویدیویی معمولاً با موفقیت همراه نیستند، اما «خروجی شماره ۸» یکی از استثناهای مهم سالهای اخیر محسوب میشود.
داستان فیلم درباره مردی است که پس از پایان ساعت کاری، وارد تونلهای متروی توکیو میشود و ناگهان خود را در چرخهای بیپایان از راهروهای تکراری گرفتار میبیند. تنها راه فرار این است که هشت بار متوالی مسیر را بدون اشتباه طی کند. اما اگر کوچکترین ناهنجاری یا اتفاق غیرعادی را نادیده بگیرد، همهچیز از ابتدا آغاز خواهد شد.
«خروجی شماره ۸» همان حس خفقان، تکرار و سرگردانی را که طرفداران «اتاقهای پشتی» دوست دارند، به شکلی هوشمندانه به تصویر میکشد و به همین دلیل یکی از بهترین گزینهها برای ادامه این تجربه است.
۵. «پروژه جادوگر بلر» (The Blair Witch Project) | ۱۹۹۹

«اتاقهای پشتی» تا حد زیادی وامدار سبک فیلمسازی «تصاویر پیداشده» (Found Footage) است و به همین دلیل نمیتوان درباره آثار مشابه آن صحبت کرد و نام «پروژه جادوگر بلر» را به میان نیاورد.
این فیلم که یکی از موفقترین آثار مستقل تاریخ سینما محسوب میشود، داستان سه مستندساز جوان را روایت میکند که برای تحقیق درباره افسانهای محلی وارد جنگلهای مریلند میشوند؛ اما بهتدریج در فضایی مرموز و غیرقابل توضیح گرفتار میشوند.
اگرچه بخش عمده داستان در فضای باز اتفاق میافتد، اما حس گمگشتگی، صداهای ناشناس، نشانههای عجیب و حضور نیرویی نامرئی، همان اضطراب و سرگردانیای را ایجاد میکند که در «اتاقهای پشتی» نیز دیده میشود.
۴. «درخشش» (The Shining) | ۱۹۸۰

وقتی صحبت از وحشت لیمینال به میان میآید، کمتر فیلمی به اندازه شاهکار استنلی کوبریک تأثیرگذار بوده است.
هتل اورلوک در فصل زمستان، نمونهای کامل از یک فضای منزوی و هراسآور است؛ مکانی با راهروهای بیانتها، سالنهای خالی و سکوتی سنگین که هر لحظه میتواند به کابوسی مرگبار تبدیل شود.
داستان درباره خانواده تورنس است که برای مراقبت از هتل در فصل تعطیلی به آنجا نقل مکان میکنند. اما بهتدریج جک تورنس تحت تأثیر نیروهای تاریک هتل قرار میگیرد و همسر و فرزندش را در معرض خطری بزرگ قرار میدهد.
راهروهای مشهور اورلوک و حس دائمی گم شدن در فضایی که هم آشنا و هم بیگانه است، «درخشش» را به یکی از مهمترین الهامبخشهای آثار مدرن وحشت لیمینال تبدیل کرده است.
۳. «ما» (Us) | ۲۰۱۹

در نگاه اول، فیلم «ما» ساخته جردن پیل شاید ارتباط مستقیمی با «اتاقهای پشتی» نداشته باشد؛ اما هرچه بیشتر در جهان آن فرو بروید، شباهتهای بیشتری پیدا خواهید کرد.
فیلم داستان خانوادهای را روایت میکند که ناگهان توسط نسخههای مشابه و خشن خودشان مورد حمله قرار میگیرند. این مهاجمان از شبکهای عظیم از تونلهای زیرزمینی میآیند؛ مکانی اسرارآمیز که سالها از چشم جهان پنهان مانده است.
مانند «اتاقهای پشتی»، «ما» نیز تنها به ترساندن مخاطب اکتفا نمیکند و در لایههای زیرین خود، به موضوعاتی مانند هویت، طبقات اجتماعی و زندگی مدرن میپردازد. بخش زیادی از داستان نیز عمداً بدون پاسخ قطعی باقی میماند تا تماشاگر خود تفسیرش کند.
۲. «اسکینامارینک» (Skinamarink) | ۲۰۲۲

اگر قرار باشد فیلمی را نام ببریم که بیش از هر اثر دیگری از نظر حالوهوا به «اتاقهای پشتی» شباهت دارد، احتمالاً «اسکینامارینک» یکی از نخستین گزینهها خواهد بود.
این فیلم مستقل و کمهزینه داستان دو کودک را دنبال میکند که پس از ناپدید شدن ناگهانی پدرشان، خود را در خانهای گرفتار میبینند که قوانین عادی جهان در آن دیگر کار نمیکند.
کارگردان فیلم، کایل ادوارد بال، با استفاده از قاببندیهای نامتعارف، نورپردازی محدود و فضاهای خالی، تجربهای خلق کرده که بیشتر شبیه یک کابوس دوران کودکی است تا یک فیلم ترسناک متعارف.
حضور شخصیتهای کودک نیز باعث میشود حس درماندگی و ترس در تمام طول فیلم چند برابر شود.
۱. «ویواریوم» (Vivarium) | ۲۰۱۹

صدرنشین این فهرست فیلمی است که شاید بیش از هر اثر دیگری بتوان آن را خویشاوند معنوی «اتاقهای پشتی» دانست.
«ویواریوم» داستان زوجی با بازی جسی آیزنبرگ و ایموجن پوتس را روایت میکند که برای بازدید از یک شهرک مسکونی جدید به نام یاندر مراجعه میکنند. اما پس از ورود، متوجه میشوند هیچ راهی برای خروج وجود ندارد و هر مسیری که انتخاب کنند، دوباره به همان خانه بازمیگردند.
خانههای کاملاً یکشکل، خیابانهای تکراری، آسمان مصنوعی و نبود هرگونه نشانهای از دنیای واقعی، فضایی خلق میکند که گویی مستقیماً از دل «اتاقهای پشتی» بیرون آمده است.
اما آنچه «ویواریوم» را به انتخابی ایدهآل برای طرفداران این ژانر تبدیل میکند، تنها فضای بصری آن نیست. فیلم در پس ظاهر علمیتخیلی و روانشناختی خود، نقدی تلخ بر زندگی مدرن، روزمرگی و فشارهای اجتماعی ارائه میدهد؛ موضوعاتی که تجربه تماشای آن را بسیار فراتر از یک فیلم ترسناک معمولی میبرند.

دانشآموخته ادبیات انگلیسی و مترجمی با هفت سال تجربه کار. یک سال است در «سلام سینما» به تولید محتوا درباره سینمای جهان مشغولم. همیشه دنبال داستانهای جدید و تجربههای متفاوت در دنیای هنر هستم.